سه شنبه, ۲۵ تیر, ۱۳۹۸ / 16 July, 2019
مجله ویستا

رهی دارم که از دوری به پایان دیر می‌آید


رهی دارم که از دوری به پایان دیر می‌آید    سری کز بی سرانجامی به سامان دیر می‌آید
به پیراهن دریدن تا به دامان می‌رود دستم    ز ضعفم چاک پیراهن به دامان دیر می‌آید
صبا جنبید و میدان رفته شد یارب چرا این سان    به جولان آن سوار گرم جولان دیر می‌آید
دل و جان از حسد در آتش انداز انتظار او    سپه جمعست میدان گرم و سلطان دیر می‌آید
از آن سو صد بشارتها فغان دادند زین جانب    به استقبال جانهم رفت و جانان دیر می‌آید
دلم بهر نگاه آخرین هم می‌طپد آخر    که شد پیمانه پر آن سست پیمان دیر می‌آید
طبیب محتشم را نیست در عالم جز این عیبی    که بر بالین بیماران هجران دیر میید
همچنین مشاهده کنید

 مرور روزنامه‌ها


 گزارش / تحلیل

 از میان خبرها

امداد خودرو و یدک کش تهران و تعمیر کار سیار

سایت همشهری‌آنلاینسایت دیدارنیوزسایت سخت‌افزارمگسایت زومیتسایت نامه نیوز