دوشنبه, ۱۳ مرداد, ۱۳۹۹ / 3 August, 2020
مجله ویستا

امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود


امشب که چشم مست تو در مهد خواب بود    مهد زمین ز گریه‌ی من غرق آب بود
دیوانه‌ای که غاشیه داری به کس نداد    تا پای شهسوار بلا در رکاب بود
دی کامد آفتاب و خریدار شد تو را    با مشتری مقابله‌ی آفتاب بود
در نامه‌ی عمل ملک از آدمی کشان    گر می‌نوشت جرم تو را بی حساب بود
از جنبش نسیم زد آتش به خرمنم    آن روی آتشین که به زیر نقاب بود
تنها گذشت و یکقدم از پی نرفتمش    پایم ز بس که در وحل اضطراب بود
بر خاک محتشم به تواضع گذر که او    روزی بر آستان تو عالیجناب بود


همچنین مشاهده کنید




خبرگزاری ایلناسایت رویداد 24روزنامه آفتاب یزدروزنامه دنیای اقتصادروزنامه همدلیسایت الفروزنامه خراسانسایت زومیتروزنامه توسعه ایرانیخبرگزاری ایسنا