جمعه, ۲۶ مهر, ۱۳۹۸ / 18 October, 2019
مجله ویستا

مست از درم درآمد دوش آن مه تمام


مست از درم درآمد دوش آن مه تمام    دربر گرفته چنگ و به کف برنهاده جام
بر روز روشن از شب تیره فکنده بند    وز مشک سوده بر گل سوری نهاده دام
آهنگ پست کرده به صوت حزین خویش    شکر همی فشانده ز یاقوت لعل‌فام
گفتی که لعل ناب و عقیق گداخته است    درجام او ز عکس رخ او شراب خام
بنشست بر کنار من و باده نوش کرد    آن ماه سروقامت و آن سروکش خرام
گفت ای کسی که در همه عمر از جفاء چرخ    با من شبی به روز نیاورده‌ای به کام
اینک من و تو و می لعل و سرود و رود    بی‌زحمت رسول و فرستادن پیام
با چنگ بر کنار بد اندر کنار من    مخمور تا به صبح سفید از نماز شام
در گوشه‌ای که کس نبد آگه ز حال ما    زان عشرت به غایت و زان مستی تمام
نه مطرب و نه ساقی و نه یار و نه حریف    او بود و انوری و می لعل والسلام

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




روزنامه خراسانروزنامه شهروندخبرگزاری مهرروزنامه سازندگیخبرگزاری ایرنا