دوشنبه, ۳۰ دی, ۱۳۹۸ / 20 January, 2020
مجله ویستا

درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را


درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را    شعله‌ای آتشی افروخته آه که تو را
در پیت رخش که گرمست که غرق عرقی    عصمت افکنده در آتش به گناه که تو را
می‌رسی مظطرب از گر دره‌ای یوسف حسن    دهشت آورده دوان از لب چاه که تو را
می‌نماید که به قلبی زده‌ای یک تنه وای    در میان داشته آشوب سپاه که تو را
تیره رنگست رخت یارب از الایش طبع    کرده آئینه‌ی خود رنگ سیاه که تو را
کز پناهت نشدی پاس خدا ای غافل    کوشش هرزه کشیدی به پناه که تو را
گر نه در محتشم آتش زده بی‌راهی تو    شده آه که بلند و زده راه که تو را

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




خبرگزاری فارسروزنامه همشهریروزنامه فرهیختگانروزنامه دنیای اقتصادسایت الفروزنامه همدلیخبرگزاری برناروزنامه آفتاب یزدسایت دیدارنیوزخبرگزاری ایسنا