جمعه, ۹ اسفند, ۱۳۹۸ / 28 February, 2020

مجله ویستا

از ماه رخی نوش لبی شوخ بلایی


از ماه رخی نوش لبی شوخ بلایی    هر روز همی بینم رنجی و عنایی
شکرست مر آنرا که نباشد سر و کارش    با پاک‌بری عشوه‌دهی شوخ دغایی
گویی که ندارد به جهان پیشه‌ی دیگر    جز آنکه کند با من بیچاره جفایی
تا چند کند جور و جفا با من عاشق    ناکرده به جای من یکروز وفایی
تا چند کشم جورش من بنده به دعوی    یعنی که همی آیم من نیز ز جایی
دانم که خلل ناید در حشمت او را    گر عاشق او باشد بیچاره گدایی
گر جامه کنم پاره و گر بذل کنم دل    گوید که مرا هست درین هر دو ریایی
خورشید رخست او و سنایی را زان چه    چون نیست نصیب او هر روز ضیایی

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی


 از میان خبرها




خبرگزاری فارسخبرگزاری تسنیمسایت ارانیکوسایت رویداد 24خبرگزاری ایلناسایت آفتاب نیوزروزنامه خراسانسایت خبرآنلاینوبگردیسایت نامه نیوز