پنجشنبه, ۲۳ آبان, ۱۳۹۸ / 14 November, 2019
مجله ویستا

بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیم


بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیم    با قد خم شده طوق سر زنجیر شدیم
در جهان بس که گرفتیم کم خود چو هلال    آخرالامر چو خورشید جهانگیر شدیم
بعد صد چله به قدی چو کمان در ره عشق    یکی از خاک نشینان تو چون تیر شدیم
قلعه‌ی تن که خطر از سپه تفرقه داشت    زان خطر کی به در از رخنه‌ی تدبیر شدیم
رد نشد تیر بلای تو به تدبیر از ما    ما همانا هدف ناوک تقدیر شدیم
داد دادیم وفا را و ز بدگوئی غیر    متهم پیش سگان تو به تقصیر شدیم
محتشم عشق و جوانی و نشاط از تو که ما    در غم و محنت آن تازه جوان پیر شدیم

همچنین مشاهده کنید
 وبگردی






سایت الفخبرگزاری تسنیمسایت انتخابسایت همشهری‌آنلاینروزنامه تعادل