پسودوکيستهاى پانکراس تجمعاتى از مايع همراه با کپسول هستند که غلظتهاى بالائى از آنزيم دارند و از پانکراس منشاء مىگيرند. ديوارههاى يک پسودوکيست از فيبروز التهابى غشاهاى صفاقي، مزانتريت و سروزال تشکيل شده که از گسترش پيدا کردن شيرهٔ پانکراس جلوگيرى مىکند. واژهٔ پسودوکيست بيانکنندهٔ اين مطلب است که پسودوکيست پوشش اپىتليالى ندارد، در حالىکه کيستهاى واقعى با اپىتليوم پوشيده شدهاند.
دو فرآيند متفاوت در پاتوژنز پسودوکيستهاى پانکراس دخالت دارند. بسيارى از پسودوکيستها از عوارض پانکراتيت حاد شديد هستند. در اين موارد، در اثر نشت شيرهٔ پانکراس و نکروز بافتي، تجمعى از مايع استريل تشکيل مىشود که با بهبود التهاب نيز برطرف نمىشود. عفونت بعدى در اين تجمعات بهجاى پسودوکيست، باعث بروز آبسه مىشود. در ساير بيماران، بهخصوص الکلىها يا مصدومان، پسودوکيستها بدون پانکراتيت حاد قبلى بروز مىکند. مکانيسم تشکيل پسودوکيست در اين موارد عبارت است از انسداد مجرا و تشکيل يک کيست احتباسي، در اين موارد عبارت است از انسداد مجرا و تشکيل يک کيست احتباسي، که همزمان با اينکه به خارج از حدود غده رشد مىکند پوشش اپىتليالى خود را نيز از دست مىدهد. در پسودوکيستهاى ناشى از تروما، علائم معمولاً تا چندين هفته پس از واردآمدن آسيب بروز نمىکنند. بعضى از پسودوکيستها اياتروژنيک هستند و مثلاً بههنگام اسپلنکتومى ايجاد مىشوند؛ در ساير موارد از يک ضربهٔ خارجى به شکم ناشى مىشوند.
پسودوکيستها در حدود ۲% از موارد پانکراتيت حاد ديده مىشوند. کيستها در ۸۵% از موارد منفرد و در ساير موارد متعدد هستند.
عوارض
عفونت
عفونت از جمله عوارض نادر است که باعث تب بالا، لرز، و لکوسيتوز مىشود. بهمحض مشکوکشدن به تشخيص بايد درناژ انجام شود.
پارگى
پارگى ناگهانى پسودوکيست بهدرون حفرهٔ آزاد صفاق پريتونيت شيميائى شديدى ايجاد مىکند که با سفتى تخته - مانند شکم و درد شديد همراه است. ديوارهٔ پسودوکيست پاره شده معمولاً شکنندهتر از آن است که بخيهها را بهخود نگه دارد، درنتيجه اکثر کيستهاى پارهشده بايد از خارج درناژ شوند.
خونريزى
خونريزى ممکن است بهدرون حفرهٔ کيست و يا بهدرون يکى از احشاء مجاور آن که کيست به آن راه پيدا کرده است رخ دهد. اگر کيست به معده راه پيدا کرده باشد، ممکن است بيمار دچار هماتمز يا ملنا شود و يا مايع آسپيرهشده از لولهٔ نازوگاستريک خونى باشد.
يافتههاى بالينى
نشانهها و علائم
تشخيص پسودوکيست زمانى مطرح مىشود که بيمار مبتلا به پانکراتيت حاد پس از گذشت يک هفته از شروع درمان، بهبود پيدا نمىکند، يا زمانى که پس از بهبود موقت، علائم عود مىکنند.
صرفنظر از چگونگى مرحلهٔ پرودرمال، درد شايعترين يافته است. تب، کاهش وزن، حساسيت، و تودهٔ قابل لمس در حدود نيمى از بيماران يافت مىشوند. تعداد اندکى از بيماران دچار زردى هستند که از تظاهرات انسداد قسمت داخل پانکراسى مجراى صفراوى محسوب مىشود.
يافتههاى آزمايشگاهى
افزايش آميلاز سرم و لکوسيتوز در حدود نيمى از بيماران وجود دارد. اگر سطوح بيلىروبين نيز افزايش پيدا کرده باشند، نشانهٔ انسداد مجراى صفراوى خواهد بود.
بررسىهاى تصويربردارى
CTاسکن بهترين مطالعهٔ تشخيصى است. اندازه و شکل کيست و مجاورات آن با ساير احشاء در CTاسکن ديده مىشود. شکل پسودوکيستهاى حاد غالباً نامنظم است؛ پسودوکيستهاى مزمن در اغلب موارد مدور و يا چيزى شبيه به آن هستند.
اگرچه اولتراسونوگرافى پسودوکيستها را نيز نشان مىدهد، ميزان جزئيات مهمى که با اين روش بهدست مىآيد کمتر از CTاسکن است و درنتيجه، اولتراسونوگرافى عمدتاً براى پيگيرى تغييرات اندازهٔ پسودوکيست حادى که قبلاً با CTاسکن تصويربردارى شده است، کاربرد دارد؛ به اين ترتيب ميزان مواجههٔ با اشعهٔ X به حداقل مىرسد.
اگر در CTاسکن و يا براساس نتايج تستهاى عملکرد کبد اينطور به نظر بيايد که مجراى صفراوى يا مجراى پانکراس دچار ناهنجارىهاى بارزى شدهاند، بايد ERCP انجام شود.
در راديوگرافى با مادهٔ حاجب از دستگاه گوارش فوقانى غالباً يک توده در ساک کوچک ديده مىشود که شکل معده يا دوازدهه را برهم زده است، ولى اين نوع اطلاعات ارزش خاصى ندارند. انديکاسيون اصلى براى راديوگرافى با مادهٔ حاجب از دستگاه گوارش فوقانى اين است که در بيمارانى که استفراغ مىکنند، محل انسداد معده يا دوازدهه مشخص شود.