دوشنبه, ۴ شهریور, ۱۳۹۸ / 26 August, 2019
مجله ویستا

ای که دیگر بی‌گناه از من عنان پیچیده‌ای


ای که دیگر بی‌گناه از من عنان پیچیده‌ای    دشمنی کردی روی از دوستان پیچیده‌ای
زور بر ما ناپسند آمد که از روی قیاس    پنجه‌ی مسکین و دست ناتوان پیچیده‌ای
گر به سالی یک سخن با ما بگویی از دروغ    راست پنداری درو رمزی نهان پیچیده‌ای
آشکارا دی فرستادی دعایی نزد من    زیر هر حرفیش دشنامی نهان پیچیده‌ای
نامه‌ای دوشم فرستادی به نام آشتی    چون به دیدم، بیست جنگش در میان پیچیده‌ای
التماس بوسه‌ای کردم شبی، رفتی به خشم    وین نهان عمری برآمد تا در آن پیچیده‌ای
زلف و رویت جانب ما گوش می‌دارند و تو    زلف را زین تاب دادی، روی از آن پیچیده‌ای
قصه ها دارم، ولی نتوان نمودن پیش تو    کاوحدی را دم فرو بستی، زبان پیچیده‌ای

همچنین مشاهده کنید

 مرور روزنامه‌ها

 گزارش / تحلیل




 وبگردی

 از میان خبرها


سایت الفروزنامه آرمان ملیروزنامه آفتاب یزدسایت زومیتسایت 55 آنلاین