شنبه, ۲۶ مرداد, ۱۳۹۸ / 17 August, 2019
مجله ویستا

راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست


راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست    وندرین ره نفس کش کافر ز بهر کشتنست
نفس اماره و لوامه‌ست و دیگر ملهمه    مطمنه با سه دشمن در یکی پیراهنست
خاک و باد و آب و آتش در وجود خود بدان    رو درین معنی نظر کن صدهزاران روزنست
چار نفس و چار طبع و پنج حس و شش جهت    هفت سلطان باده و دو جمله با هم دشمنست
نفس را مرکب مساز و با مراد او مرو    همچو خر در گل بماند گر چه اصلش تو سنست
از در دروازه‌ی لا تا به دارالملک شاه    هفهزار و هفصد و هفتاد راه و رهزنست
خواجه دارد چار خواهر مختلف اندر وجود    نام خود را مرد کرده پیش ایشان چون زنست
در شریعت کی روا باشد دو خواهر یک نکاح    در طریقت هر دو را از خود مبرا کردنست
سوزنی را پای بند راه عیسی ساختند    حب دنیا پای بندست ار همه یک سوزنست
هیچ دانی از چه باشد قیمت آزاده مرد    بر سر خوان خسیسان دست کوته کردنست
بر سر کوی قناعت حجره‌ای باید گرفت    نیم نانی می‌رسد تا نیم جانی در تنست
گر ز گلشنها براند ما به گلخنها رویم    یار با ما دوست باشد گلخن ما گلشنست
ای سنایی فاقه و فقر و فقیری پیشه کن    فاقه و فقر و فقیری عاشقان را مسکنست
همچنین مشاهده کنید


 مرور روزنامه‌ها

 گزارش / تحلیل



 وبگردی
 از میان خبرها




سایت ارانیکوروزنامه ابتکارسایت تابناکسایت همشهری‌آنلاینخبرگزاری تسنیم