اندیشکده کوئینسی: آمریکا و متحدانش بیشترین سهم را در جنگهای خاورمیانه دارند
 به گزارش الف در این گزارش از شش کشور منطقه‌ای درگیر در مداخلات، پنج کشور – عربستان سعودی، امارات متحده عربی، ترکیه، قطر و اسراییل – یاده شده که از سوی ایالات متحده حمایت و تامین مالی می‌شوند و تسلیحات دریافت می‌کنند و دیگری ایران است که رابطه‌ای با آمریکا ندارد. این گزارش تصریح میکند که ایران «به‌تنهایی مقصر نیست»، بلکه یکی از چندین قدرتی است که در منطقه حضور دارد – قدرت‌هایی که در میان آنها برخی از دولت‌های تحت حمایت آمریکا نیز وجود دارند. ماتیو پتی (Matthew Petti)می‌نویسد :1.پژوهش تازه‌ی من و تریسا پارسی برای اندیشکده کوئینسی تحت عنوان «دست پاکی وجود ندارد: مداخلات قدرت‌های خاورمیانه، 2010-2020» با نگاهی به منازعات دهه‌ی گذشته در خاورمیانه نشان می‌دهد که ایران تنها مقصری نیست که به دلیل ناکامی‌های آمریکا پا به میدان عمل گذاشته است. بلکه، یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که چند قدرت منطقه‌ای از ناآرامی‌های دوران پس از بهارعربی بهره‌برداری کرده‌اند و شرکا و دشمنان آمریکا، به‌طور یکسان، درگیر جنگ‌های خونین نیابتی شده‌اند. 2.در این گزارش به نقش آمریکا در منطقه نیز پرداخته شده است. از شش کشور منطقه‌ای درگیر در مداخلات، پنج کشور – عربستان سعودی، امارات متحده عربی، ترکیه، قطر و اسراییل – از سوی ایالات متحده تامین مالی می‌شوند و تسلیحات دریافت می‌کنند. (در واقع، یک سوم کل صادرات تسلیحات آمریکا از سال 2010 تا 2020 به این پنج کشور اختصاص یافته است). در حالی که اقدامات این کشورها همیشه مورد تایید رهبران آمریکا نیست، اما ایالات متحده سالانه با اختصاص میلیاردها دلار کمک تسلیحاتی و نظامی از آنها حمایت می‌کند. 3- هیچ یک از این کشورها به‌تنهایی مقصر بی‌ثباتی دهه‌ی گذشته نیست. به نظر می‌رسد به جای اینکه مداخله به ناآرامی بیانجامد، ناآرامی باعث مداخله‌گری می‌شود. آتش منازعاتی مانند جنگ‌های داخلی سوریه، لیبی، عراق و یمن به خودی خود – یا بر اثر مداخله نظامی آمریکا – و پیش از به میان آمدن پای قدرت‌های منطقه‌ای، روشن شد. همچنین با ورود یک قدرت منطقه‌ای به یک منازعه، سایر قدرت‌ها نیز به سرعت از آن پیروی کردند.4.در روابط بین‌الملل پدیده‌ی رایجی به نام «معمای امنیت» وجود دارد. در شرایطی خاص، کشور‌ها می‌پندارند که تنها راه تضمین امنیت خودشان، تضعیف موقعیت رقبایشان است. داده‌ها نشان می‌دهد که این پدیده دقیقا همان چیزی است که در دهه گذشته در خاورمیانه رخ داد. 5.در این پژوهش برخی توصیه‌ها برای گفتگوهای هسته‌ای دولت بایدن با ایران نیز وجود دارد. برخی از تندروهای آمریکایی تاکید می‌کنند که تحریم‌های اقتصادی آمریکا فعالیت‌های منطقه‌ای ایران را محدود کرده است و لغو این تحریم‌ها سیلی از پول نقد را در اختیار جمهوری اسلامی قرار می‌دهد تا در جنگ‌های خارجی هزینه کند. اما طبق داده‌های این پژوهش، برای درستی این ادعا هیچ سندی وجود ندارد؛ مداخلات منطقه‌ای ایران قبل از توافق هسته‌ای 2015 به اوج رسید و در طول دوران رفع تحریم‌ها و اعمال دوباره‌ی آنها ثابت ماند.6.کشورهایی مانند عربستان، ترکیه و امارات مداخلاتشان را پس از نهایی شدن برجام افزایش دادند. در واقع، آنها از پیامدهای دیپلماسی آمریکا و ایران برای خودشان در هراس بودند. به گفته‌ی باراک اوباما، اگر ایالات متحده دیگر از قدرت نظامی آمریکا برای امتیازدهی به کشورهای مذکور استفاده نمی‌کرد، کشورهایی مانند عربستان سعودی باید فعال‌تر می‌شدند.7.با اینحال، بخش بزرگی از تنش‌زایی‌ها ربطی به ایران و رقبایش نداشت. بسیاری از منازعاتی که از سال 2014 به بعد بالا گرفت عملا جنگ‌های نیابتی بین شرکای واشنگتن بود، از جمله منازعه قطر و امارات در لیبی و منازعه ترکیه و کردها در سوریه و عراق؛ و مقامات آمریکایی حتی به برخی از این منازعات دامن زدند.8. با توجه به نقش مهم ایالات متحده در مسلح کردن و حمایت از قدرت‌های مداخله‌گر، این کشور از اهرم تنش‌زدایی در منازعات بین شرکایش نیز برخوردار است. سیاستمداران آمریکایی شاید نتوانند تمام مسائل بین شرکای ایالات متحده از جمله قطر و عربستان را حل و فصل کنند، اما می‌توانند از این کشورها بخواهند که در بکارگیری ابزاری که آمریکا در اختیارشان گذاشته است، با مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی بیشتری عمل کنند.9. سرانجام اینکه، مسئله به هیچ دولت دردسرساز خاصی مربوط نمی‌شود، بلکه مسائل کل خاورمیانه اهمیت دارد. این عامل می‌تواند کشورها را به گفتگو با یکدیگر و پایان دادن به ایجاد خلاء قدرت، که شروعی برای رقابت‌های بی‌رحمانه است، تشویق کند.پایان