
نیویورک تایمز با این مقدمه در بررسی ابعاد مدیریتی ترامپ نوشته است: مقایسه ترامپ با سایر روسای جمهور دشوار است. قلدری میتواند به ترامپ چیزهایی بدهد که سایر روسای جمهور آمریکا به دست نمیآورند، اما فقط با هزینههایی که سایر روسای جمهور حاضر به تحمل آن نبودهاند؛ بنابراین پیروزی او هم اغراقآمیز است و هم در راستای اهداف مشکوک.
همه روسای جمهور آمریکا میبازند، اما ترامپ بیشتر اوقات بازنده است. ریچارد نوستادت، نویسنده کتاب «قدرت ریاست جمهوری» در سال ۱۹۶۰ به روسای جمهور آمریکا در همه دورهها توصیه کرده که با ایجاد شهرت خوب و قوی و انجام هر کاری که میتواند محبوبیت آنها را در بین رای دهندگان بالا ببرد، نفوذ خود را افزایش دهند. اما ترامپ هیچیک از این کارها را انجام نداده است.
از نظر نوستادت، مهمترین ابزار برای دستیابی به این اهداف، اطلاعات است. روسای جمهور آمریکا بیش از هر کسی به اطلاعات مفید دسترسی دارند. ترامپ، به هر حال، آن را نادیده میگیرد. در عوض، او دومین دوره ریاست جمهوری خود را بر اساس هدف دور نگه داشتن خود از مواجهه با اطلاعاتی که ممکن است با انگیزههای او مغایرت داشته باشد، ساخته است و این باعث میشود که او نتواند با دوستان یا دشمنان خارجی مذاکره کند یا سیاستهای خود را در داخل کشور تنظیم کند تا با واقعیتها زندگی کند.
همین چند روز قبل شاهد شکستهایی از ترامپ بودیم. مجلس نمایندگان با رای به اختیارات جنگی که به جنگ علیه ایران پایان میداد، او را شرمنده کرد و بلافاصله پس از آن، آنها یک رایگیری برای پیشبرد حمایت از اوکراین انجام دادند. این فوقالعاده است. معمولا یک رئیس جمهور راهی برای خنثی کردن این شورش پیدا میکرد، اما ترامپ با کارهایش باعث شده تا برخی از این جمهوریخواهان با او بیگانه شوند و سخنانش آنقدر بیارزش است که حتی اگر تلاش هم بکند، واقعا قادر به انجام آن نیست. در سنا هم جمهوریخواهان علیه بودجه تسلیحاتی و سالن رقص کاخ سفید شورش کردند.
کنگره مهم است، اما این وضعیت عدم تبعیت از ترامپ در همه جا در حال وقوع است به ویژه در دادگاهها، جایی که وزارت دادگستری در دولت ترامپ فرض اعتمادی را که قضات همیشه به اظهارات دولت داشتهاند، از بین برده است. گمراه کردن، اگر نگوییم دروغ گفتن به دادگاهها یا به کنگره، بروکراتها، سیاستمداران سطح ایالتی یا کشورهای خارجی، ممکن است پیروزیهای کوتاهمدتی به همراه داشته باشد، اما با گذشت زمان، این یک حرکت شکستخورده است، چون اعتبار از همه چیز مهمتر است.»
در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ، جمهوریخواهان کنگره به طور کامل تسلیم او شدهاند و هیچ مخالفتی با او نمیکنند؛ فقط برنامهاش را پیش میبرند. ترامپ چند پیروزی واقعی به دست آورده است. او توانست در همان ابتدا برخی از نامزدهای به شدت نامناسب را تایید کند، از جمله وزیر جنگ پیت هگست و وزیر بهداشت و خدمات انسانی رابرت اف. کندی جونیور. این نوعی پیروزی است که او کارهایی انجام داده که میتوانست به استیضاحش منجر شود، اما هیچ جمهوریخواهی به دنبال استیضاح او نیست. با این حال، بسیاری از چیزهایی که کارشناسان و شخص ترامپ به عنوان پیروزیهای «او» مطرح میکنند، در واقع فقط اهداف سنتی سیاست جمهوریخواهان هستند که هر کنگرهای با اکثریت جمهوریخواه میتوانست تصویب کند.
دستاوردهای ترامپ در دوره دوم عمدتا موقتی، شکننده و بیریشه هستند، چون او به جای تعامل موثر با کل طیف قدرت در واشنگتن شامل کنگره، دادگاهها، بروکراسی و فرمانداران، فقط به ابزار سریع و ناپایدار فرمان اجرایی تکیه کرده است. کارهای زیادی وجود دارد که ترامپ سعی در انجام آنها داشته است که هنوز اتفاق نیفتاده و موارد بسیار بیشتری وجود دارد که هنوز ریشههای عمیقی ندارند.
ترامپ موفق شده خسارات زیادی وارد کند که جبران آنها واقعا دشوار خواهد بود. بسیاری از وکلا و کارشناسان حقوقی از وزارت دادگستری خارج شدهاند. همین اتفاق تقریبا در همه جای خدمات ملکی فدرال، به ویژه پس از کاهش نیروی کار در حال رخ دادن است. بازسازی زمان میبرد و ما واقعا نمیدانیم دولت فدرال در ۱۰ یا ۱۵ سال آینده چگونه خواهد بود. برای هر رئیس جمهور آینده آمریکا نیز سخت خواهد بود که از افتضاحات سیاست خارجی بهبود یابد. آیا کانادا به زودی به طور کامل به ایالات متحده اعتماد خواهد کرد؟ آیا آمریکا از ناتو خارج میشود؟ آیا شرکای تجاری ما از ما دست میکشند؟
مهمترین مهارت سیاسی ترامپ این است که او واقعا یک ستاره خوب تلویزیون است. او در جلب توجه بسیار ماهر است. این توانایی میتوانست به یک رئیسجمهور کمک کند تا دستور کار را تعیین کند. دانشمندان علوم سیاسی دریافتهاند که رئیسجمهورها در تغییر دادن آنچه مردم فکر میکنند، خیلی خوب عمل نمیکنند، اما میتوانند در تغییر دادن این که مردم به چه چیزی فکر کنند، موفق باشند. ترامپ یک رئیسجمهور نالایق است، بنابراین بیشترین توجهی که جلب میکند را هدر میدهد و حداقل نیمی از توجه را به سمت چیزهایی میکشاند که اصلا به نفعش نیست.
نکته اینجاست ما هرگز واقعا نمیدانیم در سر یک رئیسجمهور آمریکا چه میگذرد، اما ترامپ فکر میکند بردن در انتخابات مثل بردن یک جایزه به نام ایالات متحده آمریکاست تا هر طور که خواست با آن رفتار کند. اما آنچه واقعا در انتخابات اتفاق میافتد این است که رایدهندگان، شما را استخدام میکنند تا یک کار را انجام دهید. شغلی با ۳۴۰ میلیون کارفرما و مثل همه شغلها، محدودیتها و تعهداتی دارد. ترامپ نه تنها در طول زمان یاد نمیگیرد و بهبود پیدا نمیکند، بلکه برعکس، عملکردش به عنوان رئیسجمهور ضعیفتر هم میشود.»
منبع : خبرگزاری برنا


































![ادعای رسانه سعودی: لبنان و اسرائیل به آتشبس دست یافتند / ادعای ترامپ درباره زمان توافق: اگر اتفاق بیفتد، ممکن است آخر هفته به نتیجه برسد / آنها خیلی به امضای سند نزدیک هستند / دوست دارم موضوع لبنان را [از ایران] جدا کنم / معاون اندیشکده کوئینسی: ایران دیگر بازیِ «یک ضربه در مقابل یک ضربه» را کنار گذاشته؛ در برابر هر حمله «حداقل ۱/۵ برابر محکمتر» تلافی میکند](/news/u/2026-06-04/entekhab-wse2x.jpg)














