
به گزارش خبرنگار ایلنا، در دنیای امروز مقوله جنگ نسبت به گذشته دارای تعاریف گستردهتر و تخصصیتر است. این گستره صرفا مرزهای جغرافیایی و خاکی را دربرنمیگیرد و منوط به بمب و موشک جنگنده و پدافند و تفنگ نیست. آنچه در دنیای امروز به یکی از ابزارهای مهم و قدرتمند تبدیل شده، رسانه است. آنهم در دنیایی که اینترنت زنجیر اتصال همه ملتهاست.
در جنگ و مبارزات امروزی نباید مقوله رسانه را دست کم گرفت. به زبان بهتر در دنیای امروز رسانه صرفا بستری برای ارائه اخبار نیست. درواقع با وجود کشورهایی چون امریکا و اسرائیل غاصب تعریف رسانه عوض شده و آنها به این واسطه مرزهای انسانیت را فرسنگها جابجا کردهاند. تامین مالی شبکههای ماهوارهای توسط آمریکا، اسرائیل و البته انگلیس نیز اتفاق تازهای نیست. کشور ایران بارها در طول تاریخ شاهد خیانتهای اینچنینی بوده است.
در همین چند سال گذشته بارها شاهد راه انداختن جنگهای روانی و روایتهای دروغینی بودهایم که راس آنها شبکههای ظاهرا خبری برون مرزی بودهاند. در ادامه بود که ایجاد کانالهای تلگرامی و مجازی ضد انقلاب توسط وطن فروشان به این غائله دامن زد. ایجاد چنین شبکههای ظاهرا خبری همواره در راس عملیات روانی دشمنانی چون اسرائیل و آمریکا بوده است.
اما آنچه طی جنگ دوازده روزه و البته جنگ فعلی آمریکایی صهیونی بیش از همه چهره وطن فروشان را برملا کرده، وجود کانالی چون «اینترنشال» است؛ شبکهای ماهوارهای و ظاهرا خبری که بارها و بارها برای فریب عامه مردم و جوانان و نوجوانان این مرز و بوم با ارائه اخبار و گزارشهای دروغین و کاذب، تلاش کرده است.
از ابتدای حملات آمریکایی صهیونی که با شهادت رهبر انقلاب اسلامی و تعدادی از سرداران و مسئولان دلسوز نظام آغاز شد، شبکه «اینترنشال» چهره منحوس خود را عیانتر کرده است. روایتهای غلط، و ارائه اخبار دروغین و کذب حال دیگر کوچکترین گناه این شبکه صهیونی و عوامل آن است. این شبکه در این مدت کار خود را به عنوان یکی از پایگاهای جاسوسی، پیش برده است. یکی از دستاوردهای این شبکه، استفاده از ناآگاهان و جواسیس خود در داخل کشور برای جاسوسی و ضربه زدن به کشور بوده است. این شبکه با جمع آوری اطلاعات از داخل کشور برای ضربه زدن به نیروهای نظامی و امنیتی، برای حمله به اماکن مهم نظامی و امنیتی به نیروهای آمریکای جنایتکار و اسرائیلیهای صهیونیست گرا میدهد!
این شبکه همچنین با انتشار فراخوانهای متعدد تلاش در ایجاد آشوب در کشور را دارد. همچنین تلاش این شبکه این است که با کوچک و بیاثر جلوه دادن تلاش سربازان وطن در مقابله با دو کشور آمریکا و اسرائیل، روحیه ایرانیان را تضعیف کند و این رفتار در شرایط جنگی در هر کجای جهان، خیانت به آن خاک محسوب میشود. لذا خیانتهای این شبکه را نباید در شهادت بزرگان نظام جمهوری اسلامی نادیده گرفت.
حال سوال این است که برای از بین بردن این پایگاه جاسوسی و عوامل خیانتکار آن، آیا باید به شیوه فرهنگی یا رسانهای عمل کرد یا این بستر جاسوسی را باید یکی از پایگاههای اصلی دشمن تلقی نمود و به شیوه نظامی با آن برخورد کرد؟
محسن یزدی، کارشناس رسانه و مدیر سابق شبکه مستند که در رویدادهای مختلف به عنوان دبیر حضور داشته و تجارب مدیریتی در کارنامه دارد، درباره موارد ذکر شده، با ایلنا گفتگو کرده است.
در همین ابتدا و بیمقدمه به سراغ موضوعی بسیار مهم برویم؛ اینکه آیا شبکه اینترنشنال صرفا یک رسانه است؟
نیاز به گفتن من نیست و حال دیگر بزرگان و افرادی با سابقه بسیارِ رسانهای، به این موضوع اذعان دارند که «اینترنشنال» دیگر رسانه نیست. «اینترنشنال» را دیگر نباید رسانه بدانیم؛ چراکه صراحتا به صورت توپخانه عمل میکند.
به چه معنا؟
ببینید، شبکه «اینترنشال» هیچ استاندارد رسانهای ندارد؛ پس قاعدتا دیگر نباید دیگر آن را رسانه تلقی کنیم. چرا؟؛ به این دلیل که عوامل این شبکه دقیقا مانند سربازان اسرائیل صهیونیست و آمریکای جنایتکار عمل میکنند. البته به گواه تاریخ کشورمان، قبلا نیز با چنین رسانههایی مواجه بودهایم. اگر به تاریخ بنگریم درخواهیم یافت رسانههایی داشتهایم که متخاصم و علیه ایران بودهاند؛ مانند شبکه «بیبیسی»
رادیو و تلویزیون «بیبیسی» همواره در حق کشور رندانه و فریبکارانه عمل کرده است.
بله. حال نیز نباید «بیبیسی» را کمتر از «اینترنشنال» بدانیم. اما به هرحال در شبکهای مثل «بی بیسی» و امثال آن، افرادی بودهاند که در دقیقه نود به این فکر کردهاند که خب ما داریم چکار میکنیم؟! و این چه اتفاقی است که در حال رقم زدن آن هستیم. چنین افرادی در نهایت با رسانهشان همکاری نکردهاند. به طور مثال در کودتای بیست و هشت مرداد بود که برخی از این افراد دیگر با «بیبیسی» همکاری نکردند. دلیل این انصراف و عدم همکاری این بود که «بیبیسی» به بلندگوی تجاوز آمریکایی و انگلیسی علیه ایران و علیه مصدق تبدیل شده بود.
برگردیم به «اینترنشنال» و استراتژی آن.
همانطور که گفتم تکلیف این شبکه روشن است. حال دیگر صراحتا باید گفت «اینترنشنال» شبکه و پایگاهی متخاصم است. قبلا تصورم این بود که برخی از آن آدمها شاید در دلشان به این فکر کنند که باید رسانهای عمل نمایند و نهایتا از جمهوری اسلامی بدشان میآید و بر همین اساس (و به حساب خودشان)، در حال کار کردن در یک رسانه هستند. اما آنچه تا به امروز شاهدش بودهایم نهایت و اوج بیاخلاقی و غیر انسانیگری است.
شاهدیم که این شبکه با زیرنویس کردن آدرس مکانهای مهم و ایست بازرسیها و ارائه آدرس مکانها بر روی نقشه رسما به اسرائیلیها و آمریکاییها گرا میدهد.
بله همینطور است. آنچه که براساس عملکرد «اینترنشنال» و عوامل آن شاهد هستیم، دیگر جنگ است و مطلقا نباید این نوع فعالیت را رسانهای تلقی کرد.
پس باید در مجموع آن را چه تلقی کنیم؟
چگونه میتوان چنین شبکه متخاصمی را رسانه تلقی کرد؟! این شبکه را باید رسانهای جنگی دانست.
حال سوال این است که چگونه میتوان شبکه «اینترنشنال» و چنین کانالهای متخاصمی را ضعیف و حتی حذف کرد؟
من معتقدم با این رسانه جنگی باید به صورت نظامی برخورد کرد. این برخورد جنگی را درست میدانم. دفتر اصلی آنها را باید یکی از اهداف نظامی تلقی کنیم. چه بسا اینکه قبلا نیز این شبکه را متخاصم اعلام کرده بودند که باعث ترس بسیار عوامل آن شده بود.
معمولا برای یافتن جهت و سوی هر رسانهای باید به تحلیلگران میهمان و ثابت برنامههایش توجه داشت.
بله اما «اینترنشنال» تحلیلگرانی رسانهای ندارد. شما توجه کنید که چه کسانی این شبکه را میگردانند؟ آیا رسانهای هستند و سابقه رسانهای دارند؟ خیر اینطور نیست. حتی دیگر از برخی افراد که پیشتر با این رسانه گفتگوهایی داشتند، دیگر با این رسانه گفتگوندارند. میخواهم بگویم دیگر نمیتوانید فردی که کارش حرفهایاش رسانه باشد اما طرفدار «اینترنشنال» باشد؛ چراکه این شبکه، رسانه نیست.
مدام روی رسانهای نبودن «اینترنشنال» تاکید میکنید.
و اینکه شبکه «اینترنشنال» باید یکی از اولویتها و اهداف اصلی باشد نه جزو اهداف فرعی و یکی از آنها! این مکان و شبکه دقیقا مانند پایگاهی نظامی در اسرائیل است؛ چراکه دارد بر همان اساس کار میکند.
البته «اینترنشنال» به جز گرا دادن به دشمنان آثار مخرب دیگری هم دارد؛ مثلا انتشار فراخوانهای ضد نظام و وعدههای فریبکارانه!
همین شبکه آدمها و جوانان و مردم ما را هدف قرار داده است. این تاثیرگذاری بر مردم ما خود دلیلی بر همین اولویت است. به هرحال در این میان عدهای از مخاطبان تصمیم خود را گرفتهاند و آن سوی آبها هم هستند. اما اینکه مخاطبان داخلی که در ایران هستند تخت تاثیر این شبکه قرار میگیرند، دردناک و ناراحت کننده است. آدم دلش برای چنین افرادی میسوزد. وقتی این تاثیرگذاری بر اساس فریب مردم است، باید آن را حذف کرد. منشاء این گرایشها «اینترنشال» است. ما باید توجه کنیم که ساختمان «اینترنشال» به عنوان مکانی متخاصم و عوامل این شبکه به عنوان افراد متخاصم و نیروهای دشمن شناخته میشوند و عملکردشان گویای همین موضوع است.
این شبکه از سویی دیگر به تریبون پهلوی تبدیل شده.
البته من این شخص را به حساب نمیآورم، پهلوی شخص و عامل مهمی محسوب نمیشود زیرا شبکههایی چون «اینترنشال» تریبون آمریکا و اسرائیل هستند. اینها هم پهلوی را به حساب نمیآورند. آمریکا و اسرائیل اصلا رضا پهلوی را قبول ندارند و حال دیگر همه این را میدانند. چرا باید جوانان و هم وطنان ما مورد اغفال این پایگاه قرار گیرند، جای تعجب است. شاید فلان فرد غیر مطلع باشد یا در مکانی بزرگ شده و رشد یافته که فضای دیگری دارد و به واسطه حرفهای عوامل همین شبکه اغفال شود. چنین جوانی دچار گرفتاریهایی میشود و این اتفاق خیلی دردناک است.
«بیبیسی» از این عوامفریبی مبرا است؟
شبکه «بیبیسی» را هم نباید دست کم گرفت. این شبکه ظاهری متمدنانه دارد و زخمی که میزند کاریتر است. همینها راهپیمایی روز قدس را پوشش ندادند. همین «بیبیسی» با تمام پزهای روشنفکرانهاش در مواقع لزوم به تریبونی چون «اینترنشنال» تبدیل میشود. کمااینکه در شهریورماه سال ۱۳۲۰ چنین اتفاقی افتاد. «بیبیسی» در کودتای بیست و هشتم مرداد همانطور که گفتم خصمانه عمل کرد و به «اینترنشنال» تبدیل شد. در سال هشتاد و هشت نیز «بیبیسی» چنین زاویهای داشت و مانند شبکه «اینترنشنال» عمل کرد. حتی الان در جنگ فعلی نیز همینطور است.
اما باید از این سوی ماجرا نیز به این مسئله بنگریم. اینکه اینترنت را محدود کنیم خواه ناخواه به جنگ روانی دشمن کمک کردهایم. در حال حاضر حتی خبرگزاریهای داخلی از وجود اینترنت محرومند و باید در فضایی محدود و کمترین امکانات و دسترسیهای رسانهای، به رسالت انسانی خود که همان خبررسانی درست است، عمل کنند. هرچه ما در این زمینه ضعیف کار کنیم دست بیگانگان را برای دست یازیدن به روان و جان و خاک مردم بازتر گذاشتهایم.
البته که ما هم ضعفها و محدودیتهایی داریم که نباید آنها را نادیده بگیریم. بدون شک باید به لحاظ رسانهای بستری محکم و گسترده ایجاد کنیم و در این زمینه باید به حل معضلات و ضعفهایمان بپردازیم. اما این رویه روندی کوتاه مدت نیست و حال در شرایط جنگی هستیم. برای حل معضلات و مشکلات به لحاظ تخصصی و فرهنگی، زمان لازم است. ما باید توجه کنیم که دشمن از وجود اینترنت در شرایط بحرانی و جنگی سوءاستفاده میکند. همین دیماه گذشته بود که به دلیل همین سوءاستفاده و باز بودن بستر اینترنت، خونهای زیادی ریخته شد و اتفاقات بسیار بدی رخ داد. در همین مقطع تمهید این بود که برخی اینترنت داشته باشند یا گویا مکانهایی تعبیه شده بود تا خبرنگاران بتوانند از اینترنت استفاده کنند. به هر حال الان در شرایط جنگی به سر میبریم و باید به این مسائل هم، فکر کرد.
شما راهکاری ارائه دهید، یا پیشنهادی.
شخصا نمیتوانم بگویم در حال حاضر چه میشود کرد و باید درباره این مسائل چگونه عمل کرد. ایجاد تمهید در این زمینه و ایجاد بستر مناسب برای استفاده درست از اینترنت در شرایط بحرانی و جنگی، روندی بلندمدت است. به هر حال باید برای برخی افراد تسهیلاتی در نظر گرفته شود؛ کما اینکه به نظر من در این جنگ نسبت به جنگ دوازده روزه، بهتر عمل شد. به هر روی به جهت بحث مجوزها و دیگر موارد بهتر عمل شده، اما خب اینکه چطور میتوان کاری کرد که هم اینترنت آزاد باشد و هم اینکه دشمن نتواند از این بستر سوءاستفاده کند، نیز مسائل مهمی است که مطرح است. هموار کردن چنین روندی، کار راحتی نیست و زمانبر خواهد بود. ما باید در زمان صلح به این مسائل فکر کنیم، یعنی باید جنگ تمام شود و در دوران معمولی به این مسئله به طور جدی فکر کنیم و تمهمیدی درست اتخاذ نماییم.
پس با این تفسیر، راهی جز تعیین تکلیلف برای اینترنشنال نیست!
بله در حال حاضر «اینترنشال» مشغول دادن گرای نظامی به دشمن است، پس تکلیفش مشخص است. کاری به افرادی ندارم که تصمیم گرفتهاند مقابل کشور و نظام ایستادهاند اما آنها به همین واسطه بچههای ما را وارد کارهایی میکنند و آن بچهها بعدا میفهمند چه اوضاعی برای خود رقم زدهاند. واقعا دلم آدم میسوزد. بالاخره این دسته افراد هم بچههای ما هستند و به همین کشور تعلق دارند و برادران و خواهران ما هستند. دلمان نمیخواهد حیثیت و عمر و جان این افراد برود. ممکن است فرد یا افرادی نسبت به جمهوری اسلامی انتقاد دارند یا حتی عصبانی هستند و به همین واسطه، سمت شبکههایی چون «اینترنشال» میروند؛ در حالی که آنها را قبول ندارند. خیلی حیف است که چنین اتفاقی بیفتد. کاش آدمها بیشتر تامل نمایند. باید به این موضوع فکر کنند که در چه شرایطی هستیم. این درک شرایط خیلی مهم است و موقعیت فعلی کشورمان خیلی شفاف است.
بحث دیگری که در جامعه مطرح است، حفظ تمامیت ارضی کشور و اتحاد در مقابل دشمن است، عاقلانه که بنگریم، مگر میشود ایران مهم نباشد و ویرانیاش غمانگیز نباشد! خاک وطن در تمام مقاطع تاریخی همواره خط قرمز ایرانیان بوده است.
همینطور است. ممکن است افراد به لحاظ سیاسی متفاوت از یکدیگر فکر کنند یا حتی شاید جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشند، اما به لحاظ ملی باید تجاوز دشمن به خاک کشورمان در نظر گرفته شود. ایرانی بودن تعریف دارد و کسی که تفکر ملی دارد به این موضوع فکر میکند که دشمنی به خاکش تجاوز کرده است؛ ولو اینکه حاکمیت را نیز قبول نداشته باشد. کجا دیدهاید که کمکهای خارجی به کمک آدمهای وطن پرست بیاید؟
در این رابطه شواهد تاریخی زیادی داریم، موثق و واقعی و گاه دراماتیک.
وقتی که شاه در دی ماه سال ۱۳۵۷ از ایران رفت، خودش و اطرافیانش گفتند آمریکا و انگلیس به ما خیانت کردهاند. آنها هنوز انگلیس و آمریکا را مقصر میدانند. حال میبینیم که سلطنت طلبها آویزان آمریکا شدهاند که بیاید و به عنوان یک نیروی خارجی به آنها کمک کند. و میبینیم که همین آمریکا رضا پهلوی را تحویل نگرفته و اعتباری برای او قائل نیست. میخواهم بگویم باید قدری فکر کنیم.
آیا ناگفتهای هست؟
حال باید دریابیم و بدانیم که پای میهن و خاک وطن در میان است.
عکس: ناصر جعفری
منبع : ایلنا
















































