
به گزارش خبرنگار ایلنا، پشت دیوارهای شیشهای و پرزرقوبرق سیلیکونولی، آنجا که تا دیروز وعدهی آرمانشهر دیجیتال را به خورد جهان میدادند، امروز سرمشقی از بیرحمی عریان سرمایهداری در حال نگارش است. تنها پنجاه روز از آغاز سال ۲۰۲۶ میگذرد، اما ناقوس مرگِ امنیت شغلی برای بیش از ۸۰ هزار انسان به صدا درآمده است. بهمن و اسفند امسال، راوی قصهی تلخ انسانهایی است که خود معماران این کاخهای فناوری بودند و حالا، به مسلخ «سودآوری بیشتر» فرستاده میشوند.
پدیدهای که شرکتها با واژگان بزککردهای چون «جایگزینی عاملگرا» (Agentic Displacement) از آن یاد میکنند، در واقع چیزی نیست جز قرار دادن تیغ تیز الگوریتم بر گلوی نیروی کار انسانی؛ جایی که هوش مصنوعی نه یک دستیار، که یک ابزار ارزانقیمت و مطیع برای حذف کارگر و مهندس است. در ادامه، کالبدشکافی این طوفان ویرانگر را مرور میکنیم:
جراحی عمیق در غولهای فناوری؛ سلاخی خاموش
اربابان فناوری، پیشگامان این موج جدیدند. آنها که با تغییر ساختار، رکورد دروی نیروی کار را شکستهاند:
آمازون (Amazon): پرتاب ۱۶ هزار انسان به بیرون از چرخهی حیات سازمانی! هدفشان روشن است: حذف کامل لایههای مدیریت میانی و سپردن انبارها و لجستیک به شلاق بیصدای سیستمهای تمامخودکار و هوش مصنوعی. انسان، در این معادله، تنها یک بارِ مالیِ اضافی بود.
سیلزفورس (Salesforce): این غول نرمافزاری، با اخراج هزار نفر، صراحتاً اعلام کرد که رباتهای بیجان پلتفرم Agentforce، جایگزین کارمندان بخش فروش و پشتیبانی شدهاند. ماشین جای انسان را گرفت تا نمودار سود سهامداران قد بکشد.
بلاک (Block Inc): شرکت متعلق به جک دورسی نیز به بهانهی فریبندهی «تخت کردن ساختار مدیریتی»، نان بیش از ۱۱۰۰ سفره را آجر کرد.
استارتاپها؛ قربانیانی در سایهی انحصار
در سایهی سنگین غولها، شرکتهای کوچکتر نیز در این طوفان غرق میشوند؛ قربانیانی که در بازی انحصارطلبانهی بازار، توان نفس کشیدن ندارند:
آیروبات (iRobot): خالق جاروبرقیهای هوشمند، پس از وتوی قرارداد رویاییاش با آمازون، از هم فروپاشید. اعلام ورشکستگی و واگذاری اجباری، پایان تلخی بود که دود آن تنها به چشم کارگرانی رفت که تمام سرمایه و شغلشان خاکستر شد.
استثمار به بهانهی بحران: از استارتاپ نیشن سنترال با اخراج ۸۱ درصدیِ نیروهایش به جرم قطع منابع مالی، تا اسکوپتری که تیمهای مهندسیاش را فدای اتوماسیون کرد. شرکتهایی نظیر سایکیوریون، رمیتلی و زیپکار نیز یکی پس از دیگری، بار بحرانهای مالی خود را بر دوش کارمندانشان انداختند و صدها نفر را آوارهی خیابانهای ناامنیِ شغلی کردند.
زنگ خطر سختافزار؛ انحصار و احتکار بزرگ
تراژدی به همین جا ختم نمیشود. شرکتهای انحصاری بزرگ برای تغذیهی هیولای هوش مصنوعی خود، تقریباً تمام ظرفیت تولید حافظه (NAND و DRAM) در جهان را پیشخرید و احتکار کردهاند. نتیجه آنکه استارتاپهای سختافزاری کوچک، زیر چرخدندههای این تقاضای دیوانهوار و گرانی قطعات در حال لهشدن هستند. پیشبینیها میگویند این احتکار کور، تا اواخر ۲۰۲۶ کارگاهها و تولیدکنندگان کوچک را به خاک سیاه ورشکستگی خواهد نشاند.

نتیجهگیری: ازخودبیگانگی نوین و ضرورت بیداری کارگری
آنچه در فوریه ۲۰۲۶ رخ داد، صرفاً یک «تغییر پارادایم تکنولوژیک» نیست؛ این یک شبیخون آشکار به مفهوم «کار» و «کرامت انسانی» است. سرمایهداری دیجیتال، پس از آنکه شیرهی جان مهندسان و کارگران یقه سفید را برای توسعهی هوش مصنوعی مکید، اکنون همان دستساختهها را چو تازیانهای بر سر خودشان فرود میآورد.
این شکل نوینی از «ازخودبیگانگی» است؛ جایی که کارگر، خالق ماشینی میشود که فردا حکم اخراجش را تایپ میکند. غولهای فناوری با بلعیدن بازار و جایگزینی ماشین با انسان، جیب سهامدارانشان را متورمتر و سفرهی نیروی کار را خالیتر میکنند. در این عصر بیرحم، تکیه بر «مهارتهای فردی» دیگر سرپناهی برای کارگران و مهندسان نیست.
همبستگی، ایجاد سندیکاهای قدرتمند در قلب سیلیکونولی، و ایستادگی برای بازتعریف حقوق کارگر در عصر اتوماسیون، تنها راهکارهای مقابله با این یورش سختِ نرمافزارهاست. تا زمانی که نیروی کار تنها بماند، ماشینِ سرمایه، او را ارزان خواهد خرید و راحتتر دور خواهد انداخت.
منبع : ایلنا
















































