
به گزارش خبرنگار ایلنا، شعر، وقتی برای کودک نوشته میشود، فقط بازی با کلمه نیست؛ راهی است برای یاد گرفتن زبان، کشف معنا و لمس تجربههای روزمره. استفاده از اصطلاحات آشنا، ضربالمثلها و روایتهای کوتاهِ منظوم، شعر کودک را به ابزاری تبدیل میکند که هم لذت میآفریند و هم آموزش را بیسر و صدا پیش میبرد؛ جایی که ریتم، بیش از هر توضیحی، تاثیر میگذارد.
طیبه شادمانی، شاعر کودک و نوجوان به خبرنگار ایلنا گفت: میان شعر سرودن برای بزرگسالان و شعر گفتن برای کودک و نوجوان تفاوتهای بسیار زیادی وجود دارد؛ حتی برای گروههای سنی مختلف در میان کودک و نوجوان نیز باید تفاوتهای زبانی و دایره واژگان در نظر گرفته شود.
او افزود: دایره واژگان کودک بسیار کمتر از بزرگسالان است و به همین دلیل شعر سرودن برای این گروه سنی بسیار دشوارتر از بزرگسالان است. باید شعر را با تعداد کلمات محدودی که کودکان میشناسند، بسرایید. زبان شعر کودک باید ساده و سالم باشد.
شادمانی تاکید کرد: برای بزرگسالان محدود زبانی چندانی ندارید؛ میتوانید جای فعل و فاعل را تغییر دهید، کلمات شکسته به کار ببرید و تغییرات زبانی زیبایی شناسی انجام دهید. اما این تغییرات برای شعر کودک نباید صورت بگیرد چراکه کودک هنوز با کلمات شکسته آشنایی نداشته و جابجایی فعل و فاعل ممکن است او را گیج کند، به همین دلیل شعر سرودن برای کودکان بسیار دشوارتر است.
او با اشاره به اینکه دایره واژگانی گروههای مختلف سنی در میان کودکان نیز متفاوت بوده و سرودن شعر برای هریک متفاوت است، بیان کرد: من برای سه گروه سنی مینویسم؛ کودکان، خردسالان و نوجوانان. در مورد نوجوانان نوشتن شعر بسیار آسانتر است چراکه واژگان بیشتری را میشناسند، کودکان نیز از خردسالان با کلمات بیشتری آشنایی دارند.
شادمانی درباره ویژگیهای شعر کودک گفت: شعر کودکان باید ریتمیک باشد، برای خردسالان نمیتوان از قالب سپید استفاده کرد و باید شعر به زبان ساده سروده شود.
او درباره تفاوتهای زبانی نوجوانان با نسلهای گذشته و دشواری ارتباط برقرار کردن با این گروه سنی، بیان کرد: بهتر است نویسنده و شاعر حوزه نوجوان با زبان روز نوجوانان آشنایی داشته و دغدغههایشان را به خوبی بشناسد. زبان به مرور زمان تغییر میکند و نویسنده باید زبان جامعه هدف را به خوبی بشناسد. همانطور که نوجوانان سالهای آتی معنی واژگانی که نوجوانان امروزی به کار میبرند را نمیشناسند، نوجوانان امروز نیز با واژگان دوران نوجوانی ما بیگانهاند.
این شاعر کودک و نوجوان بیان کرد: بهتر است چه در شعر و چه داستان، از واژگانی که در میان نوجوانان رواج دارد، استفاده شود، همچنین نویسنده باید دغدغهها و جهانبینی نوجوانان را به خوبی بشناسد؛ جهانبینی نوجوان امروز با دوران نوجوانی من بسیار متفاوت است. همچنین نویسنده باید شناخت دقیقی از کودکان و خردسالان داشته باشد تا بتواند برای آنها شعر بسراید.
او افزود: شاعران حوزه نوجوان باید هم روانشناسی و هم جامعهشناسی را به خوبی بدانند تا بتوانند شناخت نسبی از نسل جدید نوجوانان و کودکان بدست آورند.
شادمانی با تاکید بر اینکه نوجوانان علاقه وافری به شعر دارند و همواره خریدار کتابهای شعر ویژه نوجوانان هستند، بیان کرد: برخلاف کودکان؛ نوجوانان خود کتاب شعر مورد علاقهشان را انتخاب و خریداری میکنند. بنابراین اگر کتابی را مطالعه کنند، قطعا آن کتاب برایشان جذاب بوده است.
او افزود: شعر کودک نیز نباید لزوما آموزشی باشد. من همواره زبان طنز به کار میبرم؛ از اصطلاحات رایج و ضربالمثلها در آثارم استفاده میکنم، زبانی که برای کودک آشناست و در عین حال، لذت شنیدن شعر را به تجربهای آموزشی تبدیل میکند. ایده این است که بچهها وقتی از شعر لذت میبرند، ناخودآگاه زبان هم یاد بگیرند؛ همانطور که در آموزش زبان به خردسالان، خواندن شعر خوب یکی از موثرترین راههای تقویت زبان است.
شادمانی تاکید کرد: در ادبیات کودک، قصه منظوم سابقه دارد، اما بیشتر شعرهای این مجموعه کوتاهاند؛ تکشعرهایی که هر کدام در کنار هم یک مجموعه ۱۰ تا ۱۲ شعری را میسازند. با این حال، حتی در همین شعرهای کوتاه هم یک داستان کوچک شکل میگیرد؛ روایتهای سادهای از زندگی روزمره کودکانه.
او افزود: برای مثال، صحنهای مثل اینکه «شصت من به ریشه فرش خورد، پارچ آب واژگون شد و ریخت»، فقط یک تصویر بامزه نیست؛ در دل خیلی از این شعرها نکتهای آموزشی و ظریف پنهان شده است.
شادمانی گفت: تفاوت میان داستان و شعر، بهویژه برای کودک، تفاوتی اساسی است. گفتن جملهای مثل «من از مدرسه آمدم» در قالب شعر و وزن، بهمراتب دشوارتر از نثر است، اما تاثیرگذاری شعر، بهخصوص برای کودک ششساله، بسیار بیشتر است. ریتم و موسیقی شعر چیزی است که کودک را درگیر میکند و پیام را ماندگارتر از یک روایت ساده منتقل میکند.
منبع : ایلنا
















































