
به گزارش خبرنگار ایلنا، خارجیها – بخوانید آمریکاییها – نوشتند: ترامپ میخواست ایرانیها علیه ایران اعتراض کنند، در عوض، میلیونها نفر در ایالات متحده در حال اعتراض هستند. دستکم در هفت ایالت بیشتر آمریکاییها بیرون آمدهاند تا کابوسی باشند برای ترامپ و اسرائیل.
این یک طنز محض است؛ قرار بود ایرانیها علیه نظامشان به خیابان بریزند تا حکومت را به دست ترامپ بسپارند، اما امروز آنطور که رسانههای آمریکایی گزارش میکنند؛ ۳۱۰۰ تجمع اعتراضی علیه ترامپ در سراسر آمریکا، از سواحل شرقی تا غربی آمریکا، در حال برگزاری است.
این تجمعات در شهرهای بزرگ آمریکا، حومهها و شهرهای کوچک از آلاباما تا وایومینگ و حتی در قطب شمال برگزار میشود. آنها خواهان یک چیز هستند: توقف جنگ و استیضاح ترامپ. درواقع این آمریکاییها هستند که بهدلیل جنگ، با افزایش سرسامآور قیمت بنزین و اقتصاد رو به زوال مواجه شدهاند نه ایران!

خیزشهای مردمی در آمریکا که در سالهای اخیر در اعتراض به جنگهای عظیم آمریکا علیه کشورهای مختلف و همراهی با رژیم صهیونیستی در نسلکشی و جنایت، صورت گرفته، هر روز عمیقتر و فشردهتر میشود. اکنون شماره آمریکاییهای حاضر در صحنه از هزاران نفر بالاتر رفته و به رقم میلیونی رسیده است. اکنون استیضاح رئیسجمهور و بیرون انداختن یهودیان از عرصه سیاست و اقتصاد و علم در آمریکا حداقل خواستهی آمریکاییهاست. از این رو قطعا باید گفت که اعتراضات آمریکاییها با دورههای قبل با تفاوتهای بنیادینی همراه است که میتواند پیامدهای تاریخی متفاوتی را رقم بزند.
تفاوت اول: مخالفت مطلق
در سال ۲۰۰۳، آغاز جنگ عراق با ۷۲ درصد حمایت عمومی در آمریکا همراه بود. مردم آن زمان، طعم تلخ جنگ را در زندگی روزمره خود حس نکرده بودند و هنوز زخم عمیق آن بر پیکره جامعه آمریکا نمایان نشده بود. اما امروز، تصویر کاملاً متفاوت است. نظرسنجیها نشان میدهند تنها ۳۴ درصد از آمریکاییها از حملات به ایران حمایت میکنند و این رقم، پایینترین میزان محبوبیت برای آغاز یک عملیات نظامی آمریکا در حافظه تاریخی معاصر است. نکته مهمتر اینکه وقتی به مردم گفته شد این عملیات ممکن است قیمت بنزین را افزایش دهد، میزان حمایت به ۱۸ درصد سقوط کرد.
تفاوت دوم: مشکلات اقتصادی
در جریان جنگ عراق، افزایش قیمت نفت و تأثیرات اقتصادی آن، هرچند وجود داشت، اما با سرعتی فاجعهبار به زندگی مردم آمریکا ضربه نزد اما اینبار آمریکاییها تورم را هر روز در جایگاههای سوخت، قبضهای انرژی و قیمت مواد غذایی لمس میکنند، شمار بیخانمانها و بیکاران هر روز زیادتر میشود و آمار کشتهشدگان آمریکایی رو به فزونی گذاشته است. این تجربه از نزدیک، همان عاملی است که میتواند یک اعتراض محدود را به یک جنبش فراگیر تبدیل کند.
تفاوت سوم: خاطره تلخ عراق
نسل امروز آمریکا، تجربه عراق را از نزدیک دیده است. هزینه ۳ تریلیون دلاری، بیش از ۴۵۰۰ سرباز کشته و دهها هزار معلولیت ناشی از جنگ، در حافظه جمعی این کشور ثبت شده است. در تظاهرات اخیر، یکی از معترضان در واشنگتن با اشاره به همین خاطره گفت: «ما فریب وعدههای جنگ آسان را نخواهیم خورد.»
تفاوت چهارم: ظهور خردهگفتمانهای تازه
شاید مهمترین تفاوت این جنگ با گذشته، شکاف عمیقی است که در درون جناح راست و حتی پایگاه اصلی ترامپ ایجاد شده است. استعفای جو کنت، مقام ارشد ضدتروریسم دولت ترامپ، به نشانه اعتراض به جنگ، نقطه عطفی در این شکاف بود. او در نامه استعفای خود به صراحت از نفوذ اسرائیل در کشاندن آمریکا به جنگ انتقاد کرد.
تاکر کارلسون، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای راستگرای آمریکا، به کرات جنگ را «به نفع اسرائیل» دانسته و از ترامپ خواسته است از این ماجراجویی دست بردارد. مارجو تیلور گرین، چهره شاخص جناح راست تندرو، جنگ را «پایان آمریکا اول» خوانده و چارلی کرک اعلام کرده سیاستهای ترامپ بیش از آنکه «آمریکا اول» باشد، «اسرائیل اول» است.
این شکاف، فرصتی تاریخی برای شکلگیری ائتلافهای فراحزبی علیه جنگ ایجاد کرده است. ائتلافی که میتواند راست ضدجنگ را با چپ سنتی علیه جنگ همراه کند.
آینده آمریکا چگونه است؟
بر اساس دادههای موجود و روندهای کنونی، چند سناریو برای آینده قابل پیشبینی است:
۱. گسترش جنبش «No Kings»
این جنبش که سومین موج خود را با حضور میلیونها نفر تجربه کرده، در حال تبدیل شدن به یک نیروی سازمانیافته است. حضور چهرههایی مانند بروس اسپرینگستین، برنی سندرز و تیم والز در تظاهرات مینهسوتا نشان از بلوغ سیاسی این جنبش دارد. پیشبینی میشود این جنبش در انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶ (آبان ۱۴۰۵) به یک عامل تعیینکننده تبدیل شود.
۲. رشد نامزدهای ضدجنگ در انتخابات
شواهد نشان میدهد نامزدهای ضدجنگ و منتقد اسرائیل با وجود کارزارهای سنگین تبلیغاتی مخالفان، در حال کسب محبوبیت هستند. پیروزی احتمالی این نامزدها در انتخابات مقدماتی، جهتگیری احزاب سیاسی آمریکا را به سمت ضدجنگ شدن تغییر خواهد داد.
۳. دوام نیافتن جنگ در بلندمدت
با توجه به تلفات انسانی، هزینههای اقتصادی و فشارهای سیاسی داخلی، سناریوی محتمل آن است که جنگ ایران، برخلاف وعدههای ترامپ، نتواند برای مدت طولانی ادامه یابد. تجربه تاریخی نشان میدهد که جنگهایی که با مخالفت گسترده عمومی آغاز میشوند، دوامی ندارند و قطعیست که پیروز این میدان هرگز ترامپ و شریک جنایتکار او نتانیاهو نخواهند بود.
درنهایت میتوان باور کرد که تظاهرات ضدجنگ امروز آمریکا، بازتولید ساده اعتراضات دوران بوش نیست. اینبار، مردم یک تجربه تلخ تاریخی را پشت سر دارند، هزینه اقتصادی جنگ را هر روز لمس میکنند و مهمتر از همه، شکافی عمیق در درون اردوگاه حامیان جنگ ایجاد شده است. خردهگفتمانهایی که نفوذ اسرائیل را در تصمیمگیریهای جنگی آمریکا محکوم میکنند نیز برای اولین بار به بخشی از گفتمان جریان اصلی آمریکا تبدیل شدهاند.
آنچه امروز در خیابانهای آمریکا میگذرد، احتمالاً سرآغاز تحولی است که در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ به اوج خود خواهد رسید. جنبش «No Kings» که در ژوئن ۲۰۲۵ با ۴ تا ۶ میلیون نفر آغاز شد و در اکتبر همان سال به ۷ میلیون نفر رسید، اکنون به یک نیروی سیاسی تبدیل شده که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت. آینده نشان خواهد داد که آیا این جنبش میتواند به نقطه عطفی در تاریخ جنگهای فرامرزی آمریکا تبدیل شود یا خیر؟ اما آنچه مسلم است، اینبار قواعد بازی تغییر کرده است.
منبع : ایلنا
















































