
به گزارش خبرنگار ایلنا، در ایران، بر اساس آمارهای صنفی، حدود ۱۴ هزار راهنمای گردشگری دارای کارت فعالیت هستند، اما تعداد فعالان واقعی این بازار به مراتب کمتر است.
محسن حاجی سعید، رئیس سابق جامعه راهنمایان گردشگری ایران در تشریح این وضعیت به ایلنا میگوید: هزاران راهنمای آموزش دیده داریم، اما بخش بزرگی از آنها عملاً بیکارند. از بین ۱۴ هزار راهنمای گردشگری دارای کارت رسمی تنها ۴ هزار راهنما کارت خود را تمدید کردهاند و از این تعداد نیز تنها حدود هزار راهنما همچنان فعال هستند. بنابراین ظرفیت اسمی با ظرفیت واقعی راهنمایان گردشگری ایران زمین تا آسمان تفاوت دارد.
او با اشاره به برآورد خسارتهای اقتصادی ناشی از بیکاری میافزاید: وقتی راهنمای گردشگری کار نداشته باشد، فقط یک فرد درآمدش را از دست نمیدهد؛ سرمایه انسانی صنعت از دست میرود. این خسارت، هم صرفا مالی نیست. اگرچه بیکاری سالانه راهنمایان گردشگری ۲ همت خسارت به درآمد و معیشت آنها میزند.
به گفته او، طی سالهای اخیر مجموعهای از بحرانها از جمله همهگیری کرونا، کاهش ورود گردشگران خارجی و نوسانات اقتصادی باعث شده بسیاری از راهنمایان یا به مشاغل دیگر روی بیاورند یا به فکر مهاجرت بیفتند.
حاجی سعید گفت: وقتی بحران طولانی میشود، نیروهای حرفهای نمیتوانند منتظر بمانند و به همین دلیل بخشی از همکاران ما از کشور رفتهاند و بخشی دیگر هم تغییر شغل دادهاند.
راهنمایان گردشگری در زنجیره ارزش این صنعت نقشی محوری دارند. آنها نخستین و آخرین چهرهای هستند که گردشگر در مقصد با آن مواجه میشود و کیفیت روایت، دانش تاریخی و مهارت ارتباطی آنها میتواند تصویر یک کشور را در ذهن مسافر تثبیت یا تخریب کند.
حاجیسعید در این باره میگوید: راهنمای گردشگری سفیر فرهنگی کشور است. اگر این حلقه تضعیف شود، حتی بهترین زیرساختهای فیزیکی هم نمیتوانند تجربه سفر را نجات دهند.
با این حال، ساختار اشتغال راهنمایان در ایران عمدتاً پروژهای و وابسته به برگزاری تور است. نبود قراردادهای پایدار، بیمه بیکاری کارآمد و حمایتهای هدفمند، این قشر را در برابر شوکهای بیرونی آسیبپذیر کرده است.
در مقایسه با ایران، کشور ترکیه طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری گستردهای در صنعت گردشگری انجام داده و این بخش را به یکی از منابع اصلی درآمد ارزی خود تبدیل کرده است. در این کشور، حرفه راهنمایی گردشگری تحت نظارت ساختارهای قانونی مشخص و اتحادیههای صنفی قدرتمند قرار دارد و فعالیت بدون مجوز رسمی با محدودیتهای جدی مواجه است.
براساس بررسیهای ایلنا، راهنمایان گردشگری ترکیهای برای دریافت مجوز فعالیت، دورههای تخصصی، آزمونهای زبان و آموزشهای میدانی را طی میکنند و عضویت در اتحادیههای مربوطه برای فعالیت حرفهای الزامی است. این ساختار باعث شده جایگاه شغلی راهنمایان تا حد زیادی تثبیت شود، هرچند آنان نیز با چالشهایی همچون رقابت فصلی، نوسانات درآمد و فشار شرکتهای برگزارکننده تور مواجهاند. اما تفاوت مهم در این است که در ترکیه، به دلیل حجم بالای گردشگران ورودی، بازار کار راهنمایان همچنان فعال است و دولت این کشور گردشگری را بهعنوان یک اولویت اقتصادی دنبال میکند. همین مسئله به حفظ بخش عمدهای از سرمایه انسانی این صنعت کمک کرده است.
در امارات متحده عربی نیز گردشگری یکی از ارکان اقتصاد غیرنفتی محسوب میشود. این کشور با توسعه زیرساختهای شهری، برگزاری رویدادهای بینالمللی و تسهیل فرآیندهای صدور ویزا توانسته جایگاه خود را در بازار جهانی تثبیت کند.
راهنمایان گردشگری امارات نیز تحت نظارت نهادهای مشخص و با استانداردهای آموزشی تعریف شده فعالیت میکنند. برخی اماراتیها برای گرفتن مجوز راهنمای گردشگری، دورههای آموزشی رسمی و در آزمونهای چند مرحلهای شرکت میکنند. همچنین تلاشهایی برای افزایش مشارکت نیروهای بومی در این حرفه صورت گرفته تا نقش راهنمایان نه فقط بهعنوان مجری تور، بلکه بهعنوان نماینده فرهنگی آن کشور تقویت شود.
اگرچه راهنمایان در امارات نیز با چالشهایی مانند رقابت بالا و وابستگی به شرکتهای گردشگری روبهرو هستند، اما چارچوب سیاستی این کشور به گونهای طراحی شده که صنعت گردشگری بهصورت مداوم در حال رشد باشد؛ رشدی که به ایجاد فرصتهای شغلی پایدار کمک میکند.
کشور عمان نیز در سالهای اخیر بر توسعه گردشگری پایدار و فرهنگی تمرکز کرده است. این کشور با تکیه بر جاذبههای طبیعی و میراث تاریخی خود، تلاش کرده راهنمایان بومی را در قلب تجربه سفر قرار دهد. برنامههای آموزشی و صدور مجوزهای حرفهای بخشی از سیاستهای این کشور برای ارتقای کیفیت خدمات گردشگری است.
هرچند بازار گردشگری عمان به اندازه ترکیه یا امارات گسترده نیست، اما رویکرد برنامهمحور آن نشان میدهد که حتی اقتصادهای کوچکتر نیز به اهمیت سرمایه انسانی در این صنعت واقفاند.
مقایسه وضعیت ایران با همسایگان خود نشان میدهد که مسئله اصلی در گردشگری کشور صرفا تعداد گردشگران نیست، بلکه نحوه سیاستگذاری و حمایت از فعالان این حوزه است.
به گفته کارشناسان گردشگری، راهنمایان گردشگری در ایران اغلب بهعنوان نیروی کار پروژهای دیده میشوند و به آنها به چشم سرمایهای راهبردی در گردشگری نگاه نمیشود.
محسن حاجیسعید با اشاره به همین موضوع میگوید: در بسیاری از کشورها وقتی بحران پیش میآید، بستههای حمایتی برای فعالان گردشگری تعریف میشود. اما در ایران حمایتها محدود و مقطعی است.
او هشدار میدهد: اگر امروز برای حفظ راهنمایان گردشگری کشور برنامهریزی نشود، در صورت افزایش گردشگر در آینده با کمبود نیروی متخصص و راهنمایان حرفهای در گردشگری مواجه خواهیم شد.
خروج راهنمایان حرفهای از بازار کار پیامدهایی فراتر از آمار بیکاری دارد. این روند میتواند کیفیت خدمات گردشگری را کاهش دهد، رضایت گردشگران را تحتتأثیر قرار دهد و در بلندمدت جایگاه رقابتی ایران را در منطقه تضعیف کند.
براساس آنچه محسن حاجی سعید راهنمای گردشگری و رییس سابق جامعه راهنمایان گردشگری کشور میگوید: بخشی از راهنمایان گردشگری اکشور به دلیل نبود امنیت شغلی و اتفاقاتی که به کاهش و رکود ورود گردشگری به کشور منجر شده است از ایران مهاجرت کرده و در کشورهای دیگر به کار خود ادامه میدهند.
بدین ترتیب، در حالی که ترکیه و امارات با تقویت زیرساختها و تثبیت چارچوبهای حرفهای در حال جذب سهم بیشتری از بازار گردشگری منطقه هستند، ایران با خطر از دست دادن نیروهای آموزشدیدهای مواجه است که بازتولید آنها نیازمند زمان و هزینه قابلتوجهی است.
کارشناسان گردشگری معتقدند، احیای جایگاه راهنمایان گردشگری در ایران نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ است: تسهیل ورود گردشگران خارجی، بهبود تصویر بینالمللی مقصد، تعریف سازوکارهای حمایتی پایدار و ارتقای جایگاه صنفی راهنمایان.
محسن حاجیسعید در اینباره میگوید: گردشگری میتواند یکی از مهمترین منابع درآمد کشور باشد، اما بدون نیروی انسانی حرفهای این هدف محقق نمیشود و راهنمایان گردشگری هم ستونهای پنهان این صنعت هستند.
منبع : ایلنا
















































