
به گزارش ایلنا، زمان آن رسیده که کوتاه بیاییم؛ کرنرها در دنیای فوتبال به سیرک خندهداری بدل شدهاند که مهار آنها از توان خارج است و به جذابیت مسابقه ضربه میزند.
باید به فکر یک تغییر ریشهای بود. پیشنهاد من برای حل این چالش، الگوبرداری از ورزش هاکی است: تیمها موظف شوند تعدادی از مهرههای خود را در زمین خودی نگه دارند. نیازی به تعداد زیاد نیست، اما همین حرکت فضا ایجاد میکند. یک ایده تندتر این است که تا قبل از ضربه کرنر، از حریم ششقدم برای فاصلهگذاری بین بازیکنان استفاده شود.
به این صورت که مدافعان از درون ششقدم و مهاجمان از پشت خط آن کار را آغاز کنند. اولویت اصلی کمیته داوران در بازیهای پیشفصل باید ریشهکن کردن این کشتی گرفتنها، آغوشهای اجباری و مهار کردنها در ضربات آزاد باشد. همانطور که حدس زده میشد، پس از ثبت سه پنالتی در ماه ابتدایی فصل (آگوست)، از آن زمان تاکنون فقط چهار بار نقطه پنالتی نشان داده شده است. گویا این معضل راه حلی ندارد.
به نظر میرسد قاضیان میدان به سمت احتیاط رفتهاند؛ ترجیح میدهند پنالتی نگیرند و مسئولیت را به گردن VAR بیندازند تا بعداً قضیه را جمع کند. من خودم این مسیر را تجربه کردهام، چرا که تشخیص مرز بین خطای صریح و بازی فیزیکی در لحظه و در آن شلوغیِ محوطه جریمه، تقریباً غیرممکن است.
تمامی باشگاهها مربیان ویژهای دارند که متدهای خلاقانهای برای سد کردن راه حریف و کشیدن لباس طراحی میکنند؛ ترفندهایی که مرزهای قانون را جابهجا میکند، به سختی توسط داور دیده میشود و در عین حال به حد نصابی نمیرسد که کمکداور ویدئویی را وارد عمل کند.
آن جلسات تمرینی صبح جمعه که بازیکنان این حرکات رندانه را تمرین میکنند، احتمالاً از خودِ مسابقات هم دیدنیتر است و باید برای تماشای آن بلیت فروخت. در یک چالش عادی، هر دو طرف به شکلی مقصرند؛ با گذشت زمان، مهاجمان هم در فنِ کشاندن مدافع به سمت خود برای شبیهسازی خطا استاد شدهاند. دفعه بعد که شاهد یکی از این درگیریهای کشتیوار بودید، تکرار آن را دو بار چک کنید.
بار نخست فقط مدافع را زیر نظر بگیرید و بار دوم تنها روی مهاجم زوم کنید. مطمئن باشید به ندرت به این نتیجه میرسید که آن صحنه قطعاً پنالتی بوده است. مگر آنکه نگاه داور پیش از شروع تنشها دقیقاً روی هر دو نفر قفل شده باشد و تا لحظه زمین خوردنشان همانجا بماند؛ در غیر این صورت، سوت زدن و نشان دادن نقطه پنالتی بیشتر از آنکه شجاعت باشد، نشاندهنده حماقت است.
در میان چنین جنجالهایی، تشخیص اینکه چه کسی برای اولین بار هل دادن یا کشیدن لباس را شروع کرده، تقریباً محال است. همه داوران طعم اشتباه در اعلام پنالتی برای صحنههایی که در نگاه اول واضح به نظر میرسیدند را چشیدهاند، در حالی که بازبینی نشان داده مهاجم ابتدا از نقطه کور، مدافع را کشیده است.
اگر متن قوانین فوتبال را مو به مو بخوانیم، گویی با ورزشی بدون برخورد روبرو هستیم. خطای نگه داشتن رقیب زمانی رخ میدهد که «تماس بازیکن با بدن یا تجهیزات حریف، حرکت او را مختل کند». مختل کردن هم یعنی «به تأخیر انداختن، مسدود کردن یا جلوگیری از عمل یا حرکت حریف». اما اگر پای صحبت مربیان، فوتبالیستها و تحلیلگران (آنهایی که نبض فوتبال را میشناسند) بنشینید، عبارات به این صراحت نیستند.
پنالتیهای مربوط به مهار مهاجم معمولاً «سختگیرانه» قلمداد میشوند و گزارشگران هنگام تماشای آهسته صحنه معتقدند یک پیراهنکشیدن جزئی که اثر چندانی ندارد «کافی نیست». داوران ناچارند روی لبه تیغ حرکت کنند و میان عدالت و قانون تعادل ایجاد کنند.
در لیگ برتر از قاضیان خواسته میشود خطاهای نگه داشتن را با دو معیار بسنجند: شدت برخورد و میزان اثرگذاری روی جریان بازی. بنابراین، یک کشیدن شدید لباس ممکن است نادیده گرفته شود اگر توپ در فاصله ۲۰ متری آن صحنه باشد. در مقابل، یک هل دادن ریز که درست در زمان ضربه نهایی تعادل مهاجم را به هم بزند و موقعیت را بسوزاند، حتماً باید خطا گرفته شود. اینها موارد سیاه و سفید ماجرا هستند، اما در این بین بیش از پنجاه طیف خاکستری وجود دارد.
کشیدن ممتد پیراهن، نسبت به حالتی که در یک آن رخ میدهد، شانس بیشتری برای جریمه شدن دارد و همین موضوع یک مرز ظریف دیگر میسازد. اینکه مدافع پشت به توپ باشد و فقط حریف را بپاید، به تنهایی خطا نیست، اما هر نوع مهار فیزیکی در این وضعیت، به احتمال زیاد با سوت داور همراه میشود.
میشنوم که اعتراض میکنید: «پس نقش VAR چیست؟» گرهگشایی از تمام اتفاقات احتمالی در هر کرنر (که برخی درگیریها حتی پیش از ارسال توپ آغاز میشود) اصلاً ساده نیست. گمان نمیکنم کسی از وقفههای طولانی برای بررسی تکتک خطاهای احتمالی استقبال کند.
منبع: تلگراف
منبع : ایلنا
















































