
به گزارش ایلنا، سنگفرشهای بافت تاریخی تو را به بومگردیهایی متعلق به دوره قاجار و پهلوی میرساند، اما قرار نیست فقط محو معماری ایرانی شوی. اینجا با جمعی همگام و همدل همراه میشوی تا «حالِ خوب» را تمرین کنی. درست همانجا که سفر تو را به دیگران نزدیک میکند، یاد میگیری از تله «وابستگی» فاصله بگیری. نگاهت به محوطه تاریخی هفتهزارساله «اریسمان» است، اما در ذهن میدانی آمدهای تا از طرحواره «بیارزشی» عبور کنی. تماشای غروب کویر ابوزیدآباد در کنار جمعی که سفر تو را با آنان آشنا کرده، تو را از تله «انزوا» بیرون میکشد. وسعت کویر بادرود، لایهلایه درونت را کنار میزند و نگاهت را گستردهتر میکند تا از دام «منفیگرایی» رها شوی؛ آن هم در روزگاری که دلها گرفته و خلقها تنگ است.
گردشگری سلامت در این سفر بهانهای است برای افزایش توان روحی. وقتی روی شنهای داغ کویر قدم میزنی و با خودت عهد میبندی دیگر اسیر «جلب تأیید» دیگران نباشی، در واقع به درکی تازه از رفتارهایی رسیدهای که تو را به این تله میاندازد.
این سفر ایده مجید اخشابی، متخصص هنردرمانی و دارای فوقدکترای موسیقیدرمانی است. برنامه، تلفیقی از مباحث نظری، فعالیتهای عملی هنردرمانی و تجربه میدانی در بستر سفر بود.
در این کارگاه چند فیلم به نمایش درآمد و تحلیل شد و تلههای رفتاری شخصیتهای اصلی آنها مورد بحث قرار گرفت. علاوه بر این، شرکتکنندگان در نمایشهایی که بر اساس تلههای شخصیتی طراحی شده بود، حضور فعال داشتند تا مفاهیم درمانی، از جمله طرحوارههای شخصیتی، را بهصورت عملی و هنری تجربه کنند. این بخش نمایشی، از تأملبرانگیزترین قسمتهای سفر بود: یک نقش واحد توسط چند نفر اجرا میشد، اما هر کدام از زاویهای متفاوت به آن شخصیت جان میدادند. یکی او را فردی موفق میدید، دیگری بیانگیزگیاش را پررنگ میکرد و سومی چهرهای مأیوس و منزوی از او میساخت. اینجا بود که آشکار میشد هر انسان جهان خاص خود را دارد و به تعداد آدمهای روی زمین، جهانهای متفاوت وجود دارد.
اخشابی، عضو هیأت علمی دانشگاه و دانشیار، در اینباره میگوید: «ترکیب هنر با روانشناسی اثربخشی درمان را افزایش میدهد، یادگیری را پایدار و مداخله را لذتبخش میکند. بازآفرینی مفاهیم روانشناختی از طریق موسیقی، نمایش و فیلم، فرآیند درمان را سادهتر و جذابتر میسازد.» او تأکید میکند که هنردرمانی مقاومت درمانجو را کاهش میدهد و فرآیند روانشناختی به شکلی غیرمستقیم و تعاملی پیش میرود.
در این چارچوب، سفر به بادرود در واقع آغاز سفر به درون است؛ کارگاهی که بر شناسایی و اصلاح «طرحوارهها» یا «تلههای شخصیتی» تمرکز دارد. مجریان برنامه معتقدند آگاهی از این تلهها بخش مهمی از مسیر اصلاح است. تغییر فضا و حضور در جمعی هدفمند، احساس لذت از فرآیند درمان را افزایش میدهد و اثرات آن را هم زودهنگام و هم پایدار میکند.
این تجربه، برخلاف جلسات سنتی مشاوره، با مشارکت فعال درمانجو، ارائه راهکارهای عملی و حضور در محیطی واقعی، میتواند فرآیند یادگیری و اصلاح تلهها را ملموستر و اثربخشتر کند.
در بافت تاریخی بادرود قدم میزنی؛ شهری که آن را به یاقوتهای سرخش میشناسند. اما تو آمدهای تا «منِ کهنه» را در این شهرجا بگذاری و با «منِ نو» به تهران بازگردی.
اخشابی که طراحی این سفر را با همکاری تیمی از روانپزشکان و روانکاوان انجام داده، درباره تلفیق هنردرمانی و سفر میگوید: «در این کارگاه، فرآیند موسیقیدرمانی و هنردرمانی بهصورت هدفمند با مقوله سفر آمیخته شده است؛ زیرا جابهجایی و قرار گرفتن در فضایی متفاوت، ظرفیتهای ویژهای در اختیار برنامه درمانی قرار میدهد. سفر بهطور طبیعی با تمرکز، لذت و احساس فراغت همراه است و همین ویژگیها آمادگی ذهنی و عاطفی شرکتکنندگان را افزایش میدهد. بر همین اساس، برنامهریزی سفر از ابتدا دقیق، هدفمند و درمانمحور طراحی شده و همه مراحل آن با رویکردی مشخص اجرا میشود.»
منبع : ایلنا
















































