
فریدون مجلسی، کارشناس مسائل آمریکا طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح تأثیرات استعفای مدیر نهاد ضد تروریسم ایالات متحده در اعتراض به شروع جنگ علیه ایران و بروز اختلافات داخلی در واشنگتن پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
اساساً مسئله را میتوان از دو جنبه بررسی کرد؛ یکی از جنبه معترضان در آمریکا و دیگری از جنبه حامیان. در واقع، این جنگ در مقایسه با جنگهایی که آمریکا در افغانستان و عراق داشته، مورد تایید برخی گروهها نیست، به خصوص جنگ افغانستان که از نظر هزینهها و خروج آمریکا از آن، ظاهراً دستاورد چندانی برایشان نداشته است. در حالی که طالبان دوباره به قدرت برگشته و آمریکا عملاً آنها را سر کار گذاشته است. در مورد عراق نیز باید گفت که این جنگ هزینهبر بود و به ظهور داعش و درگیریهای مفصل انجامید اما در عمل، آمریکا تلاش کرد با اقدامات خود در عراق و سوریه نفوذ خود را در این کشورها تعمیق ببخشد اما به هر ترتیب بسیاری از مفسران تنها رقابتهای حزبی در آمریکا را در مورد این جنگ در نظر میگیرند.
در مورد تاثیر جنگ فعلی بر آینده سیاسی جی.دی ونس، معاون فعلی رییسجمهور آمریکا هم باید دانست اینکه پیروزی یا شکست ترامپ را به حساب او بگذارند، چندان دقیق نیست؛ زیرا او به عنوان یک فرد فرصتطلب شناخته میشود و معلوم نیست که ترامپ در خواستههای خود حتی پیروز شود و شانس ریاست جمهوری بعدی را به ونس بدهند. نگاه مردم آمریکا، به ویژه پس از دوران عوامگرایانه ترامپ، بیشتر به رجال سیاسی معتبر معطوف خواهد شد که طبق روال عمومی در آمریکا حکومت کردهاند. در عوض، ترامپ با اقداماتی شتابزده توانست حکومت مادورو در ونزوئلا را سرنگون کند و حالا بر همین موضوع موجسواری میکند. باید توجه داشت که ترامپ سیاست خود را نسبت به جمهوری اسلامی از سالهای جوانی و پس از مسائل مربوط به سفارت آمریکا اعلام کرده بود. او سیاستی کینهتوزانهتر اتخاذ کرده و انتقادهایی که به ترامپ میشود، به این دلیل است که به تشدید جنگ میپردازد.
جنگ ایران و اسرائیل هیچگاه قطع نشده و در گذشته اشکال دیگری داشت و باید توجه شود که آمریکا نیز به مدت چهل و شش سال در حال تحریم ایران بوده و این وضعیت جنگی برای تضعیف و به زانو درآوردن ایران است. ترامپ در این شرایط، به مسئله نیاز به در اختیار گرفتن گرینلند و کانال پاناما اشاره کرده و سختگیریهایی نسبت به مهاجران و سیاستهای سودجویانه نسبت به اروپا اتخاذ کرده است. اما آمارها نشان میدهند که صدها کشتی در دو سوی تنگه هرمز بلاتکلیف ماندهاند و کشورهای خلیج فارس نه تنها به صادرات نفت و گاز خود متکی هستند، بلکه برای بقا به واردات مواد غذایی نیز وابستهاند و تشدید جنگ میتواند اروپاییها را به آمریکا نزدیکتر کند.
آنها میدانند که ایران ممکن است با جدایی انداختن بین اروپا و آمریکا، کشتیهای عازم اروپا را آزاد کند اما به نظر این موضوع مانع اتحاد استراتژیک و اصولی جهان غرب نخواهد شد. به هر حال در حال حاضر، فشار بر ترامپ و تیمش در داخل آمریکا تا حد زیادی وجود ندارد، اما اکنون که در جنگ شرکت دارد، میتواند حمایت عمومی را جلب کند.
منبع : ایلنا
















































