
تصمیم ناگهانی باشگاه استقلال برای قطع همکاری با ریکاردو ساپینتو در شرایطی اتخاذ شد که آبیها هنوز در ۲ جبهه داخلی مدعی محسوب میشوند. تصمیمی که بیش از آنکه صرفاً یک تغییر فنی باشد، رنگ و بوی یک واکنش احساسی به حذف آسیایی دارد و میتواند تبعات مدیریتی و حقوقی قابل توجهی برای باشگاه به همراه داشته باشد.
استقلال پس از شکست رفتوبرگشت مقابل الحسین اردن از لیگ قهرمانان آسیا ۲ کنار رفت؛ ناکامی که با توجه به اهداف اعلامشده ابتدای فصل، نارضایتی هواداران و مدیران را در پی داشت. در بیانیه رسمی باشگاه تأکید شد نتایج با جایگاه استقلال همخوانی نداشته و برخی چالشهای ارتباطی نیز ادامه همکاری را دشوار کرده است. با این حال پرسش اصلی اینجاست که آیا زمانبندی این تصمیم با منطق فنی و مدیریتی همخوانی دارد؟
آبیها در لیگ برتر با وجود ۲ بازی کمتر تنها یک امتیاز با صدر فاصله دارند و همچنان یکی از مدعیان اصلی قهرمانی به شمار میروند. در جام حذفی نیز با حذف چند رقیب سنتی مسیر نسبتاً هموارتری نسبت به گذشته پیشروی خود میبینند. در چنین شرایطی تغییر کادر فنی در فاصله کوتاه تا دیدار حساس مقابل مس رفسنجان میتواند بیش از آنکه شوک مثبت ایجاد کند ثبات تاکتیکی و روانی تیم را بر هم بزند.

آماری نزدیک به بحران با تیمی نجومی
ریکاردو ساپینتو که ابتدای فصل دوباره هدایت استقلال را بر عهده گرفت در مجموع ۳۱ مسابقه روی نیمکت آبیها نشست و آماری متشکل از ۱۳ پیروزی، ۱۰ تساوی و ۸ شکست بر جای گذاشت؛ آماری که بیش از هر چیز نشاندهنده نوسان در عملکرد تیم او بود. استقلال در برخی دیدارهای لیگ نمایشهای امیدوارکنندهای ارائه داد و امتیازات مهمی جمعآوری کرد، اما در مقابل شکستهای پرهزینه بهویژه در رقابتهای آسیایی روند تیم را از ثبات خارج کرد و فشار انتقادات را به شکل محسوسی افزایش داد.
از منظر حقوقی نیز جدایی ناگهانی ساپینتو بدون فراهم شدن بستر توافقی احتمال طرح شکایت از سوی این مربی پرتغالی را افزایش میدهد. موضوعی که میتواند بار مالی سنگینی به باشگاه تحمیل کند. تجربههای مشابه در سالهای گذشته نشان داده که تصمیمات شتابزده روی نیمکت استقلال اغلب به پروندههای حقوقی پرهزینه منجر شده است. مسالهای که در شرایط اقتصادی فعلی باشگاه، ریسک قابل توجهی محسوب میشود.

در فضای پس از این برکناری، نامهای متعددی بهعنوان گزینههای احتمالی مطرح شد، اما واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد. بسیاری از چهرههای مطرح در مقطع فعلی حاضر به پذیرش هدایت تیمی که در میانه بحران مدیریتی قرار دارد نیستند و برخی گزینهها نیز به دلیل تجربههای پرحاشیه گذشته عملاً از دستور کار خارج شدهاند. جواد نکونام، مجتبی جباری، مهدی رحمتی، یحیی گلمحمدی، پیروز قربانی و حتی اسکوچیچ از جمله نامهایی هستند که طی ساعات اخیر شایعه شدند.
بر همین اساس محتملترین سناریو سپردن موقت هدایت تیم به سهراب بختیاریزاده تا پایان فصل است؛ مربی که پیشتر نیز در نقش سرمربی موقت عملکرد قابل قبولی ارائه داده و از شناخت کافی نسبت به فضای باشگاه برخوردار است. در دوره سرپرستی علی تاجرنیا نیمکت استقلال یکی از پرنوسانترین مقاطع خود را پشت سر گذاشت. رفتوآمد پیاپی چهرههایی مانند سهراب بختیاریزاده، محمد نوازی، مجتبی جباری ، موسیمانه، بوژوویچ و در نهایت ریکاردو ساپینتو نشاندهنده نبود ثبات در تصمیمگیریهای فنی است.

با این حال، تکرار چرخه مربیان موقت خود نشانهای از نبود استراتژی بلندمدت در مدیریت فنی باشگاه است. استقلال در دوره مدیریت فعلی بارها تغییرات متوالی روی نیمکت را تجربه کرده و این بیثباتی حتی در صورت کسب نتایج کوتاهمدت در بلندمدت به فرسایش ساختار تیمی منجر میشود.
با این تفاسیر برکناری ساپینتو بیش از آنکه پاسخی راهبردی به مشکلات فنی باشد، واکنشی فوری به فشار نتایج آسیایی به نظر میرسد. اگر این تصمیم به از دست رفتن جامهای داخلی منجر شود، مدیریت باشگاه ناگزیر باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشد. استقلال در آستانه مقطعی تعیینکننده قرار دارد؛ مقطعی که بیش از هر زمان دیگری به ثبات، تصمیمگیری حسابشده و پرهیز از اقدامات هیجانی نیاز دارد.
منبع : خبرگزاری میزان

















































