
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، پس از وقایع دی ماه سال جاری، فضای مجازی با موج گستردهای از واکنشهایی مواجه شد که حجم عظیمی از غم و افراد سوگوار را بازتاب میکند؛ در حالی که در مقایسه میان شرایط سیاه و تلخ فضای مجازی که تنها نشان از رکود و توقف دارد، زندگی بسیاری از افراد در واقعیت درجریان است.
اگرچه وقایع رخ داده در ماه اخیر و از دست دادن هم وطنان، تجربهای غم انگیز برای اکثریت جامعه به شمار میرود، اما بروز اغراق آمیز این احساسات و تقویت هیجانات منفی ناشی از سوگواری توسط الگوریتمهای اینستاگرام و سوء استفادهی آگاهانه از این مسئله برای افزایش ناامیدی و یاس، اتفاقی بود که بیش از پیش شرایط جامعه را پیچیدهتر کرد.
براساس گزارشی که در فوریه ۲۰۲۶ و پس از وقایع دی ماه، توسط روزنامه فرانسوی ((لوفیگارو)) منتشر شده، به بررسی یک عملیات سازمانیافته جنگ سایبری و عملیات نفوذ اطلاعاتی میپردازد. جنگ سایبری رژیم صهیونیستی با ایجاد هزاران حساب جعلی (بات) در پلتفرمهای اجتماعی از جمله اینستاگرام و ایکس، در حال راه اندازی کمپینی گسترده با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی ایران است. گزارشها حاکی از آن است که بیش از ۴۷۶۵ حساب شناسایی شده، هر کدام روزانه بیش از ۱۰۰ پیام منتشر میکنند و ۱۱۴۲۱ حساب با فعالیت غیرعادی بالا، مجموعا ۱.۷ میلیارد لایک تولید کردهاند.
گزارش لو فیگارو، هدف از این حجم از لایک و تعامل را دستکاری الگوریتمهای پلتفرم، بالا آوردن مصنوعی برخی از محتواها و ایجاد تصور ((موج گسترده مردم)) مطرح میکند.
بخشی از جنگ روانی دشمن جهت تضعیف روحیه عمومی، دامن زدن به تجربه غم و ایجاد فرسودگی روانی از طریق تشدید محتواهای مرتبط، با استفاده از خاصیت الگوریتمهای فضای مجازی به ویژه اینستاگرام است، در واقع به نمایش گذاشتن صحنههای وقایع، ویدئوهای غم انگیز، متنهای دراماتیک و هشتگهای مربوط به سوگ که با لایک و کامنت و بازنشر همراه میشوند، تعامل بالایی گرفته و الگوریتمها با شناسایی آنها به عنوان محتوای موفق، آنها را به کاربران بیشتری نشان دادند که این مسئله میتواند این ذهنیت را ایجاد کند که تمام جامعه دچار فرسودگی و سوگواری است و رسما زندگی متوقف شده است.

سوگ دیجیتال از سوگ واقعی بزرگتر، شدیدتر و فراگیرتر دیده میشود و این همان پدیدهای است که پژوهشگران آن را ((سوگ تقویت شدهی الگوریتمی)) مینامند.
براین اساس، الگوریتمها محتواهای احساسی را بیشتر برای همه نشان میدهند، کاربران فکر میکنند که، چون الزاما همه افراد درگیر این محتواها و عمیقا سوگوار هستند، این محتوا برای آنها نیز نشان داده شده، در حالی که عمدتا انتخاب الگوریتمها است که تعیین کننده خواهد بود.
همچنین وقتی کاربران در پی این فرایند، با مطالبی دارای بار عاطفی و هیجانی شدیدی مواجه میشوند که در اثر انتشار سازمان یافته و غیر سازمان یافته توسط بخشی از واکنشهای عاطفی مردم درحال نشر است؛ در رویارویی متعدد، به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه احساس میکنند که باید با این موج فضای مجازی همراه شوند چرا که در غیر این صورت، انگار فردی بی تفاوت یا بی رحم هستند.
در واقع وقوع چنین مسیری، بخشی از کاربران را به سمت تظاهر به سوگواری شدید در فضای مجازی و به نوعی تلاش برای کسب تایید از دیگران سوق میدهد، فارغ از اینکه ممکن است در واقعیت مواجه ساده تری با مسئله داشتهاند یا حتی عدهای دیگر نیز از دل سوگ برای برندسازی شخصی استفاده میکنند و با انتشار محتواهای سوگ و ماتم و القای این عواطف به مخاطبان خود سعی میکنند که ریتم صفحهی خود را حفظ کنند.
در این میان و در کشاکش بازی الگوریتمها، تظاهر و سوگواریهای نمایشی و حضور افراد منفعت طلب و... آنچه در مجموع عمدهی کاربران عادی فضای مجازی که صرفا برای سرگرمی و وقت گذرانی در این فضا سپری میکنند، بیش از همه مورد توجه قرار میگیرد و تاثیرات جدیای بر روح و روان آنها باقی میگذارد، فرسودگی روانی و حجم عظیمی از بازتولید سوگ و تروما است که الزما نه بازتاب کامل شرایط جامعه، بلکه ناشی از تجربه سوگ دیجیتال است که با تحریف واقعیت به نوعی همراه میشود.
الگوریتمها، روایتهای پیچیده و تحلیلی را کمتر و روایتهای احساسی و ساده را بیشتر پخش میکند؛ در سوگهای جمعی، این مسئله با غلبهی وسیع اشک و اندوه بر تحلیل و فهم چیستی اصلی موضوع همراه خواهد بود و حتی پس از اینکه موج سوگواری نمایشی در فضای مجازی نیز، پس از مدتی پایان یابد، اما تاثیرات قابل توجهی بر حافظه جمعی باقی میگذارد.
یافتههای یک مطالعه علمی بر روی کاربران اینستاگرام و تلگرام که با عنوان ((مطالعه ادراکات و رفتارهای کاربران ایرانی در مواجهه با انتشار اخبار جعلی در شبکههای اجتماعی)) در زمستان سال جاری منتشر شده است، نشان میدهد که ویژگیهای خود محتوا، نقش تعیینکنندهای در میزان باورپذیری آن دارند. عواملی مانند لحن هیجانی، استفاده از تصاویر تأثیرگذار، ارجاع به منابع ظاهراً معتبر و تکرار گسترده محتوا در صفحات مختلف، احتمال پذیرش خبر را افزایش میدهد. کاربران در مواجهه با محتوایی که بار احساسی بالایی دارد، بیشتر دچار واکنش فوری شده و احتمال اشتراکگذاری آن افزایش مییابد.
همچنین این مطالعه مطرح میکند که سطح سواد رسانهای کاربران تأثیر مستقیمی بر نحوه ارزیابی اخبار دارد. کاربرانی که توانایی بیشتری در تشخیص منابع معتبر، بررسی صحت اطلاعات و تحلیل انتقادی دارند، کمتر تحت تأثیر اخبار جعلی قرار میگیرند. در مقابل، کاربرانی که بیشتر بر نشانههای سطحی مانند تعداد لایک یا بازنشر تکیه میکنند، آسیبپذیری بیشتری دارند؛ بنابراین ادراکات افراد در فضای مجازی متاثر از عوامل مختلفی شکل میگیرد و الزاما نوع، شدت و صحت روایاتی که در این فضا مطرح میشود با واقعیت تطابق ندارد و در این میان، داشتن سواد رسانهای در تجزیه و تحلیل اطلاعات و همچنین مدیریت صحیح استفاده، دایره ارتباطات و محدود کردن مواجه با محتواها با شناخت الگوریتمها و سازوکار فضای مجازی نقش بسزای دارد.
همچنین بیش از پیش انتظار میرود که وزارت و فرهنگ و ارشاد، صدا و سیما، نهادهای فرهنگی و پژوهشی، شورای عالی فضای مجازی، آموزش و پرورش و نهادهای علمی و دانشگاهی و... در جهت سیاستگذاری و ارتقای سواد رسانهای جامعه گامهای موثر و هدفمندی را دنبال کنند.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































