
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران قرار بود «ضربه فنی» باشد؛ یک عملیات برقآسا با کمترین هزینه که در عرض چند روز پرونده را مختوم کند. اما امروز، در حالی که تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به بیستم روز خود رسیده، واشینگتن با حقیقتی هولناک روبروست: ماشین جنگی ایالات متحده در باتلاقی فرورفته که هر ثانیهاش «ثروت ملی» آمریکا را میبلعد. رد صلاحیت احتمالی بودجه نجومی ۲۰۰ میلیارد دلاری در سنا، نه یک مانع اداری، بلکه اعتراف رسمی به شکستِ دکترین «جنگ ارزان» و سرگیجه استراتژیک در برابر قدرت بیپایان جبهه مقاومت خواهد.
طراحان جنگ در پنتاگون و تلآویو با تکیه بر برتری هوایی، تصور میکردند با یک موج حملات سنگین، زیرساختهای ایران را فلج کرده و با هزینهای ناچیز، پیروزی را جشن میگیرند. اما آمارهای رسمی که از قلب واشینگتن درز کرده، تصویر دیگری میسازد:
سرعتِ جنونآمیز مصرف: تنها در ۶ روز نخست، هزینه جنگ از مرز ۱۱.۳ میلیارد دلار گذشت. این یعنی روزانه تقریباً ۲ میلیارد دلار هزینه مستقیم؛ رقمی که طبق گزارش «نانسی یوسف» از آتلانتیک، حتی خوشبینانهترین برآوردهای اولیه پنتاگون (یک میلیارد دلار در روز) را هم پشت سر گذاشته است.
شانزده روز و ۲۱ میلیارد دلار: با ورود به روز شانزدهم، ساعتِ هزینههای جنگ نشان میدهد که تنها برای ابزار و تجهیزات (بدون احتساب خسارات وارده به پایگاهها)، بیش از ۲۱ میلیارد دلار از جیب مالیاتدهنده آمریکایی خارج شده است. واشینگتن حالا میفهمد که ایران، «اوکراین» نیست که بتوان با تسلیحات انباری آن را مدیریت کرد.
درخواست ۲۰۰ میلیارد دلار بودجه مکمل توسط پنتاگون، شوک بزرگی به کنگره وارد میکند. مخالفت سناتورها، ریشه در چند تحلیل فنی و اقتصادی دارد که نشاندهنده استیصالِ عمیق آمریکا است:
الف) مقایسه تحقیرآمیز با جنگ اوکراین
برای درک ابعاد این فاجعه، باید بدانیم که کل بودجه مصوب کنگره برای جنگ اوکراین در طول چندین سال، حدود ۱۸۸ میلیارد دلار بوده است. اکنون پنتاگون برای جنگی که تنها سه هفته از آن گذشته، رقمی فراتر از کل بودجه اوکراین را درخواست کرده است. سناتورها از خود میپرسند: اگر در سه هفته ۲۰۰ میلیارد دلار نیاز است، در یک جنگ ششماهه، آیا کل بودجه فدرال آمریکا باید دود شود؟
ب) نبردِ نابرابر: موشک ۴ میلیون دلاری علیه پهپاد ارزانقیمت
دلیل اصلی رد بودجه، درکِ «عدم توازن هزینهای» است. طبق گزارش مؤسسه کوئینسی، آمریکا برای رهگیری هر موشک یا پهپاد ایرانی، گاهی مجبور به شلیک تا ۱۱ موشک پاتریوت است.
شلیک هر موشک پاتریوت: ۴ میلیون دلار.
در حالی که موشکهای ایران با هزینهای به مراتب کمتر ساخته میشوند، آمریکا در حال «خودزنی مالی» است. سناتورها به خوبی میفهمند که ادامه این روند، یعنی ورشکستگیِ مطلق قبل از رسیدن به هرگونه نتیجه نظامی.
ج) پول هست، اما کالا نیست (قفل شدن خطوط تولید)
یکی از دلایل فنی مخالفت سنا، «فلج شدن صنایع دفاعی» است. غولهایی مثل لاکهید مارتین و بوئینگ اعلام کردهاند که خطوط تولیدشان «قفل» شده است. ذخایر موشکهای «تاماهاوک» (هر فروند ۲.۵ میلیون دلار) و رهگیرهای «تاد» (هر فروند تا ۲۸ میلیون دلار) که برای دههها انبار شده بود، در ۱۶ روز به اتمار رسیده است. سنا میداند که حتی با تصویب ۲۰۰ میلیارد دلار، سالها طول میکشد تا این تجهیزات دوباره ساخته شوند. آمریکا پول دارد، اما «زمان» و «ظرفیت صنعتی» را در برابر سرعت پاسخگویی ایران باخته است.
آمریکا در سال مالی ۲۰۲۴ با کسری بودجه وحشتناک ۱.۸۳ تریلیون دلاری دستوپنج نرم میکند. پرداخت بهره بدهیهای دولت برای اولین بار از مرز ۱ تریلیون دلار عبور کرده است. در چنین شرایطی، ریختن ۲۰۰ میلیارد دلار به پای جنگ با ایران، از نظر سناتورها یک «خودکشی سیاسی» است.
جنگ علیه رفاه: مؤسسه مطالعات سیاست هشدار داده که هزینه تنها یک روز از این جنگ، معادل پوشش بیمه درمانی (Medicaid) برای ۴ میلیون آمریکایی است. مخالفت سنا ناشی از ترس از شورشهای اجتماعی است؛ مالیاتدهندگان آمریکایی حاضر نیستند برای نجات حیثیتِ از دست رفته پنتاگون در بیابانهای خاورمیانه، از نان و درمان خود بگذرند.
پنتاگون در حالی برای بودجه التماس میکند که حملات متقابل مقاومت به تأسیسات گازی و زیرساختهای کلیدی، موازنه را تغییر داده است. تنگه هرمز که محل عبور ۲۰ درصد نفت جهان است، اکنون به کابوس واشینگتن تبدیل شده است. کارشناسان هشدار میدهند که تداوم این وضعیت قیمت نفت را به ۱۵۰ دلار خواهد رساند. مخالفت سنا در واقع تلاشی برای جلوگیری از یک «فروپاشی اقتصادی جهانی» است که مرکز زلزله آن واشینگتن خواهد بود.
واقعیت میدان، برخلاف بیانیههای هالیوودی پنتاگون، نشاندهنده یک «شکستِ ساختاری» است. آمریکا که تصور میکرد با چند هزار سورتی پرواز، ایران را به تسلیم وادارد، اکنون خود در تله هزینههای نجومی گرفتار شده است.
رد بودجه ۲۰۰ میلیارد درخواستی در سنا، تیر خلاصی بود بر پیکرِ دکترین «هژمونیِ نظامیِ دلارمحور». واشینگتن اکنون با حقیقتی روبروست که سالها از آن میهراسید: قدرتِ ایمان و تکنولوژی بومی جبهه مقاومت، بسیار گرانتر از آن است که با دلارهای کاغذی پنتاگون مهار شود.
این ۲۰۰ میلیارد دلار، بودجهای برای پیروزی نبود؛ بلکه جریمهای بود که واشینگتن باید برای «توهمِ قدرت» خود میپرداخت. حالا با رد این بودجه، ارتش آمریکا در برابر ایران نه تنها «خالی از سلاح» شده، بلکه «خالی از اعتبار» نیز به نظر میرسد. باتلاق ایران، برخلاف اوکراین، نه برای فرسوده کردن رقیب، بلکه برای غرق کردنِ مدعیِ ابرقدرتی ساخته شده است.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































