به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ دور سوم مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا شب گذشته به پایان رسیدو به گفته منابع عمانی فعلا بنا شده تا پس از مشورت طرفین با پایتختهای خود، دور دیگری از این مذاکرات در هفته آینده در وین انجام بپذیرد. با وجود اخبار ضدونقیضی که در باب این دور از مذاکرات منتشر شده، لحن مذاکرهکنندگان ایران و میانجی مذاکرات یعنی عمان نشان میدهد پیشرفتهایی در مذاکرات رقم خورده که البته با توجه به تجربه پیشین مذاکرات ایران و آمریکا طبعا باید بدان با دیده تردید نگریست.اما با این حال، دور سوم این مذاکرات به گفته وزیر امور خارجه عمان، «پیشرفت قابل توجه» داشته و هفته آینده مذاکرات بر سر «مسائل فنی» خواهد بود. از طرفی عراقچی، وزیر امور خارجه ایران نیز درباره این دور از مذاکرات گفته: «در این چندین ساعت مذاکره فشرده و طولانی، پیشرفت قابلتوجهی حاصل شد و دو طرف بسیار جدی وارد بررسی عناصر اصلی یک توافق شدند؛ هم در حوزه هستهای و هم در حوزه رفع تحریمها.»این اظهارات نشان میدهد که در سطح مذاکرهکنندگان ایالات متحده، پیشنهادات ایران در باب حوزه هستهای و رفع تحریمها مورد توجه قرار گرفته اما اینکه آیا در سطوح بالای دولت آمریکا هم چنین رویکردی وجود خواهد داشت در ابهام قرار دارد.با این وجود، آنچه که مسلم است، حق مسلم ایران در رابطه با اصل غنیسازی است. موضوعی که منطبق با اصول معاهده منع گسترش سلاح هستهای (NPT) بوده و همچنین با توجه به دکترین هستهای ایران که که مبنیبر فتوای رهبر معظم انقلاب سلاح هستهای منع شده، امکان رفع نگرانیهای آمریکا در رابطه با عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای را هم ممکن خواهد ساخت.حال این ایالات متحده است که میبایست تصمیم بگیرد به توافقی برد-برد با ایران که متضمن پذیرش محدودیتهای هستهای از سوی ایران و متعاقبا رفع تحریمها از سوی آمریکا باشد، برسد و یا با گوش فرادادن به تلآویو، رویکردی تخاصمی اتخاذ کرده و تبعات آن را هم پذیرا بشود.

فعالیت هستهای ایران در طی چند دهه اخیر منطبق بر اصول معاهده منع گسترش سلاح هستهای (NPT) بوده و علیرغم پروپاگانداهای صهیونیستی علیه کشور، ایران تا کنون بمب اتمی نساخته است. به بیان دیگر، با وجود اینکه ایران شدیدترین بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی را در دهههای اخیر پذیرا و از سویی با حمله آمریکا به تاسیساتش هم مواجه شد، این کشور کماکان به سمت ساخت سلاح هستهای نرفته و صرفا بنا داشته تا از حق مشروع و مسلم خود دفاع و استفاده کند.
اما این موضوع مورد پذیرش آمریکاییها نبوده، چراکه آنها به دروغ بیان میکنند که ایران به ساخت سلاح تمایل دارد و از همین رو تلاش داشتهاند تا توان غنیسازی ایران را از طریق دیپلماسی و یا جنگ به مانند عملیات «چکش نیمهشب» از بین ببرند اما تاکنون به موفقیتی دست نیافتهاند. این در صورتی است که ایران تمایلی به ساخت سلاح نداشته و این ظن بیاساس تنها محصول شبکه و لابی اسرائیل در آمریکاست.
به عنوان مثال، جان قزوینیان، نویسنده ایرانی-آمریکایی کتاب «تاریخ روابط ایران و آمریکا» نوشته: «در سال 1992، نتانیاهو هشدار داده بود که ایران طی سه تا پنج سال به بمب هستهای مجهز میشود. در سال 1995 اسرائیل مدعی شد که ایران کموبیش در پنج سال آینده به سلاح هستهای دست خواهد یافت. سال بعد به سازمان ملل اعلام کرد که ایران طی هشت سال سلاح تولید خواهد کرد.» این موارد تا هماکنون نیز ادامه داشته و ادعاهای تکراری نتانیاهو و تلآویو هرروزه تکرار میشود اما علیرغم گذشت بیش از سی سال از پروپاگاندای اسرائیل، اثری از بمب اتم خیالی صهیونیستها در ایران نیست!
در واقع برخلاف ادعاهای صهیونیستها، فعالیت ایران صرفا به استفاده از حق مشروع و مسلم خود یعنی غنیسازی در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح هستهای محدود بوده است. امری که کماکان ایران پای آن ایستادگی کرده و دلیلی برای صرف نظر از آن وجود ندارد چراکه غنیسازی حق ایران بوده است. موضوعی که در صورت پذیرش اصل آن از سوی آمریکاییها و عدم فریب ادعاهای بیبنیان اسرائیل، میتواند راه دیپلماسی را هموار کند.
برخلاف بهانهجوییهای آمریکاییها و پروپاگاندای اسرائیلی، دکترین هستهای ایران مشخص بوده و ایران تاکنون اقدام به ساخت بمب اتم نکرده است. روزنامه آمریکایی نیویورکتایمز اخیرا در این زمینه به نقل از منابع آگاه گزارش داده که نهادهای اطلاعاتی غربی تاکنون هیچ مدرکی مبنی بر غنیسازی اورانیوم توسط ایران برای تولید سلاح هستهای شناسایی نکردهاند. در حقیقت خود نهادهای اطلاعاتی آمریکا هم در اینباره ادعاهای ایران را تایید میکنند و نه دروغهایی که توسط اسرائیل برای «امنیتیسازی» ایران انجام میشود.
اما کماکان در بر همان پاشنه چرخیده و ایالات متحده بنا بر سلب حق ایران داشته است. وال استریت ژورنال، روزنامه آمریکایی ادعا کرده که شروط آمریکا در مذاکرات چنین بوده است: «1-سایت های فردو، نطنز و اصفهان تعطیل شود. 2-ذخایر اورانیوم از ایران خارج شوند. 3-هرگونه غنی سازی در ایران ممنوع است.» این رسانه همچنین در رابطه با واکنش ایران عنوان کرده: «ایران میخواهد حق غنی سازی محدود را برای خود نگه دارد و در ازای آن تحریمها برداشته شوند.»
همچنین روزنامه العربی الجدید قطر به نقل از منابع آگاه ایرانی عنوان کرده: «تهران با صراحت به طرف آمریکایی اعلام کرده است که از حق مسلم خود در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای عقبنشینی نخواهد کرد و هرگونه فشار یا تهدید، مسیر تعامل سازنده را بیش از پیش تضعیف میکند.»
در واقع میتوان گفت که از آنجا که ایران اصل غنیسازی را به عنوان حق مسلم خود مفروض میداند، تنها مذاکره و چانهزنی در رابطه با میزان آن امکانپذیر خواهد بود که در صورت عدم بهانهجوییهای آمریکا میتواند راهگشا باشد. اگر ایالات متحده از استانداردهای دوگانه خود دست کشیده و به منافع ملی خود فارغ از تمایلات تلآویو بیندیشند، دیپلماسی امکان تداوم خواهد داشت.
بیانات آمریکاییها بر ضد فعالیت صلحآمیز هستهای ایران چیزی جز بهانه برای فشار بر ایران نیست. این ماجرا را تاریخ هستهای ایران هم نشان میدهد. به عنوان نمونه، یکی از حامیان برنامه هستهای ایران پیش از انقلاب اسلامی آمریکا بود. هنری کیسینجر، وزیر اسبق امور خارجه آمریکا در رابطه با علت حمایت آمریکا از این برنامه صادقانه گفته بود: «چون ایران در آن زمان متحد آمریکا بود.»
از سوی دیگر، اگر نقض و تناقضی هم در فعالیت هستهای باشد، آن نقض و تناقض را باید در تلآویو جستجو کرد. بدان دلیل که تنها بازیگری که دارای تعدادی نامعلوم از کلاهکهای هستهای در منطقه بوده اسرائیل است و نه ایران. این اسرائیل بوده که نه معاهده NPT را امضا کرده و نه به فعالیت غیرمسلحانه هستهای پایبند بوده است. امری که خود غربیها هم در آن دخیل بوده و به گفته اکبر اعتماد، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در پیش از انقلاب، حتی تاسیسات هستهای دیمونا توسط فرانسویها ساخته شده است.
این موارد نمودی از تناقضها و استانداردهای دوگانه غرب و آمریکا در نسبت با فعالیت هستهای است. فعالیتی که صلحآمیزش در ایران باید ممنوع باشد اما به صورت تسلیحاتی آن در تلآویو بلااشکال خواهد بود.
اکنون نیز با خوردن به دیوار سخت ایران و ایستادگی بر اصل غنیسازی که حق طبیعی آن بوده، آمریکاییها باید تصمیم بگیرند که آیا برای تداوم مسیر دیپلماسی عزم و البته استقلال کافی را در نسبت با اسرائیل دارند و یا آنکه میخواهند راه دیگری را برگزینند.
میتوان گفت فیالحال «توپ در زمین آمریکاست» که یا باید تصمیم به تداوم مذاکرات و رسیدن به توافق را در پی بگیرد و یا با انتخاب گزینههای سخت، هزینههای آن را هم که در شرایط جنگی و با توجه به پتانسیل موشکی و منطقهای ایران نامعلوم خواهد بود، پذیرا بشود. دو راهی که ایران برای هر دو نیز آمادگی خواهد داشت.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































