
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو_ علی کیمیایی، هر چند وقت یکبار، فهرستی از ساختمانهای «ناایمن» یا «پرخطر» در رسانهها منتشر میشود؛ فهرستی که معمولاً پس از یک حادثه تلخ یا افزایش نگرانیهای عمومی دوباره مورد توجه قرار میگیرد. تجربه ریزش ساختمان متروپل آبادان و پلاسکو نقطه عطفی در حساسیت افکار عمومی نسبت به ایمنی سازهها بود. پس از آن حادثه، وعدههایی درباره تشدید نظارتها، برخورد با متخلفان و اطلاعرسانی شفافتر داده شد. با این حال، روند اطلاعرسانی درباره سرنوشت ساختمانهای اعلامشده همچنان با ابهامهای جدی روبهرو است.
در سالهای اخیر، نام برخی مراکز تجاری پرتردد تهران بارها در فهرست ساختمانهای پرخطر دیده شده است؛ از جمله پاساژ علاءالدین در تقاطع جمهوری، مرکز خرید شانزهلیزه و بازار گل امام رضا و... این ساختمانها به دلیل حجم بالای مراجعهکنندگان، موقعیت شهری و تراکم فعالیت تجاری، حساسیت دوچندانی دارند. انتشار نام آنها بهعنوان «ناایمن» طبیعی است که نگرانی گستردهای ایجاد کند. اما آنچه محل پرسش است، سکوت خبری پس از انتشار اولیه است.
در زمان اعلام این فهرستها، معمولاً توضیح داده میشود که اخطارهایی صادر شده، مهلت قانونی تعیین شده و جلساتی با مالکان برگزار شده است. اما پس از آن، افکار عمومی کمتر میداند که این اخطارها به چه نتیجهای رسیدهاند.
برای مثال، درباره پاساژ علاءالدین سالهاست موضوع اضافهطبقات، ایمنی سازه، بارگذاری بیش از حد و وضعیت تاسیسات مطرح میشود. بارها خبر پلمب یا اخطار منتشر شده، اما گزارش جامع و مرحلهبهمرحلهای که نشان دهد چه اصلاحاتی انجام شده و کدام خطرات برطرف شدهاند، بهصورت منظم منتشر نشده است.
در مورد مرکز خرید شانزهلیزه نیز هشدارهایی درباره وضعیت ایمنی اعلام شده، اما روشن نیست چه میزان از ایرادات رفع شده و آیا این مجموعه از فهرست ساختمانهای پرخطر خارج شده یا همچنان در همان وضعیت قرار دارد.
بازار گل امام رضا نیز بهدلیل ساختار خاص، تردد گسترده و شرایط نگهداری کالاهای اشتعالپذیر، همواره نیازمند نظارت دقیق ایمنی است. با این حال، شهروندان اطلاعات دقیقی از روند اصلاحات احتمالی در اختیار ندارند.
در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که مسئول اصلی اطلاعرسانی تکمیلی کدام نهاد است؟ آیا انتشار فهرست پایان کار محسوب میشود؟ یا باید گزارشی دورهای درباره وضعیت هر ساختمان ارائه شود؟
ایمنی ساختمانها مسئلهای صرفاً اداری نیست؛ مستقیماً با جان انسانها در ارتباط است. کسبهای که هر روز در این مراکز فعالیت میکنند، کارگرانی که ساعتهای طولانی در این ساختمانها حضور دارند و مردمی که برای خرید یا کار به آنجا مراجعه میکنند، حق دارند از وضعیت ایمنی محیط خود مطلع باشند.
اطلاعرسانی یکطرفه ــ یعنی اعلام «ناایمن بودن» بدون اعلام «رفع خطر» ــ باعث ایجاد فضای مبهمی میشود که نه نگرانیها را برطرف میکند و نه حس اطمینان ایجاد میکند. در نتیجه، شهروندان یا دچار اضطراب مداوم میشوند یا بهمرور نسبت به هشدارها بیتفاوت.

تجربه نشان داده است که توجه به ایمنی ساختمانها اغلب پس از وقوع یک بحران شدت میگیرد. جلسات فوری تشکیل میشود، بازدیدها افزایش مییابد و فهرستهایی منتشر میشود. اما با گذشت زمان و فروکش کردن موج رسانهای، پیگیریها کمرنگ میشود.
در حالیکه پیشگیری مؤثر مستلزم نظارت دائمی، شفافیت مستمر و پاسخگویی عمومی است. اگر ساختمانی مانند پاساژ علاءالدین یا بازار گل امام رضا اخطار دریافت میکند، افکار عمومی باید بداند:
چه مهلتی برای اصلاح تعیین شده؟
چه اقداماتی انجام شده؟
در صورت تخلف، چه ضمانت اجرایی اعمال شده؟
آیا محدودیت بهرهبرداری یا کاهش ظرفیت اعمال شده است؟
یکی از راهکارهای پیشنهادی، ایجاد سامانهای عمومی و آنلاین است که وضعیت ایمنی ساختمانهای پرتردد را بهروز نمایش دهد. در چنین سامانهای میتوان مرحله اخطار، پیشرفت اصلاحات، تأیید ایمنی یا تداوم خطر را ثبت کرد تا هم شهروندان آگاه باشند و هم مسئولان در برابر افکار عمومی پاسخگو بمانند.
شفافیت واقعی تنها در انتشار اولیه اسامی خلاصه نمیشود. همانطور که اعلام خطر باید جدی و رسانهای باشد، اعلام رفع خطر نیز باید رسمی، مستند و قابل دسترس باشد. در غیر این صورت، انتشار فهرستها بیش از آنکه اقدامی پیشگیرانه باشد، به واکنشی کوتاهمدت تبدیل میشود.

ساختمانهای تجاری بزرگ بخشی از زیرساخت حیاتی شهر هستند. هر نقص ایمنی در آنها میتواند به بحرانی گسترده تبدیل شود. تجربههای تلخ گذشته نشان داده که تعلل در اصلاح نواقص، هزینههای جبرانناپذیری بهدنبال دارد.
انتشار نام ساختمانهای ناایمن گام اول است؛ اما گام اصلی، پیگیری مستمر، گزارشدهی شفاف و اعمال قاطع قانون است. تا زمانی که چرخه اطلاعرسانی کامل نشود و سرنوشت هر ساختمان بهطور روشن اعلام نشود، پرسشها و نگرانیها پابرجا خواهد ماند.
اظهارنظر سخنگوی شهرداری در پاسخ به سوال SNNTV مبنی بر اینکه «احتیاجی به اعلام اسامی ساختمانهای ناایمن نیست» را میشود از چند زاویه بررسی کرد؛ هم از منظر مدیریتی و هم از منظر حق دسترسی شهروندان به اطلاعات.
از یک سو، ممکن است استدلال مدیریت شهری این باشد که اعلام عمومی نام ساختمانهایی مانند پاساژ علاءالدین، مرکز خرید شانزهلیزه یا بازار گل امام رضا میتواند باعث نگرانی عمومی، لطمه اقتصادی به کسبه یا حتی سوءاستفادههای رسانهای شود. همچنین ممکن است گفته شود تا زمانی که روند اخطار و اصلاح در حال انجام است، انتشار نامها ضرورتی ندارد.
اما از سوی دیگر، موضوع ایمنی ساختمانها مستقیماً با جان شهروندان در ارتباط است. وقتی ساختمانی بهعنوان «ناایمن» شناسایی میشود، اطلاعرسانی درباره آن صرفاً یک موضوع اداری نیست؛ مسئلهای عمومی است. مردمی که هر روز در آن ساختمان تردد میکنند، کار میکنند یا خرید انجام میدهند، ذینفع مستقیم هستند. در چنین شرایطی، اصل شفافیت اقتضا میکند اطلاعات بهصورت روشن و مستند در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.
نکته مهمتر این است که تجربههایی مانند حادثه متروپل آبادان نشان داده اطلاعرسانی ناقص میتواند اعتماد عمومی را بهشدت آسیب بزند. اگر بعداً حادثهای رخ دهد و مشخص شود ساختمان پیشتر در فهرست پرخطر بوده، نبود شفافیت به بحران اعتماد تبدیل میشود.
به نظر میرسد مسئله اصلی، «اعلام یا عدم اعلام اسامی» نیست؛ بلکه نحوه و چارچوب اطلاعرسانی است. شاید بتوان به جای انتشار فهرستهای مقطعی و رسانهای، یک سامانه رسمی و دائمی ایجاد کرد که وضعیت هر ساختمان بهروز و مستند در آن درج شود. در این صورت هم شفافیت حفظ میشود و هم اطلاعرسانی از حالت هیجانی خارج میشود.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































