به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو به نقل از میدلایستآی؛ با وجود تهدیدهای دونالد ترامپ، عمان توانسته از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستها علیه ایران منافع مالی قابلتوجهی به دست آورد؛ در حالی که همسایگان این کشور در خلیجفارس برای رسیدن به جایگاه مسقط در حال رقابت هستند.
دونالد ترامپ در جریان جنگ با ایران تنها یک کشور عربی حوزه خلیج فارس را به حمله تهدید کرد: عمان. اکنون، اما همین کشور در حال تبدیلشدن به بزرگترین برنده نظم جدید خاورمیانه است؛ نظمی که آمریکا و جمهوری اسلامی ایران در حال شکلدادن به آن هستند.
شاید این ارزیابی در نگاه نخست خلاف انتظار به نظر برسد، اما به دلیل موقعیت جغرافیایی عمان، مهارت این کشور در مدیریت روابط اقتصادی و سیاسی و همچنین قدرت تازهای که ایران در منطقه به نمایش گذاشته، دیپلماتهای غربی، عربی و حتی برخی مقامهای آمریکایی معتقدند نظم جدید منطقه با برتری عمان در حال شکلگیری است.
چرخش سریع بخت و اقبال عمان همچنین از تغییر بزرگتری در خاورمیانه حکایت دارد.
در روزهای نخست جنگ، زمانی که دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس پایگاههای نظامی خود را در اختیار آمریکا قرار دادند و به حمله علیه ایران پیوستند، عمان به دلیل انتقاد از سیاستهای آمریکا و خودداری از ورود به جنگ، در میان همسایگانش یک استثنا تلقی میشد. اما اکنون با توجه به آتشبس در خلیج فارس که حاکی از پیروزی ایران بوده، تصمیم مسقط منطقی و درست به نظر میرسد.
برنارد هایکل، استاد مطالعات خاورمیانه دانشگاه پرینستون به میدل ایست آی گفت: «موضع عمان که همواره مبتنی بر آشتی و تعامل با ایران بود، اکنون به رویکرد سایر کشورهای خلیج فارس تبدیل شده است».
عمان قدیمیترین شریک معاهدهای آمریکا در خلیج فارس بوده و روابط رسمی دو کشور به سال ۱۸۳۳ بازمیگردد. تهدید ترامپ به «نابودکردن» عمان ناشی از خشم او از این بود که مسقط درخواست ایران برای دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز را محکوم نکرده بود. به گفته یک مقام آمریکایی، این اظهارات ترامپ باعث شد دیپلماتهای آمریکایی برای حفظ روابط با عمان به تکاپو افتاده و همزمان بدون موفقیت، تلاش کنند مسقط بیانیهای علیه موضع ایران صادر کند.
مقامهای عمانی هرگز وارد این بازی نشده و همواره تأکید کردند که برای روابط با آمریکا ارزش قائل هستند، هرچند یک مقام آمریکایی روند ترمیم این بحران دیپلماتیک را «پراسترس» خواند. یک مقام آمریکایی آگاه از این اختلافات گفت: «عمان اجازه داد ایران روایت ماجرا را کنترل کند. آنها نه ادعای ایران را تأیید کردند و نه رد. رفتار عمانیها بیش از حد محتاطانه بوده و همین ترامپ را عصبانی کرد».
عمان همچنین با انتقاد برخی همسایگان خود در خلیج فارس روبهرو شد. در آوریل، غیبت مسقط در نشست شورای همکاری خلیج فارس که در جده برگزار شد، به شکل قابلتوجهی به چشم آمد. توضیح رسمی عمان مبنی بر اینکه در زمان جنگ، امکان اعزام وزیر خارجه به نشست را نداشته، با تردید پایتختهای عربی و غربی مواجه شد. مقامهای آمریکایی و عربی میگویند کویت، بحرین، عربستان سعودی و امارات از اینکه عمان حملات موشکی و پهپادی ایران علیه کشورهایشان را محکوم نکرد، ناراضی بودند. در مقابل، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه این کشور اعلام کرد که آمریکا «کنترل سیاست خارجی خود را به اسرائیل واگذار کرده است» و حملات ایران به کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا را «اجتنابناپذیر» دانست.
چند ماه بعد، همان کشورهای خلیج فارس در تلاشاند روابط خود با ایران را ترمیم کنند؛ ایرانی که انتظار دارد در هر توافق صلحی با آمریکا از کاهش تحریمها بهرهمند شود. همچنین برخلاف ادعاهای ترامپ، تواناییهای نظامی ایران نیز تا حد زیادی حفظ شده است.
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی که طی جنگ به صورت هفتگی با ترامپ گفتوگو داشت، میان حمایت از عملیات آمریکا و پیشبرد مذاکرات از طریق متحد نزدیک ریاض یعنی پاکستان، تعادل ظریفی برقرار کرده بود. یک مقام غربی و یک مقام عربی به میدلایستآی گفتهاند که کویت نیز به ایران پیام داده آماده است برای عبور از تنگه هرمز هزینه پرداخت کند. کویت که میزبان بیش از ۱۳ هزار نیروی آمریکایی است، تا چند روز پیش از تمدید آتشبس هدف حملات ایران قرار داشت.
اما بزرگترین شگفتی، امارات متحده عربی بوده است؛ کشوری که سختگیرانهترین موضع را علیه ایران اتخاذ کرد. امارات نهتنها دهها حمله علیه ایران انجام داد، بلکه تلاش کرد پاکستان را از میانجیگری میان تهران و واشنگتن بازدارد. روز جمعه، خبرگزاری رویترز گزارش داد که امارات پذیرفته میلیاردها دلار به ایران بپردازد تا تهران حملات خود را متوقف کند. حتی شیخ طحنون بن زاید آل نهیان، مشاور امنیت ملی امارات میزبان مقامهای سپاه پاسداران در اقامتگاه خود بوده تا این توافق را نهایی کند. اگرچه امارات این موضوع را تکذیب کرده، اما این روایت همچنان در میان تحلیلگران و مقامهای منطقهای مطرح است.
فواز جرجیس، استاد مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن گفت: «پیش از جنگ، پرسش اصلی منطقه میزان عادیسازی روابط کشورهای خلیج فارس با اسرائیل بود. اکنون پرسش اصلی این است که این کشورها تا چه اندازه با ایران کنار خواهند آمد». او افزود: «کشورهای خلیج فارس ایران را دوست ندارند و به آن اعتماد هم ندارند، اما منافع امنیتی و اقتصادیشان چنین اقتضا میکند. عمان پیشگام این مسیر بود و اکنون دیگر کشورهای خلیج فارس در حال الگوبرداری از آن هستند».
عمان همواره تلاش کرده نقش میانجی را ایفا کند. این کشور در توافق هستهای سال ۲۰۱۵ میان ایران و آمریکا نقش داشت و همچنین کانال ارتباطی واشنگتن با حوثیهای یمن محسوب میشد. زمانی که از یک مقام عمانی پرسیده شد چرا مسقط صراحتاً ایده دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز را رد نکرد، او پاسخ داد که این کار برای حفظ نقش میانجیگرانه عمان ضروری بوده است.
یک مقام آمریکایی نیز گفت واشنگتن از محدودیتهای عمان آگاه بود. او افزود: «عمان تنها کشور خلیج فارس است که عملاً سامانه پدافند هوایی واقعی ندارد». در طول جنگ، عمان تقریباً از آسیبهای جدی مصون ماند و تنها حملات محدودی را تجربه کرد. با این حال، ایده اعمال حاکمیت بیشتر بر تنگه هرمز در میان بسیاری از عمانیها جذابیت یافته است. زکریا المحرمی، تحلیلگر عمانی در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «عمان هیچ مخالفتی با عبور کشتیهای تجاری بینالمللی از بخش ایرانی تنگه هرمز ندارد. اما اگر شرایط ژئوپلیتیکی یا امنیتی ایجاب کند که کشتیها از آبهای سرزمینی عمان عبور کنند، این کشور مسئولیت حاکمیتی دارد که عبور آنها را ایمن، منظم و سازگار با ملاحظات زیستمحیطی تضمین کند». او افزود: «بر اساس کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل، کشورهای ساحلی میتوانند برای خدمات مشخصی که به کشتیهای عبوری ارائه میدهند، هزینه دریافت کنند».
جیدی ونس، معاوناول رئیسجمهور آمریکا در روز دوشنبه اعلام کرد که طی دوره ۶۰روزه تمدید آتشبس، هیچ عوارضی برای عبور از تنگه هرمز دریافت نخواهد شد. با این حال انتظار میرود این موضوع در مذاکرات فنی آینده همچنان محل اختلاف باشد.
بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها، کشورها میتوانند تا ۱۲ مایل دریایی را بهعنوان آبهای سرزمینی خود مطالبه کنند. عرض تنگه هرمز در باریکترین نقطه تنها ۲۱ مایل دریایی است و ایران و عمان تنها دو کشور ساحلی آن به شمار میروند. کارشناسان حقوقی میگویند ایران و عمان نمونههای حقوقی متعددی در اختیار دارند که میتوانند برای دریافت هزینههای راهبری یا خدمات دریایی به آنها استناد کنند.
برنارد هایکل میگوید: «به یک معنا، عمان برنده این تحولات است. هر ترتیباتی که در آینده برای تنگه هرمز شکل بگیرد، عمان در آن نقش بسیار مهمی خواهد داشت و نوعی به رسمیت شناخته شدن کنترل نسبی خود بر هرمز را به دست خواهد آورد».
اما دستاوردهای عمان فراتر از دریافت احتمالی عوارض در تنگه هرمز است.
فواز جرجس میگوید: «عمان از نظر اقتصادی یکی از بزرگترین برندگان آنچه رخ داده محسوب میشود». طی جنگ، درآمد دولت عمان ۱۳ درصد افزایش یافت که عمدتاً ناشی از صادرات نفت و گاز بود. پایانه نفتی میناء الفحل که بخش عمده صادرات نفت خام عمان را مدیریت میکند، خارج از تنگه هرمز قرار دارد. عمان همچنین یکی از ده صادرکننده بزرگ گاز طبیعی مایع در جهان است. اگرچه عمان در مقایسه با همسایگانش صادرکننده نسبتاً کوچکی در حوزه نفت و گاز محسوب میشود، اما سرمایهگذاریهای گستردهای در صنعت کودهای شیمیایی انجام داده است؛ صنایعی که آمونیاک و اوره مورد نیاز آنها از گاز طبیعی تولید میشود.
یک مقام عمانی به میدلایستآی گفت: «به دلیل موقعیت جغرافیایی و دیپلماسیمان، عمان توانست تأمینکنندهای مسئول برای انرژی باشد و در امنیت غذایی نیز نقشآفرینی کند». او افزود: «فکر میکنم بخش گردشگری ما نیز سریعتر از دیگران احیا خواهد شد».
عمان هرگز مانند دبی به دنبال پروژههای پرزرقوبرق نبوده، اما طی سالهای اخیر، خود را بهعنوان مقصدی آرامتر برای گردشگران ثروتمند معرفی کرده است. برخی دیپلماتهای خلیج فارس نیز اشاره کردهاند که اگر تهدید ترامپ برای «نابودکردن» عمان عملی میشد، یک مجموعه گلف دارای مجوز استفاده از نام خانواده ترامپ نیز در معرض خطر قرار میگرفت. با این حال، مزیت راهبردی اصلی عمان در آینده به بنادر این کشور و دسترسی مستقیم آنها به دریای عرب برمیگردد.
آنا جیکوبز، مشاور منطقه خلیج فارس در مؤسسه اروپایی صلح گفت: «این جنگ باعث شده عمان از نظر راهبردی اهمیت بسیار بیشتری پیدا کند». دو بندر اصلی عمان در طول جنگ با رشد بیسابقه ترافیک دریایی مواجه شدند. بندر صحار در ماه مارس شاهد افزایش ۱۷۶۶ درصدی درخواست تغییر مقصد کشتیها بود و این رقم در بندر صلاله به ۸۰۰ درصد رسید.
صرفنظر از اینکه ایران نهایتاً بتواند برای عبور از تنگه هرمز عوارض دریافت کند یا نه، دیپلماتهای فعلی و سابق عربی و آمریکایی معتقدند تهران قدرت خود برای تأثیرگذاری بر این آبراه را به نمایش گذاشته است. در نتیجه، کشورهای خلیج فارس در حال بررسی مسیرهای جایگزین شامل خطوط لوله، جادهها و شبکههای ریلی هستند تا وابستگی خود را به تنگه هرمز کاهش دهند. با وجود نگرانی امارات از رویکرد عمان در قبال ایران، دو کشور همچنان پروژه راهآهنی را پیش میبرند که امارات را به بندر صحار متصل میکند. عمان در آوریل اعلام کرد که ۴۰ درصد این پروژه تکمیل شده است.
همچنین یک مقام ارشد شرکت نفت کویت اعلام کرده که این شرکت در حال مذاکره با عمان برای احداث تأسیسات ذخیرهسازی نفت است. عربستان سعودی نیز در سال ۲۰۲۱ احداث خط لولهای از مسیر عمان را بررسی کرده بود.
برنارد هایکل میگوید: «همه کشورهای خلیج فارس به پروژههای زیرساختی برای دورزدن تنگه هرمز فکر خواهند کرد. سادهترین مسیر دسترسی نفت عربستان و کویت به دریای عرب، عمان است».
با وجود همه این تحولات، به نظر میرسد دولت ترامپ همچنان از عمان دلخور است؛ کشوری که بیش از هر عضو دیگر شورای همکاری خلیج فارس در برابر جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مقاومت کرد. روز دوشنبه، یک مقام آمریکایی عمان را «بسیار دوپهلو و تقریباً شبیه کارمندان ایران» توصیف کرد.
این اظهارات در حالی مطرح شد که مقامهای دولت ترامپ تلاش میکردند تمدید آتشبس را یک پیروزی بخوانند. پیش از حمله آمریکا و اسرائیل در فوریه، عمان هدایت تلاشهای میانجیگرانه میان تهران و واشنگتن را بر عهده داشت، اما در این دور قطر و پاکستان نقش اصلی را ایفا کردند. همان مقام آمریکایی گفت: «ما تا حدی عمان را از این روند کنار گذاشتیم».
آنا جیکوبز در پایان گفت: «شاید ایران از همکاری با قطر در میانجیگری میان تهران و واشنگتن استقبال کند، اما وقتی قطر میزبان چنین زیرساخت نظامی گستردهای از آمریکا است، اعتماد کامل به آن دشوار خواهد بود». او افزود: «واشنگتن هرچقدر بخواهد میتواند فعلاً از عمان ناراحت باشد، اما دیر یا زود دوباره به مسقط نیاز پیدا خواهد کرد».
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































