
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، باشگاه پرسپولیس این روزها در لبه پرتگاهی ایستاده که معماران آن، نه رقیبان، بلکه مدیران تصمیمگیر در اتاقهای در بسته هستند. مرور کارنامه دو فصل اخیر نشان میدهد که حضور چهرههایی نظیر گاریدو، کارتال، هاشمیان و اوسمار روی نیمکت سرخپوشان، بیش از آنکه گرهگشای مسائل فنی باشد، به «مهر تأییدی» بر ناکامی ساختار مدیریتی تبدیل شده است. خروجی این چرخه تکراری، از دست رفتن ۶ جام قهرمانی و حالا به خطر افتادن جدی سهمیه آسیا و جایگاه مدعیان لیگ برتر است.
تفاوت پرسپولیسِ فعلی با تیمِ شکستناپذیر دوران برانکو، در کارآمدی و توازن است. قرمزها اکنون با ترکیبی تحلیلرفته و نامتوازن وارد میدان میشوند؛ تیمی که در بزنگاههای نقلوانتقالات، قافیه را به رقبا باخته و دیگر آن فروغ همیشگی را ندارد. اگرچه مدیریت باشگاه از نظر ساختاری تغییر چندانی نکرده، اما اشتباهات نابخشودنی در انتخاب نفرات و کادر فنی، این تیم را به بنبست رسانده است.
ثبت ۳ شکست متوالی در کارنامه تیمی که سالها با باخت بیگانه بود، یک شوک بزرگ برای هواداران محسوب میشود. این وضعیت، یادآور روزهای تلخ فصل گذشته است؛ جایی که تیم با چهار شکست پیاپی مقابل تیمهایی نظیر استقلال خوزستان و نساجی، عملاً از کورس قهرمانی خارج شد و مدیران با برکناری گاریدو سعی در پاک کردن صورت مسئله داشتند.
واقعیت تلخ: مشکل پرسپولیس تنها در نام سرمربی خلاصه نمیشود؛ چرا که مربیان منتخب، محصول تفکر همان مدیرانی هستند که بارها در آزمون انتخاب سکاندار جدید، نمره مردودی گرفتهاند.
نتایج اخیر مقابل ملوان، گلگهر و خیبر، بیش از آنکه یک اتفاق فوتبالی باشد، سندی بر عدم شایستگی این ترکیب برای دفاع از عنوان قهرمانی است. پرسپولیسِ امروز دیگر شباهتی به تیم مقتدر دهه ۹۰ ندارد و بیشتر شبیه به کابوسهای دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ شده است؛ دورانی که سرخپوشان در میانههای جدول دستوپا میزدند و تنها سایهای از نام بزرگ خود بودند.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































