
به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو،بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در باب ضرورت باز تعریف کنشگری دانشجویی و پاسداشت، اخلاق عقلانیت و هویت ملی در دانشگاه بیانیه ای را منتشر کرد که به شرح زیراست:
دانشگاه، قلب تپنده اندیشه و موتور محرک پیشرفت کشور است. رشد و تعالی آن در گرو تضارب آراء، نقد مسئولانه و گفتوگوی عقلانی است؛ تضاربی که اخلاقمداری و عقلانیت بر آن حاکم باشد. آزادیِ بدون اخلاق، به هرجومرج میانجامد و اعتراضِ بدون مسئولیت، به انسداد جریان فکر.
این روزها با ادبیاتی کلی و انتزاعی از «آزادی بیان» و «حق اعتراض» سخن گفته میشود؛ اما پرسش اساسی این است:
آیا هر رفتار و هر هیاهویی را میتوان ذیل عنوان «اعتراض دانشجویی» تعریف کرد؟
دانشگاه میدان کف و سوتهای هنجارشکنانه نیست.
محل شعارهای ساختارشکن و الفاظ ناشایست نیست.
جای سنگپراکنی و رفتارهای خشونتآمیز نیست.
دانشگاه صحنه اهانت به اعتقادات بخشی از دانشجویان و بیاحترامی به نمادهای ملی نیست.
تعرض به نمازگزار و ایجاد فضای رعب، کنش دانشجویی نیست؛ این تخریب امنیت علمی و اخلاقی دانشگاه است.
مدعیان حمایت از «اعتراض دانشجویی» باید روشن کنند از کدام اعتراض سخن میگویند.
آیا سوزاندن پرچم کشور، پارهکردن تصاویر شهدا و حتی بیحرمتی به تصویر کودکی سهساله که نه نظامی بوده و نه صاحب قدرت، مصداق کنش دانشجویی است؟
اگر در میان جانباختگان نیز خطکشی سیاسی صورت میگیرد و برای برخی حرمت و برای برخی انکار و تمسخر در نظر گرفته میشود، این دوگانگی با ادعای عزاداری و دغدغه انسانی چگونه جمع میشود؟
سوگواری با کف و سوتهای آمیخته به هنجارشکنی سازگار نیست و احترام به جان انسانها با اهانت به نمادهای هویتی و تصاویر آنان جمع نمیشود.
نمیتوان از کرامت انسان سخن گفت، اما کرامت را گزینشی تعریف کرد.
🇮🇷 پرچم ایران، ملک هیچ دولت و جناحی نیست؛ نماد هویت تاریخی و حافظه مشترک یک ملت است. بیحرمتی به آن، نه اعتراض به سیاست، بلکه تعرض به سرمایه نمادین یک ملت است. دانشگاه اگر قرار است آزاد باشد، باید بتواند از هویت تاریخی و شأن ملی خود نیز صیانت کند.
اگر دفاع از شأن دانشجو صادقانه است، این شأن باید برای همه دانشجویان پاس داشته شود؛ نه فقط برای یک طیف.
اکثریت دانشجویان، قربانی ناامنی، تعطیلی کلاسها و التهاب فضای علمیاند. صدای واقعی دانشگاه، فریاد خشونت و هیاهو نیست؛ صدای دانشجویی است که امنیت، علم و آیندهاش به حاشیه رانده شده است.
دانشگاه باید پیشرو و جهتدهنده باشد، نه دنبالهرو جریانهای هیجانی بیرون از خود.
اگر جریانی بخواهد دانشگاه را به سکوی التهابآفرینی و حمایت از پسماندهای یک استبداد تاریخی تبدیل کند، سکوت در برابر آن ظلم به موجودیت دانشگاه و هویت دانشجویی است. چگونه میتوان خود را دانشجو نامید و روی خون قندچیها، بزرگنیاها و شریعت رضویها پا گذاشت؟
پرسش دیگر آن است:
مدعیان آزادی بیان کجا بودند زمانی که جمعی از دانشجویان ماهها برای اخذ مجوز کرسیهای آزاداندیشی، نشستهای تحلیلی و دعوت از مسئولان پیگیری میکردند تا دانشگاه به میدان واقعی تضارب آراء تبدیل شود؟
آزادی بیان و کنش دانشجویی تنها در بیانیهنویسی معنا پیدا نمیکند؛ در پذیرش قواعد گفتوگوی مسئولانه، رعایت قانون و احترام به حقوق دیگران تحقق مییابد.
ما بر این باوریم که:
آزادی، مسئولیت میطلبد.
اعتراض، اخلاق میطلبد؛ و دانشجو بودن، پیش از هر چیز، عقلانیت میطلبد.
دانشگاه سنگر اندیشه، اخلاق و پیشرفت این ملت است.
جریان دانشجویی بیدار اجازه نخواهد داد اقلیتی پرهیاهو، تصویر دانشگاه را مخدوش و اکثریت دانشجویان را نادیده بگیرد. دفاع از انضباط دانشگاه، دفاع از عقلانیت، امنیت علمی و احترام به هویت ملی آن است.
اگر جریانی بخواهد انضباط علمی و فکری دانشگاه را بر هم بزند در واقع حق اعتراض طبیعی دانشجویان را مصادره منفی میکند و به حاشیه میراند. طبیعی است که پرداختن هزینهی این قانون شکنی و پیامدهای آن باید مسولانه پذیرفته شود. این چهارچوبی است که استقلال فضای فکری آزاد دانشگاه را ضمانت خواهد کرد.
صداقت خود را در جدا کردن صف خود از هتاکان به مقدسات ملی و حرکات هنجارشکنانه مثل آتش زدن پرچم و ... نشان دهید. قدم اولی است که باید برداشته شود. شما پیشگام باشید و نشان دهید میتوان اخلاق مدار و مسولیت پذیر بود و در زیر یک پرچم از زوایای مختلف به آیندهی ایران اندیشید. دانشگاه از این طریق مرهم زخم کشور خواهد بود!
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































