
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو ؛
گزارش اخیر CNN درباره برنامهریزی برای مسلحسازی نیروهای کرد به منظور ایجاد شورش در داخل ایران، اگر درست باشد، تنها یک خبر امنیتی نیست؛ زنگ خطری است برای تمام مردم ایران فارغ از قومیت، مذهب و گرایش سیاسی.
آنچه این روزها در برخی محافل سیاسی و رسانهای مطرح میشود، یادآور سناریویی است که جهان پیشتر در سوریه دیده است؛ جایی که قدرتهای خارجی با تعریف نقش «پیادهنظام نیابتی» برای گروههای محلی، کشوری را به میدان رقابتهای ژئوپلیتیک بدل کردند. نتیجه چه بود؟
سالها جنگ، صدها هزار کشته، میلیونها آواره و کشوری چندپاره که هنوز پس از بیش از یک دهه، از ویرانی سر برنیاورده است.
امروز برخی همان الگو را برای ایران تجویز میکنند؛ با این تصور که میتوان از شکافهای قومی و سیاسی به عنوان اهرم فشار استفاده کرد. اما تجربه تاریخی نشان میدهد آتشی که با مداخله خارجی روشن شود، مهارپذیر نیست و پیش از هر چیز، مردم عادی را میسوزاند.
گروههای مسلح کردی از جمله دمکرات، کومله، پاک، خبات و پژاک دهههاست درگیر منازعهای مسلحانه با حکومتهای مستقر در ایران بودهاند؛ منازعهای که ریشههای آن به پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بازمیگردد.
در این سالها، صدها خانواده در مناطق کردنشین داغدار شدهاند. اما پرسش اساسی این است؛ آیا ورود دوباره به یک پروژه مسلحانه با حمایت قدرتهای خارجی، جز گسترش دامنه ویرانی، دستاوردی برای مردم خواهد داشت؟
تجربه سوریه نشان داد که بازیگران خارجی، متحدان میدانی خود را تا زمانی حفظ میکنند که در چارچوب منافعشان باشند. همانگونه که برخی چهرهها و گروههایی که روزگاری در فهرستهای تروریستی قرار داشتند، ناگهان به «شریک مشروع» بدل شدند.
این تغییر برچسبها نه از سر تحول اخلاقی، بلکه تابع محاسبات قدرت است. ملتها، اما هزینه این محاسبات را با جان، خانه و آینده خود میپردازند.
ایران با همه اختلافات و انتقادهایی که نسبت به سیاستهای حاکم وجود دارد، خانه مشترک ماست.
زیرساختها از فرودگاهها و جادهها گرفته تا مراکز تولیدی و خدمات عمومی، امدادی و آموزشی سرمایههای ملیاند.
نابودی آنها، صرفنظر از اینکه چه حکومتی بر سر کار باشد، زندگی میلیونها شهروند را دشوارتر میکند. امنیت شهری، شبکههای خدماتی، مراکز تولید صنعتی و آموزشی، همه متعلق به مردماند؛ تخریب آنها به معنای تضعیف جامعه و افزایش رنج عمومی است.
در جامعهای متکثر مانند ایران، هرگونه تحریک به شورش مسلحانه و تجزیهطلبی میتواند زنجیرهای از درگیریهای درونگروهی را نیز فعال کند. اختلافات و رقابتهای دیرینه میان گروههای مسلح خود گواه آن است که حتی در صورت تصرف یک شهر یا منطقه، نزاعهای تازهای آغاز خواهد شد. نتیجه نهایی، بیثباتی ممتد و فرسایش سرمایه انسانی و اجتماعی کشور خواهد بود.
دیدبان حقوق بشر کردستان ایران با تأکید بر حق مردم برای نقد، اعتراض و مطالبه اصلاحات، هشدار میدهد که نظامیسازی مطالبات مدنی و گرهزدن سرنوشت جامعه به پروژههای قدرتهای خارجی، آیندهای جز جنگ داخلی و تجزیه عملی کشور در پی ندارد.
مسیر تغییر پایدار از دل آگاهی عمومی، کنش مدنی، گفتوگو و پرهیز از خشونت میگذرد نه از لوله تفنگ و نه از اتاقهای تصمیمگیری قدرتهای خارجی.
امروز یک بزنگاه تاریخی پیش روی ماست. اگر جامعه نسبت به پیامدهای چنین سناریوهایی آگاه نشود، ممکن است فردا نه سقفی بالای سرمان بماند و نه زمینی برای ایستادن.
ایران، با همه کاستیها و اختلافها، میراث مشترک ماست. دفاع از جان مردم، تمامیت سرزمینی و جلوگیری از تکرار فاجعههایی، چون سوریه، یک وظیفه انسانی و ملی است وظیفهای فراتر از هر گرایش سیاسی.
مدیرعامل دیدبان حقوق بشر کردستان ایران
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































