
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو به نقل از روابطعمومی هنرهای تجسمی سوره، در طول تاریخ، هنر همواره گویاترین زبان برای بازتاب روحیات یک ملت در لحظات سرنوشتساز بوده است. در میان شاخههای مختلف هنرهای تجسمی، کاریکاتور به دلیل ذات نقادانه، سرعت انتقال معنا و همسویی با تودههای مردم، نقشی بیمثال در جبهه جنگ نرم و دیپلماسی عمومی ایفا میکند. امروز که حملات وحشیانه رژیم صهیونسیتی و آمریکا به کشورمان سبب شده منطقه درگیر تحولات بیسابقه و تنشهای نظامی شود و غرش موشکها تیتر اول رسانههای جهان شده، بازگشت هنر کاریکاتور به اصالت مطبوعاتی خود، یک اتفاق مهم قلمداد میشود.
عباس ناصری، کاریکاتوریست اجتماعی در مجموعه آثار اخیر خود با عنوان «خبرنامه جنگی»، فراتر از یک طرح ساده، به دنبال بازآفرینی یک اتمسفر فرهنگی است؛ اتمسفری که ریشه در دهههای شصت و هفتاد خورشیدی دارد. او در روزهایی که فضای مجازی لبریز از دادههای خبری پراکنده است، با انتخاب قالب «تکصفحه»، پلی میان نوستالژی مطبوعات کاغذی و نیاز رسانهای امروز زده است. این گزارش، روایتی است از تولد یک ایده فاخر که تولیدش در سختترین شرایط نیز متوقف نمیشوند.
داستان فعالیت اخیر عباس ناصری، از یک بنبست فیزیکی در جنگ تحمیلی ۱۲روزه آغاز شد. او که برای شرکت در اختتامیه یک جشنواره به تهران سفر کرده بود، با آغاز تهاجم علیه ایران و لغو ناگهانی پروازها، در پایتخت ماندگار شد. ناصری در توصیف آن لحظات گفت: «شرایط جنگی نه راه پیش گذاشته بود و نه راه پس؛ از یک سو پروازها کنسل شده بود و از سوی دیگر، هنرمندان خارجی حاضر در جشنواره در بهت و ترس عجیبی بودند. حضور در کنار آنها برای کاهش حس تنهاییشان، مرا در تهران پابند کرد.».
اما این محدودیت، به جرقهای برای خلق اثر تبدیل شد. او بدون دسترسی به آتلیه، اسکنر یا ابزارهای حرفهای، تنها با تکیه بر کاغذ، قلم و دوربین گوشی موبایل، طراحی روزانه را آغاز کرد. ماحصل این تلاشِ دوازدهروزه در روزهای آغازین نبرد، اکنون در قالب مجموعهای با عنوان «۱۲روز ۱۲کارتون» صفحهآرایی شده و در صف انتشار قرار گرفته است تا سندی دیداری از مقاومت هنرمندانه در برابر تجاوز باشد.
ناصری با نگاهی آسیبشناسانه به وضعیت فعلی کاریکاتور در ایران، از کوچ اجباری کارتونیستها به فضای جشنوارهای انتقاد میکند. او معتقد است که در سه دهه گذشته، بسته شدن تدریجی مطبوعات، هنرمندان را به سمت خلق آثار بدون شرح و نمادین سوق داده که صرفاً برای ویترین سایتها و جشنوارههای بینالمللی کاربرد دارد.
او گفت: «در شرایط فعلی، کلیشههایی مثل ترسیم بمب یا نمادهای تکراری از مظلومیت غزه دیگر کارکرد خود را از دست دادهاند. ما ۳۰ سال است که در یک جغرافیای مشخص درباره ظالم و مظلوم کار میکنیم، اما هنر باید فراتر برود.»
بخش عمدهای از انگیزه ناصری در طراحی «خبرنامه جنگی»، ریشه در پیوند عاطفی او با مجلات طنز دهه ۶۰ دارد. او از حسرت بزرگ زندگیاش یاد میکند؛ اینکه چرا در دوران طلایی مجلاتی، چون فکاهیون، بهلول، ملون، فانوس و گاهنامههای جواد علیزاده، یک هنرمند حرفهای نبوده تا در آن اتمسفر نفس بکشد. ناصری در پروژه جدید خود، آگاهانه به سراغ احیای آن سبک رفته است. «خبرنامه جنگی» با لوگویی که یادآور طراحیهای کلاسیک است و صفحهآرایی که به عمد حال و هوای قدیمی دارد، سعی در بازتولید آن هویت گمشده دارد. ناصری ابتدا قصد داشت کار را کاملاً سیاه و سفید ارائه دهد، اما به تدریج برای برقراری ارتباط بهتر با مخاطب امروز، رنگ را نیز چاشنی کار کرد.
وی ضمن قدردانی از حمایت مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری و مشارکت حوزه هنری خراسان شمالی توضیح داد: «قصد من این بود که آرزوی قلبیام برای فعالیت در یک مجله طنز را در قالب یک تکصفحه پیاده کنم؛ فرمتی که حتی از سبک نشریه «گلآقا» هم قدیمیتر است و خوشبختانه با استقبال مخاطبان، هر شماره پختهتر از قبل میشود.»
یکی از ویژگیهای بارز آثار ناصری در این دوره، خودکفایی تمامعیار او در مراحل فنی است. او با تکیه بر دانش گرافیک خود، تمامی مراحل از ایدهیابی و طراحی تا صفحهآرایی و خروجی نهایی را به تنهایی انجام میدهد. این استقلال به او اجازه میدهد که بدون وابستگی به گرافیست یا تیم فنی، در کمترین زمان ممکن به اخبار واکنش نشان دهد و اجازه ندهد فوریتهای جنگی، کیفیت یا تداوم کار را تحتالشعاع قرار دهد.
ناصری تولید هر شماره از این خبرنامه را یک فرآیند تماموقت دانست و گفت: «شاید در نگاه اول، یک صفحه ساده به نظر برسد، اما تمام ساعتهای روز من صرف ایدهیابی، رنگآمیزی و ساختارسازی سیستماتیک آن میشود. با این حال، این فشار کاری برای من لذتبخش است، چرا که حس میکنم هنر در جای درست خود ایستاده است. تفاوت عمده «خبرنامه جنگی» با کارهای پراکنده قبلی، در نظم و هویتمند بودن آن است.»
ناصری با شمارهگذاری آثار، به دنبال ایجاد یک «حافظه تاریخی» است. او معتقد است وقتی مخاطب با اثری شمارهدار روبهرو میشود، میداند که با یک جریان مستمر و ریشهدار طرف است. این شناسنامهدار کردن آثار، نه تنها باعث ماندگاری بیشتر آنها در ذهن مخاطب میشود، بلکه راه را برای پیگیری سیر تحول نگاه هنرمند در طول دوران نبرد هموار میکند.
وی تأکید کرد که تا زمان ضرورت، این مسیر را ادامه خواهد داد تا «خبرنامه جنگی» نه تنها واکنشی به حوادث، بلکه سندی ماندگار از ایستادگی فرهنگ و هنر ایران در برابر تلاطمهای تاریخ باشد.
ناصری درباره ایدههای نوآورانه و انتشار «خبرنامه جنگی» در رسانههای تأثیرگذار همچون صداوسیما برای دیده شدن بیشتر آثارش گفت: «معتقدم این طرحها ظرفیت بالایی برای اکران در استندهای شهری دارند. اگر این خبرنامهها به صورت روزانه در میادین اصلی شهر نصب و تعویض شوند، مردم ارتباط مستمری با آنها برقرار خواهند کرد. من حتی در آستانه شب عید و ایام تعطیل هم تلاش میکنم وقفهای در کار ایجاد نشود. گاهی برای اینکه در انتشار منظم کم نیاوریم، اگر بدانم روزهای شلوغی در پیش دارم، از قبل وقت بیشتری میگذارم و چند شماره جلوتر کار میکنم. در سالهای گذشته، شاید برخی کارهای من بیشتر مورد پسند محافل هنری بود، اما در این مجموعه هدف اصلی من «مردم» هستند. استفاده از دیالوگ و بازگشت به سبکهای قدیمی، دقیقاً همان چیزی بود که حس میکنم مخاطب در این شرایط به آن نیاز داشت تا کمی از بار استرس روزانه کاسته شود.»
وی بیان کرد: «بازخوردهای مردمی که تاکنون دریافت کردهام، انگیزه مرا برای ادامه این مسیر دشوار، اما شیرین دوچندان کرده است.»
ناصری در پایان گفت: «موشن گرافی از «خبرنامه جنگی» که در فضای مجازی و درگاههای رسانهای حوزه هنری قابل دسترس است، توسط عرفان محمدحسنی هنرمند کرمانی و به همت مرکز هنرهای تجسمی سوره، تهیه و تولید شده است. امیدوارم این مجموعه کار به دلیل هم راستا بودن با ذائقه مردم و منحصربهفرد بودنش، در فضای رسانه بیشتر دیده شود.»
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































