
به گزارش خبرنگار استانهای خبرگزاری دانشجو، بنویسید به دیوار زمان، به خط خون و باران؛ امشب رشت، مهد بیداری، آغوش گشوده است برای یلی که از تبارخورشید بود. «مهمان ویژهای» داریم که عطر بهشت را به کوچههای مهگرفتهی شمال آورده است.
ای دشمن زرد! ای زبونِ پستفطرت که در لایههای کثیف توطئهات، خیره ماندهای تا لرزش شانی پدری یا نم اشکی بر گونه مادری شهید ببینی؛ بدان و آگاه باش که این آرزو را با خود به گور خواهی برد! تو تشنهی گریه مایی؟ نگاه کن! این نه جویِ اشک، که رود خروشان غیرت مردمان گیل و دیلم است که به راه افتاده تا ریشهی پوشالیات را از جا بکند.
رشتیان امشب برای پارهی تن خود سنگ تمام گذاشتند، اما نه با مویه و زاری، که با غرش لبیک! هر قدم ما در تشییع این شهید، کوبهای بود بر تابوت رویاهای تو. خیال کردهای با هدف قرار دادن خانهی سست، ارادهی پولادین ما فرو میریزد؟ حاشا!
ما وارثان نهضت جنگلیم؛ تفنگ میرزا هنوز گرم است و غیرت ما، شعلهورتر از هر زمان. امشب رشت ثابت کرد که اگر سقف خانهای در کیاشهر فرو ریخت، آسمان عزت این قوم چنان رفیع است که دست هیچ متجاوز زردرویی به ساحت شکوهش نخواهد رسید.
بترس از این سکوت قبل از طوفان؛ که ما غسل صبر کردهایم تا به وقت انتقام، دریایی از خون به پا کنیم. اینجا ایران است، اینجا رشت است؛ سرزمین شیرانی که مرگ را به بازی میگیرند و شهادت را، زیباترین خلعت حیات میدانند. دشمن بزدل بدان: ما با شهیدانمان زندهتریم و تو، با هر جنایت، گامی به زوال ابدیات نزدیکتر میشوی.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































