
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، روایت زندگی او از ۷ فروردین ۱۳۲۴ در طالقان آغاز شد؛ جوانی که شیفته صحنه بود و در سال ۱۳۴۴ به گروه هنر ملی پیوست؛ گروهی به سرپرستی عباس جوانمرد که بسیاری از استعدادهای مهم تئاتر ایران از دل آن برخاستند. بخشی نزد حمید سمندریان آموزش دید و خیلی زود نشان داد صدایی رسا و حضوری کاریزماتیک دارد؛ حضوری که میتوانست هم تهدید باشد و هم تکیهگاه.
صحنه برای او فقط محل اجرا نبود؛ میدان آزمون و خطا بود. از «پهلوان اکبر میمیرد» تا «مردههای بیکفن و دفن» و آثار بهرام بیضایی، بخشی بازیگری را آموخت که بر بدن، بیان و ریتم استوار است. او حتی در نقالی و تعزیهخوانی نیز تبحر داشت؛ مهارتی که بعدها به نقشهای تاریخی و حماسیاش عمق بیشتری بخشید.












سال ۱۳۴۹ با فیلم آقای هالو به کارگردانی داریوش مهرجویی وارد سینما شد؛ حضوری کوتاه اما سرنوشتساز. دهه پنجاه برای او دهه تثبیت بود؛ بازی در آثاری چون ستارخان، تنگنا، تنگسیر و بهویژه گوزنها به کارگردانی مسعود کیمیایی، از او چهرهای جدی، خشن و گاه ضدقهرمان ساخت.در آن سالها، نگاه نافذ و صدای بم او برای نقشهای منفی یا خاکستری انتخابی طبیعی بود. اما بخشی در همان قابهای سخت، نوعی وقار و پیچیدگی میآورد که شخصیتها را از کلیشه دور میکرد.
دهه شصت و هفتاد، دوران بازتعریف او بود. در سینما با آثاری چون سناتور، شکار، مسافران، روز واقعه و سگکشی، وجهی پختهتر از بازیگری خود را به نمایش گذاشت؛ نقشهایی که دیگر صرفاً بر صلابت ظاهری تکیه نداشتند، بلکه بر تجربه زیسته و درونمایه اخلاقی استوار بودند.او با کارگردانانی چون علی حاتمی، ابراهیم گلستان، امیر نادری و رسول صدرعاملی همکاری کرد؛ فهرستی که خود به تنهایی بخشی از تاریخ سینمای ایران است.
تلویزیون اما او را به خانههای مردم برد. در مجموعههایی چون سربداران، امام علی، پهلوانان نمیمیرند، ولایت عشق و «ریحانه»، او اغلب نقش مردانی مقتدر، باورمند و گاه پدرانه را ایفا کرد؛ کاراکترهایی که میان صلابت و مهربانی تعادل برقرار میکردند.
نسلی از مخاطبان، صدای او را با سریالهای تاریخی و مذهبی به خاطر میآورند؛ صدایی که گویی از دل تاریخ میآمد.
در سال ۱۳۹۸، او به همراه علی نصیریان و محمدعلی کشاورز نخستین نشان سنگلج را دریافت کرد؛ نشانی برای آنان که ستونهای تئاتر ایراناند. همچنین در چهلوسومین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «شاه نقش» دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به دست آورد؛ جایزهای که مهر تأییدی بود بر استمرار و کیفیت.
عنایتالله بخشی از آن دست بازیگرانی بود که کمتر در حاشیه زیست و بیشتر در متن کار کرد. نه اهل جنجال بود و نه شیفته شهرت؛ صحنه برایش خانه بود و نقش، مسئولیت. او از نسل بازیگرانی بود که بازیگری را حرفه نمیدانستند، بلکه آن را نوعی تعهد میدیدند.
اکنون با رفتن او، یکی دیگر از چهرههای نسل طلایی تئاتر و سینمای ایران خاموش شد؛ نسلی که هنر را با انضباط، اخلاق و عشق آموخت و به نسلهای بعد سپرد. نام عنایتالله بخشی اما در حافظه جمعی مخاطبان باقی خواهد ماند؛ در قاب فیلمی قدیمی، در سکانسی از یک سریال تاریخی و در صدایی که هنوز در گوش زمان طنین دارد.
منبع : خبرگزاری دانشجو









![امیدواریم بتوانیم از طریق دیپلماسی با آمریکا به نتیجه برسیم، هر چند نمیتوانیم صددرصد مطمئن باشیم/ میشنویم که آمریکاییها به مذاکرات علاقهمندند، این را علناً و در گفتوگوهای خصوصی از طریق عمان گفتهاند/ اگر صادق باشند، مطمئنم در مسیر دستیابی به توافق قرار میگیریم/ آمادهایم در مورد مسائل مرتبط با برنامه [هستهای] خود گفتوگو کنیم، اگر آنها هم درباره تحریمها صحبت کنند](/news/u/2026-02-15/entekhab-egqjm.jpg)







































