
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، در روزهایی که سرمای سوزان و یخزدگی بیامان در مرزهای غربی نفس را در سینه حبس کرده و همزمان، تروریسم کور در جنوبشرق کشور به جان امنیت مردم افتاده بود، مرزبانان ایران بار دیگر معنای «غیرت» و «مسئولیت» را به نمایش گذاشتند.
مرز، تنها یک خط جغرافیایی نیست؛ مرز، میدان آزمون انسانهایی است که در سکوت، سنگینترین بار مسئولیت را بر دوش میکشند، در استان کردستان، جایی که زمستان گاه به دشمنی خاموش بدل میشود، ستوانیکم رحیم مجیدی در دل شرایط جوی سخت و یخزدگی شدید، جان خود را فدای انجام وظیفه کرد، شهادت او نه در میدان نبرد با گلوله، که در نبرد با طبیعتی رخ داد که بیرحمانه میتازد، اما نتیجه یکی است: جانفشانی برای پاسداری از وطن.
مرزبانان در چنین شرایطی، شب و روز نمیشناسند، برفهای سنگین، راههای صعبالعبور، دمای زیر صفر و خطرات پنهان، بخشی از واقعیت روزمره آنان است، هر گام، حسابشده و هر تصمیم، سرنوشتساز است، این ایستادگی خاموش، کمتر دیده میشود، اما ستون فقرات امنیت ملی را شکل میدهد، شهادت رحیم مجیدی، یادآور این حقیقت تلخ و افتخارآمیز است که امنیت، همیشه در قابهای پرهیاهو رقم نمیخورد؛ گاه در سکوت سفید برف، با قلبی گرم از عشق به ایران، به دست میآید.
بامداد پنجشنبه ۱۶ فروردین، جنوب سیستان و بلوچستان شاهد یکی از پیچیدهترین و هماهنگترین حملات تروریستی بود، گروهک تروریستی جیشالظلم با هدف برهم زدن امنیت و سلب آرامش مردم، بهطور همزمان چهار نقطه از اماکن عمومی و پایگاههای نظامی و انتظامی را هدف قرار داد، پاسخ اما، سریع، قاطع و حرفهای بود، نیروهای امنیتی و انتظامی با رشادت مثالزدنی وارد عمل شدند و در نهایت، ۱۸ تن از تروریستها و اشرار مسلح مهاجم به هلاکت رسیدند.
آنچه این حادثه را به روایتی ماندگار از غیرت ملی تبدیل میکند، ترکیب نیروهایی است که در کنار هم ایستادند؛ سپاه پاسداران، بسیجیان، نیروهای انتظامی و سربازان وظیفه، از اقوام و مذاهب مختلف، فهرست ۱۶ شهید این حملات، خود گویای وحدتی است که دشمن از درک آن عاجز است: شیعه و اهل سنت، بلوچ و فارس، پاسدار و بسیجی و انتظامی؛ همه در یک صف، برای یک هدف.
نامهایی، چون احمد حبیبیفر، سعید جهانتیغ، امیرمحسن حسننژاد، حسین انتظاریان و حسین سرسنگی از سپاه پاسداران، در کنار حامد عبدالهی و محمدحسین بامری از بسیجیان بلوچ شیعه، و جابر بلوچیجان، عیسی آسکانی، امین دهانی و انور پاشاه از بسیجیان اهل سنت، تصویری روشن از همدلی ملی ترسیم میکند، همچنین محمد بچوه، سرباز اهل سنت، و سه شهید انتظامی، عباسعلی میر، مسلم کریمی و جواد جهانبیگی، به همراه سید محسن حسیننیا، حلقه این زنجیره افتخار را کامل میکنند.
این وحدت میدانی، پاسخ عملی به پروژههای تفرقهافکنانه تروریسم است؛ پروژهای که میکوشد شکافهای قومی و مذهبی را بزرگنمایی کند، اما در میدان واقعیت، با دیوار بلند همبستگی مردم و نیروهای امنیتی ایران روبهرو میشود.
امنیت، واژهای ساده، اما پرهزینه است، هر روزی که مردم با آرامش به کار و زندگی میپردازند، پشت صحنهاش شبهایی است که مرزبانان بیدار ماندهاند؛ مأموریتهایی است که با خطر آغاز و با دعا به پایان میرسد؛ و گاه، با خبر شهادت.
رشادت مرزبانان وطن تنها در لحظه درگیری خلاصه نمیشود؛ در آموزش مستمر، در اشراف اطلاعاتی، در تعامل با مردم محلی و در آمادگی برای بدترین سناریوها معنا پیدا میکند.
پس از حملات جنوبشرق، مدیریت صحنه، امدادرسانی سریع، حفظ آرامش عمومی و اطلاعرسانی مسئولانه، نشان داد که تجربههای تلخ گذشته به سرمایههای عملیاتی امروز تبدیل شده است، ضربه قاطع به هستههای مهاجم، پیام روشنی داشت: امنیت مردم خط قرمز است و هزینه تعرض به آن، سنگین. این پیام نه از سر شعار، که از دل میدان و با خون بهترین فرزندان این سرزمین مخابره شد.
امروز، مسئولیت ما تنها یادکرد نام شهدا نیست؛ پاسداشت راه آنان است، روایت درست از فداکاریها، تقویت وحدت ملی، حمایت از خانوادههای شهدا و توجه به مطالبات مناطق مرزی، بخشی از این مسئولیت جمعی است؛ مرزها زمانی امن میمانند که توسعه، عدالت و امنیت دست در دست هم حرکت کنند و مردم مرزنشین، خود را شریک و صاحب این امنیت بدانند.
در نهایت، از کردستانِ سرد تا سیستان و بلوچستانِ داغ، یک روایت مشترک جریان دارد: ایران، با ایثار فرزندانش ایستاده است، یاد ستوانیکم رحیم مجیدی و ۱۶ شهید حملات تروریستی جنوبشرق گرامی باد؛ آنان چراغ راه فردای امنیتاند، امنیتی که امانت خون آنان است و مسئولیت حفظ آن، بر دوش همه ما.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































