
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، در روزهای پرالتهاب اخیر که اخبار ناگوار از نقاط مختلف کشور دلها را به درد آورده، هادی حجازیفر، هنرمند شناختهشده کشور، با انتشار متنی بلند در صفحه شخصی خود، تصویری از اندوه عمیق و در عین حال امید پنهان در میان ناملایمات ترسیم کرده است. او که این روزها را با مرور حماسههای «موقعیت مهدی»، مجنون و خیبر پیوند میزند، از یک سو از «اندوه تلنبارشده به اندازه هزار سال» و ترس ابدی کودکان ایرانی میگوید و از سوی دیگر، ایستادگی مردان مومن و سلحشور امروز را تداوم راه باکریها در تاریخ میداند. در این گزارش، نگاهی داریم به فرازهایی از این یادداشت که به سرعت در فضای مجازی بازتاب گسترده یافت.
یادداشت هادی حجازیفر برای این روزهای ایران عزیز:
من در وحشتِ چشمهای معصوم کودکان میناب قفل شدهام؛ در نجات و بازماندگی حلمایِ کوچک تبریز و صد البته تنهایی ابدی و آوار آلودش؛ یا آن کودک هفت ساله کرجی نجات یافته از انفجار که بیتاب و ترسیده است و سراغ مادرش را میگیرد و امدادگر چارهای جز دروغ گفتن به او ندارد. من در ترسهای ابدی کودکان ایران از این همه انفجار و بمب قفل شدهام. من در اندوهِ خیس و انتظارِ دریایی پدرها، مادرها ، همسران و فرزندان دنانشینهایِ غریب و سفیدپوش قفل شدهام...
من به اندازه هزار سال در این چند روز اندوه تلنبار کردهام... مگر این همه بیرحمی و جنایت از این پلیدترین و فاسدترین آدم ثهای جزیرهنشین! چیز عجیبی است؟
من پر از مرثیهام برای تمام آن جانهای پاک و شجاعی که برای دفاع از ذره ذره ایرانم تکه تکه شدهاند... این روزها «موقعیت مهدی»، مجنون و خیبر را بسیار مرور میکنم. اندوهِ باکری در جزیره مجنون را... آن تجسم بلامنازعِ تنها ماندن ولی تا آخر ایستادن... من پر از گریهام ... اما این همه پرچم که در اهتزازِ حماسهاند فریاد میزنند که اکنون زمان سوگ نیست… هر چند شاید خیلیها "خسرو" باشند نه باکری! اما یقین دارم و به گواهِ تاریخ و به چشم میبینم باکریهای پیر و جوان را که در هیاهوی آتش و خون، مردانه؛ مومن و سلحشورانه ایستادهاند و برای اقامه یک نماز پیروزی دیگر در «خرمشهرها» بیتابند.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































