
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، در گفتمان انقلاب اسلامی الگوسازی از شخصیتهای برجسته صدر اسلام، نقشی کلیدی در شکلدهی به هویت زن مسلمان معاصر دارد. حضرت خدیجه کبری سلاماللهعلیها به عنوان نخستین بانوی ایمانآورنده به رسول خدا (ص)، نه تنها در همراهی عاطفی و حمایت مادی، که در استقلال رأی و کنشگری تاریخی، الگویی بیبدیل است. آنچه در ادامه میخوانید، گفتگوی ما با خانم منافی، کارشناس مطالعات زنان، است که در آن به واکاوی ابعاد استقلال معنوی، حمایتهای راهبردی و نقش تمدنی آن حضرت در نسبت با زن امروز انقلاب اسلامی پرداختهایم.
دکتر منافی در ابتدای گفتوگو با تفکیک میان دو نوع الگوی استقلال زن، به چارچوب نظری بحث پرداخت. به گفته وی، در فضای مدرن، استقلال زن غالباً در قالب «فردگرایی» تعریف میشود؛ الگویی که استقلال را در گسست از خانواده و حتی در تقابل با مرد معنا میکند. در این نگاه، استقلال عمدتاً بر خودکفایی اقتصادی و بینیازی ساختاری از مرد تمرکز دارد.
در مقابل، ایشان از «استقلال معنوی» بهعنوان الگوی اصیل اسلامی یاد کرد و توضیح داد: استقلال در منطق دینی، به معنای استقلال رأی، استقلال در تشخیص حق، و تعریف هویت در نسبت با خداوند است، نه در تقابل با مرد. زن مسلمان میتواند در چارچوب خانواده تعریف شود اما در ایمان، انتخاب و تصمیمگیری معنوی کاملاً مستقل باشد.
وی با اشاره به نمونههایی تاریخی همچون حضرت آسیه، همسر فرعون، تأکید کرد که استقلال معنوی به معنای توان ایستادن در برابر جریان غالب در درون خانواده و حفظ ایمان آگاهانه است.
در ادامه، خانم منافی رابطه ایمان و کنش اجتماعی را تبیین کرد و گفت: در منطق اسلامی، محرک اصلی کنش اجتماعی چه برای زن و چه برای مرد، ایمان و باور به آرمان الهی است. بدون ایمان، حرکت تاریخی شکل نمیگیرد. به باور ایشان، امید به تحقق وعده الهی و باور به آیندهای مبتنی بر عدالت، نیروی پیشبرنده کنش اجتماعی زنان مؤمن است.
وی تصریح کرد که زنِ دارای استقلال معنوی، به دلیل قدرت تشخیص و اتصال به منبع الهی، توان تصمیمگیری تاریخی پیدا میکند؛ زیرا انتخابهای او بر مبنای هیجان یا فشار اجتماعی نیست، بلکه ریشه در ایمان دارد.
در ادامه گفتوگو، بحث به سیره حضرت خدیجه کشیده شد. خانم منافی ایمان آوردن ایشان در آغاز بعثت را نشانهای روشن از استقلال فکری و معنوی دانست. به گفته وی، در شرایطی که بسیاری از افراد نزدیک پیامبر در پذیرش دعوت تردید داشتند، حضرت خدیجه با تشخیص شخصی و آگاهانه ایمان آوردند.
او تأکید کرد که این ایمان، حاصل فشار اجتماعی یا تبعیت هیجانی نبود؛ بلکه مبتنی بر شناخت عمیق از شخصیت پیامبر اسلام، محمد بن عبدالله، و درک صداقت و امانتداری ایشان بود.
در تحلیل نقش حضرت خدیجه در ماجرای بازگشت پیامبر از غار حرا، خانم منافی این همراهی را صرفاً عاطفی ندانست، بلکه آن را نوعی درک عمیق از رسالت تاریخی توصیف کرد. به اعتقاد وی، آرامشبخشی حضرت خدیجه در آن مقطع، تثبیتکننده آغاز یک حرکت تمدنی بود.
در بررسی دوران فشارهای مکه و محاصره در شعب ابیطالب، دکتر منافی تأکید کرد که اگرچه در روایتهای تاریخی بیشتر بر هزینهکرد مالی حضرت خدیجه تمرکز شده است، اما بُعد مهمتر حمایت ایشان، ایجاد ثبات روانی و معنوی برای پیامبر و جامعه نوپای اسلامی بود.
به گفته وی، سرمایه اصلی حضرت خدیجه تنها ثروت نبود، بلکه «پشتوانه بودن» ایشان برای پیامبر در سختترین شرایط بود؛ پشتوانهای فعال و تاریخساز، نه منفعل و حاشیهای.
خانم منافی با اشاره به اینکه ثروت در نگاه اسلامی میتواند پشتوانه دین باشد، افزود: تفاوت اساسی در نیت و جهت مصرف است. ثروت حضرت خدیجه در خدمت پیشبرد رسالت الهی قرار گرفت، نه در مسیر انباشت صرف.
در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان حضرت خدیجه را نخستین زن انقلابی در تاریخ اسلام دانست، خانم منافی با اشاره به پیشینه زنان مؤمن در تاریخ انبیا، از جمله حضرت مریم، تأکید کرد که حضرت خدیجه در بستر بعثت اسلامی، نمونهای برجسته از زن انقلابی هستند.
وی ویژگیهای زن انقلابی را شامل ایمان عمیق، قدرت تشخیص، شجاعت در برابر جریان غالب، و آمادگی برای ایثار دانست. به باور او، کنش تمدنی الزاماً به معنای حضور دائمی در میدان عمومی نیست؛ بلکه گاه نقشآفرینی در پشت صحنه، اثری ماندگارتر دارد.
خانم منافی تصریح کرد که ایمان حقیقی، منشأ شجاعت است؛ زیرا فرد مؤمن قدرت را از خود نمیبیند، بلکه از اتصال به خداوند میداند.
در بخش پایانی، گفتوگو به وضعیت زنان در عصر رسانه و چالشهای هویتی معاصر اختصاص یافت. خانم منافی معتقد است یکی از مهمترین گامها، بازخوانی صحیح الگوی حضرت خدیجه و پرهیز از تفسیر مدرن و فردگرایانه از شخصیت ایشان است.
به گفته وی، تقویت استقلال معنوی زنان در عصر رسانه، مستلزم آگاهیبخشی، تعمیق ایمان، حفظ هویت زنانه و تقویت ابعاد اخلاقی و معنوی همچون حیا، عفاف و روحیه مادری است.
او با تأکید بر ظرفیت تمدنسازی زنان افزود: زن میتواند تمدنساز باشد یا تمدنسوز؛ این امر به جهتدهی هویتی و ارزشی او بستگی دارد. در شرایط بحرانی نیز، زنان میتوانند با حفظ ایمان و هویت مستقل خود، نقشی تعیینکننده ایفا کنند؛ چه در میدان اجتماعی و چه در پشت صحنه.
در این گفتوگو، استقلال زن در نگاه اسلامی نه بهمثابه گسست از خانواده یا تقابل با مرد، بلکه بهعنوان استقلال در ایمان، تشخیص و تصمیمگیری معنوی تبیین شد. سیره حضرت خدیجه (س) بهعنوان الگویی از زنِ دارای استقلال معنوی، نشان میدهد که چگونه یک زن میتواند با ایمان آگاهانه، حمایت فعال و درک تاریخی، در شکلگیری یک تمدن نقشآفرین باشد.
بر اساس دیدگاه خانم منافی، زن انقلاب اسلامی امروز نیز با تکیه بر همین الگو میتواند در مواجهه با بحرانهای فرهنگی و اجتماعی، حضوری مؤثر، آگاهانه و تمدنساز داشته باشد.

















































