
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، بررسی آیینهای مذهبی در تاریخ ایران، تنها مطالعه مناسک دینی نیست؛ بلکه راهی برای فهم سازوکارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هر دوره بهشمار میآید. در جامعه سنتی تهران، برخی مناسبتها چنان در تار و پود زندگی روزمره تنیده بودند که مرز میان دین و زندگی اجتماعی را از میان برمیداشتند. ماه رمضان یکی از برجستهترین این مقاطع زمانی است؛ دورهای که نهتنها رفتار عبادی، بلکه نظم کار، الگوی معاشرت، جریان بازار و حتی روابط طبقاتی را دستخوش تغییر میکرد.
خاطرات عبدالله مستوفی در کتاب «شرح زندگانی من» تصویری زنده از این دگرگونی ارائه میدهد. روایت او، که از دل تجربه یک کارگزار دیوانی و ناظر دقیق تحولات اجتماعی برآمده، نشان میدهد رمضان در تهران اواخر قاجار و اوایل پهلوی صرفاً یک ماه مذهبی نبود، بلکه به دورهای برای بازتنظیم مناسبات شهری و بازتعریف روابط اجتماعی بدل میشد.
در روایت مستوفی، رمضان بهگونهای «تعطیلی نیمهرسمی» در شهر ایجاد میکرد. اگرچه ادارات دولتی باز بودند، اما مراجعهکنندگان به حداقل میرسیدند. مطالبه دیون، پیگیری دعاوی حقوقی و حتی تنظیم قبالههای معاملاتی عملاً متوقف میشد. این وضعیت نشان میدهد که نوعی توافق عرفی و اخلاقی بر تعلیق مناسبات سخت اقتصادی در جریان بوده است.

کارگاههای ساختمانی نیمهفعال میشدند؛ کارفرمایان مزد کامل میدادند اما توقع کار کامل نداشتند. چنین رفتاری را میتوان نشانهای از غلبه «اخلاق همیاری مذهبی» بر منطق صرف اقتصادی دانست. رمضان در این معنا، کارکردی تعدیلکننده در مناسبات طبقاتی داشت.
برای کودکان، رمضان حامل تغییر در برنامه آموزشی بود. ساعات مکتب کاهش مییافت و به جای دروس متعارف، مباحث ابتدایی فقه، نماز و روزه و در سنین بالاتر تجوید قرآن آموزش داده میشد. این جابهجایی محتوایی نشان میدهد که نهاد آموزش سنتی، خود را با تقویم عبادی تطبیق میداد.
شبزندهداری نیز به بخشی از فرهنگ عمومی بدل میشد. گروهی به عبادت میپرداختند، گروهی برای کاهش فشار روزه شبها را بیدار میماندند و حتی برخی اعیانزادگان به قمار شبانه روی میآوردند. این تنوع رفتار، تصویر یکدستی از دینداری ارائه نمیدهد؛ بلکه نشان میدهد رمضان میدان بروز الگوهای متفاوت زیست مذهبی و اجتماعی بوده است.

مستوفی شبهای قدر را اساساً «شب عبادت» معرفی میکند نه سوگواری. تمرکز بر دعا، قرآنخوانی و آیین قرآنبرسرگرفتن در محیط خانه، نشانگر اهمیت هسته خانواده در بازتولید آیینهای مذهبی است. اگرچه مساجد فعال بودند، اما روایت او از برگزاری این مراسم در خانه، بر پیوند میان دیانت و فضای خصوصی تأکید دارد.
در این دوره، مساجدی چون مسجد شاه و مدرسه سپهسالار (که بعدها به نام مسجد سپهسالار شناخته شد) کانون تجمع مذهبی و اجتماعی به شمار میرفتند. این فضاها نهفقط محل عبادت، بلکه عرصه تعاملات طبقاتی و فرهنگی بودند.
یکی از برجستهترین وجوه اجتماعی رمضان در خاطرات مستوفی، سنت اطعام است. اعیان در خانههای بیرونی خود سفرههای گسترده میانداختند و خویشان، وابستگان و خدمتکاران را افطار میدادند. اما نکته مهمتر، مشارکت طبقات متوسط و فرودست است: آنان که توان اطعام گسترده نداشتند، با خرید خرما و توزیع آن در مسجد، در چرخه ثواب شریک میشدند.
این کنش ساده، سازوکاری برای بازتوزیع نمادین منزلت بود. حتی اگر فرد متمولی در مسجد حضور داشت، خرمای تعارفشده را میپذیرفت تا هم دعوت را اجابت کرده باشد و هم دیگری را در ثواب اطعام سهیم کند. بدینترتیب، رمضان به بستری برای تقویت همبستگی افقی میان طبقات مختلف تبدیل میشد.
گزارش مستوفی از واکنش سریع مردم به صدای فقیر هنگام افطار نیز گویای نوعی رقابت خیرخواهانه است؛ رقابتی که مشروعیت اجتماعی میآفرید و سرمایه نمادین تولید میکرد.

از دیگر جلوههای مهم رمضان، رونق بازارهای موقت در اماکن مذهبی بود. در دورههایی، حجرههای صحن امامزاده زید به نمایشگاه کالا بدل میشد و بعدها همین الگو در مسجد سپهسالار تکرار شد. بزازان، بلورفروشان و خرازیها با آرایشی تازه کالا عرضه میکردند و گردش عصرگاهی اعیان به بخشی از آیین رمضان بدل میشد.
ازدحام در صحن مدرسه سپهسالار به حدی بود که پیمودن فاصلهای کوتاه چند دقیقه زمان میبرد. تفکیک فضاهای زنانه و مردانه نیز نشان از نظم جنسیتی حاکم بر فضای عمومی داشت. رمضان در این معنا، ترکیبی از دینداری، مصرف و فراغت شهری را شکل میداد.
بر پایه این خاطرات، رمضان در تهران قدیم دورهای بود که منطق سخت معیشت و رقابتهای روزمره تا حدی فروکش میکرد و جای خود را به مناسباتی نرمتر و اخلاقمحور میداد. پیوندهای خویشاوندی با رفتوآمدهای افطاری تقویت میشد، اطعام و حتی تعارف ساده خرما به سازوکاری برای همدلی و همسطحی نمادین میان طبقات تبدیل میگردید و مسجد کارکردی فراتر از عبادت پیدا میکرد؛ هم محل تجمع، هم وعظ و هم گردش و تعامل اجتماعی.
در مجموع، رمضان مجالی برای بازتنظیم روابط اقتصادی و اجتماعی و تقویت همبستگی شهری به شمار میآمد.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































