فروش یدکی چینی09121143402خرید پیچ و مهره صنعتی ساختمانی …ارائه و دانلود مجانی برنامه های …برس صنعتی

نمایش قدرت مخرب ذهن در ماشینیست
«ماشین‌چی | ماشین‌کار | ماشینیست | The Machinist» ساخته قدرتمند برد اندرسون روایتی تکان دهنده از قدرت ذهن با بازی درخشان کریستین بل است؛ بازیگری که برای این تریلر روان‌شناختی 28 کیلوگرم از وزن خود را کم کرد تا نقشی بسیار دشوار را به باورپذیرترین شکل ممکن به نمایش بگذارد. نتیجه درخشان این کوشش اگرچه با شکست در گیشه مواجه شد اما یکی از بهترین آثار روان‌شناختی است که تاکنون برای پرده نقره‌ای خلق شده است. به گزارش «تابناک»؛ یک فیلم نوآر ترسناک از تیره‌ غیرکلاسیک ترین انواع سینما؛ ماشینیستِ «برد اندرسون» شما را به درون ذهن بی ثبات یک فرد مبتلا به بی خوابی با رازی تاریک که زندگی اش را تبدیل به برهوتی کرده که جز کار کردن، در آن هیچ هدفی وجود ندارد، می برد. با بهره مندی از بازی فوق العاده «کریستین بیل»، فیلم همچون یک کابوس شبانه به اتمام می رسد، و از برخی جهات یادآور فیلم هایی چون «فایت کلاب»، «ممنتو» و «بی خوابی» است. اگرچه ممکن است در برخی لحظات ماشینیست همچون تقلیدی محض از آن فیلم ها به نظر آید، و حتی از آن ها ضعیف تر به نظر آید، اما با این وجود، تجربه ای ناخوشایند برای آن هایی که به این نوع داستان ها علاقه دارند نیست. تِرِوُر با بازی بیل، همانطور که از نام فیلم پیداست، ماشین کار یک کارگاه ماشین سازی است.بطور کلی با تبعیت از خودش، او هر روز صبح سر کار حاضر می شود، و بعد از ظهر از کار فارغ می شود. وقتی از سر کار برمی گردد، کاری جز صحبت کردن با دختر گارسونی (با بازی آیتانا سانچز گیخون) که در یک رستوران کوچک فرودگاهی کار می کند یا ملاقات با روسپی همیشگی اش، استیوی (با بازی جنیفر جیسون لِیف) انجام نمی دهد. اما چیز عجیبی در حال رخ دادن است. مرد مرموزی به نام ایوان (با بازی جان شاریان) با او ملاقات می کند، و او بینشی عجیب دارد. سوال اینجاست که آیا اینها توهمات یک تخیل آشفته است یا قسمتی بزرگتر از توطئه ای که برای به جنون کشیدن ترور چیده شده است. چه مقدار از رویدادهای در حال رخ دادن مربوط به روح ترور است؟چه کسی؟ اگر کسی هست، واقعی است؟ چرا ساعت برروی 1:30 دقیقه متوقف شده است؟ چرا یخچال نشت می کند و چرا ایوان شبیه به شخصیت مارلون براندو در فیلم اینک آخرالزمان است؟ طرز بیان فیلم حس تعلیق را به وجود می آورد. صحنه هایی که اطراف ماشین آلات رقم می خورند، با زاویه ای گرفته شده اند که خطر، هر لحظه در کمین است. توقع می رود (اتفاقی که در طول فیلم رخ می دهد) که چیزی به شکل اسفناکی به تباهی برود. فیلمبرداری و جو تاریک حاکم بر فیلم برای القا کردن وضع روحی ترور به مخاطب طراحی شده اند. همچنین، اندرسون رنگ ها را طوری تغییر داده، که فیلم تنها مقداری از فیلم های سیاه و سفید، رنگی تر است.و صحنه ای وجود دارد که طوفانی که در حال نزدیک شدن است را نمایش می دهد، که در نوع خودش عالی است. شاید شخصیت استیوی کلیشه‌ای به نظر آید، اما جزئیات مربوط به نقشش آن قدر بدیع هستند که او را از کلیشه ای شدن مطلق دور سازد. «جنیفر جیسون لِیف»، به مقدار کافی در کالبد شخصیت های احساسی و شکننده فرو رفته است که ایفای این نقش، برایش چندان دشوار نباشد.او در این قسمت عالی است، و چهره ای دلسوز را در فیلم به نمایش در می آورد، چیزی که میان چهره های فیلم، چندان به نظر نمی آید. اگر «شارلیز ترون» و «نیکول کیدمن» می‌توانستند بواسطه تغییر در چهره و اندامشان برای باورپذیرتر کردن نقش‌شان برنده سکار شوند، چطور است کمی نیز راجع به کریستین بیل فکر کنیم؟با رژیم کم کالری و سختی (یک قوطی تن ماهی و یک عدد سیب در طوب روز) که حدود 60 پوند از وزن او را کاهش داده، بیل به سختی همچون آن بیل نیرومند و خوش هیکل به نظر می آید.این تغییر فیزیکی او نقش افرینی اش را از یک نمونه قوی، به یک نمونه ی به یاد ماندنی تبدیل کرده است.این امر موجب شده تا بازی او معمولی نباشد و فیلم نیز، ناامید کننده از آب درنیاید. حتی برای آن‌هایی که قادرند قبل از تماشای فیلم، دقیقاََ اتفاقات فیلم را در ذهن ساخته و پرداخته کنند، باز هم ماشینیست توانایی جلب توجه را دارد. فیلم تاریک است، اما باارزش، و هیچ‌وقت هم مخاطب را دور نمی زند. در فیلم، صحنه ای وجود ندارد که مخاطب را ناگهان غافلگیر کند. اتفاقات آرام آرام رخ می دهند، و اندرسون به ما لذت به هم چسباندن این اتفاقات به هم را می دهد. ماشینیست نوع خاصی از مخاطبان را می طلبد، آن هایی که با فیلم‌های تاریک مشکلی ندارند و تعدادشان چندان زیاد نیست اما افراد متعلق به همان گروه، بابت چنین فیلمی بسیار سپاسگذار خواهند بود.