
باشگاه خبرنگاران جوان -روزهای ۱۸ و ۱۹ دی یادآور افرادی هستند که روزی در میان ما زندگی میکردند، نفس میکشیدند و به امرار معاش مشغول بودند، اما امروز به دلیل خودخواهی و قدرتطلبی یک شخص و همچنین عملیاتی شدن نقشه تجزیه ایران توسط دشمنان و عوامل اجرایی آنها در کف خیابانها، دیگر در میان ما نیستند.
در جریان اغتشاشات دی ماه بیش از ۳ هزار نفر که بخش عمده آنها مردم عادی بودند شهید شدند، مردمی که در روزهای نخست اعتراضات به دلیل گرانی دلار و رکود بازار خواسته به حقی داشتند تا متوجه برنامه ضدانقلاب برای آشوب شدند و صف خود را از آنها جدا کردند، اما وطن فروشان ادامه داده و دست برنداشتند و این مردم بی دفاع را به کام مرگ کشاندند؛ مردمی که فقط در برخی معابر در حال سپریکردن روزمرگیهای معمولی خود بودند و فقط، چون به آشوب اغتشاشگران ملحق نشدند هدف این جنایت کاران قرار گرفتند.

در حوادث دی ماه خیلی کم به شهدای جانبرکف این حوادث پرداخته شد؛ عزیزانی که هدف کینه و بغض دشمنان قرار گرفتند؛ این کینه تا حدی بود که باعث شد تا تعدادی زیادی از این جان برکفان مصدوم، مجروح و برخی هم در زمره شهدا جای بگیرند، بله منظور همان نیروهای مدافع امنیت است که از روز اول برای حفظ نظم و آرامش به خیابانها آمدند و با سعهصدر با معترضین و حتی اغتشاشگران برخورد کردند.
در روزهایی که وطن فروشان سلاح گرم و سرد در دست داشتند تا به جنگ با امنیت و آرامشِ یک ملت بروند، این نیروهای امنیتی بودند که خود را سپر بلای این مردم کردند و تلاش داشتند تا فضای کشور را آرام کنند.
در اغتشاشات دی ماه سال جاری عوامل دشمن برخلاف اغتشاشات قبلی با انواع سلاحها به میدان آمده و به برخی مراکز نظامی جهت اشغال و استفاده از سلاحهای این مراکز حملهور شدند. نمونههای آن هم در فیلمهای منتشر شده در فضای مجازی وجود دارد که وقتی اغتشاشگران با مامورین درگیر میشوند و به سمت مامور موتورسوار کوکتل مولوتوف پرتاب میکنند و نیروی مدافع امنیت دچار حریق میشود؛ حتی در این زمان باز هم نیروهای نظامی از سلاح استفاده نمیکند حال آن که طبق پروتکلهای نظامی اجازه استفاده از سلاح در این موارد را دارند.
در ایران استفاده از سلاح جنگی توسط نیروهای امنیتی در اعتراضات و اغتشاشات بر اساس مجموعهای از قوانین داخلی، آییننامهها و دستورالعملهای عملیاتی انجام میشود. مهمترین چارچوب حقوقی، «قانون بهکارگیری سلاح توسط مأموران نیروهای مسلح در موارد ضروری» است که شرایط و مراحل استفاده از سلاح را مشخص میکند.
طبق این قانون و دستورالعملهای مرتبط همیشه اصل ضرورت و آخرین راه باید رعایت شود، یعنی استفاده از سلاح باید آخرین گزینه باشد؛ به این صورت که ابتدا روشهای غیرخشونتآمیز مثل اخطار، دستور ایست، استفاده از تجهیزات کنترل جمعیت (گاز اشکآور، آبپاش، باتوم) باید به کار گرفته شود.
در واقع روند استفاده از سلاح در اغتشاشات در نیروهای مسلح ایران به این گونه است که اول تذکر شفاهی و اعلام غیرقانونی بودن تجمع یا رفتار خشونتآمیز، سپس اخطار جدی و نمایش سلاح، در مرحله بعد تیر هوایی، بعد از آن شلیک به نقاط غیرکشنده رخ میدهد و در صورت وجود تهدید جدی نیروها مجاز به شلیک کشنده هستند.
در واقع شلیک مستقیم زمانی مجاز دانسته میشود که یا جان مأموران یا شهروندان در خطر بسیار جدی باشد یا افراد مسلح باشند یا حمله سازمانیافته انجام دهند مانند اغتشاشات دی ماه و یا مراکز حیاتی، اسلحه خانهها یا تأسیسات حساس در معرض تصرف یا تخریب باشند؛ با وجود این دستورالعمل باز هم نیروهای عمل کننده در اغتشاشات اخیر فقط در مواقعی از سلاح جنگی استفاده کردند که فقط مراکز حساس در خطر از سوی منافقین و مزدوران موساد بود، آن هم پس از چندین بار اخطار زبانی و شلیک تیر هوایی.
در واقع نیروهای مدافع امنیت کشور در اغتشاشات دی ماه به هیچ وجه از سلاح جنگی در خیابانها و اماکنی که مردم عادی در آن حضور یا در حال تردد بودند استفاده نکردند؛ در حالی که هم مجاز بودند و هم زمینه فراهم، همانطور که سردار پورجمشیدیان، معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور و دبیر شورای عالی امنیت کشور هم اعلام کرد که تعداد مصدومان پلیس و نیروهای امنیتی بیشتر از افراد عادی است که این نشاندهندۀ خویشتنداری ماموران است.
اما آیا این مماشات کردن نیروهای امنیتی با اغتشاشگران در سایر کشورهای جهان هم رعایت میشود؟
جواب اعتراض با گلوله در کشورهای مدعی حقوق بشر
پروتکل استفاده از سلاح روی کاغذ تقریبا در تمام کشورها یکسان است، یعنی دقیقا مانند همان مسیری در قوانین کشور ما وجود دارد، اما وقتی پای عمل که به میان میآید موضوع متفاوت میشود، چرا که در کشورهایی مانند آمریکا پلیس به راحتی توان استفاده از سلاح را دارد؛ گواه این موضوع هم تصاویری از برخوردهایی است که پلیس ایالات متحده بارها با مردم این کشور داشته که در بسیاری از موارد منجر به مرگ شده است.

آخرین نمونه آن هم یک دکتر زن بود که توسط پلیس ایالت مینیاپولیس کشته شد، آن هم به این ادعا که به ایست و بازرسی پلیس توجه نکرده و سلاح گرم همراه داشته، ادعایی که توسط خانواده پزشک کشتهشده رد شد و در فیلمهای منتشر شده هم مشخص شد آن زن نه تنها ایستگاه ایست و بازرسی را بهم نریخته بود؛ حتی با ماموران همکاری کرد، اما چون در آمریکا هیچ وقت پروتکلی رعایت نمیشود، نیروها پس از تذکر پیاده شدن از ماشین و تعلل آن زن با گلوله جنگی وی را هدف قرار داده و کشتند.
همین ماجرا موجب راه افتادن موجی از اعتراضات در سراسر آمریکا و برخورد پلیس با معترضان شد؛ در همان اعتراضات هم وقتی مردم با نیروهای پلیس مواجه میشدند با وجود این که مردم بدون اشاره یا لمس مامور فقط اعتراض خود را ابراز میکردند و فاصله مناسب با مامور را رعایت نمیکردند هدف گلوله غیرکشنده مانند گاز اشک آور یا تیرهای رنگی قرار میگرفتند؛ آن هم از فاصله بسیار نزدیک و به نواحی حساس مانند صورت که قطعا منجر به آسیب جدی میشد.

در اسرائیل هم مقامات رژیم صهیونیستی بارها در برخورد با اعتراضات مردم فلسطینی از همین روش استفاده میکنند و بارها مردم بی گناه را هدف گلولههای کشنده قرار دادند و حتی در برخورد با یهودیان معترض هم پلیس اسرائیل از تیرهای غیرکشنده در فاصله نزدیک استفاده میکند که بسیاری از مردم دچار آسیبهای جدی شدهاند.
در سایر کشورها مانند آلمان و فرانسه هم که مدعی حقوق بشر هستند نیروهای نظامی در برخورد با اعتراضات با روشهای خشونت آمیز برخورد میکنند و پس از تذکر جدی به سمت استفاده از سلاح کشنده پیش میروند.

براساس قانون اساسی نروژ، دست نیروهای پلیس در بخشهای ویژه برای حمل سلاح گرم و حتی استفاده از آن در صورت لزوم باز است. در دستورالعمل اجازه از سلاح توسط نیروهای پلیس نروژ آمده که مأموران میتوانند برای جلوگیری از وقوع قتل یا صدمات جدی بدنی از سلاح خود استفاده کنند؛ پلیس همچنین میتواند برای بازداشت افرادی که خطرناک تشخیص داده شدهاند از خشونت شدید (درصورت لزوم) استفاده کند.
گارد مدنی اسپانیا نیرومندترین نیروی پلیس این کشور است و در کل قلمروی آن از جمله بزرگراهها و بنادر میتواند گشتزنی کند و به اجرای قانون بپردازد. بیشتر افسران پلیس در اسپانیا حین انجام وظیفه خود به اسلحه کمری مسلح هستند. در برخی موارد، افسران پلیس به مسلسل دسترسی دارند؛ برخی از نیروهای پلیس نیز که وظیفه محافظت از مناطق حساس یا تأسیسات دولتی در مادرید را برعهده دارند، به مسلسل جنگی هکلر و کوخ نیز مسلح هستند.

براساس قانون پلیس هلند که در سال ۲۰۱۲ تدوین شده، افسران پلیس اجازه دارند تا بهطور معقول و بسته به شرایط از نیروی قهریه برای برقراری قانون و نظم استفاده کنند. در قوانین هلند بر لزوم ابراز هشدار پیش از استفاده از قوه قهریه تأکید شده است. براساس دستورالعمل رسمی ۱۹۹۴ (که در سال ۲۰۱۴ کمی تعدیل شد) پلیس اجازه دارد تا از سلاح گرم برای مقاصد قانونی مشروع استفاده کند. استفاده از سلاح گرم برای مقابله با شورش و استفاده از اسپری فلفل برای دستگیری افراد مظنون و قانونشکن نیز با تأکید بر تناسب با شرایط، به رسمیت شناخته شده است.
شاید بد نباشد بدانید بنا بر قوانین جنایی آمریکا، هر فردی که پلیس را حین انجام وظیفه مورد ضرب و شتم قرار دهد، یا مأمور را آزار داده، تعقیب یا مرعوب کند، حتی اگر صدمه جسمی به پلیس وارد نشود، ۵ سال حبس در انتظار مجرم خواهد بود. درصورت وارد آوردن هرگونه ضربه به پلیس، فرد خاطی ۷ سال زندانی شده و چنانچه مأمور را مجروح کند، به ۱۲ سال زندان محکوم میشود.

همه این موارد نشان میدهد پلیس و نیروهای مدافع امنیت کشور برخلاف تبلیغات رسانههای ضدانقلاب در هیچ موردی از سلاح جنگی استفاده نکرده و نمیکنند و فقط در صورتی از این سلاحها استفاده میکنند که مراکز حساس در خطر باشند؛ آن مراکزی که اگر اغتشاشگران به آن دست پیدا میکردند، خدا میداند چه اتفاقاتی را برای مردم رقم میزدند.
منبع : باشگاه خبرنگاران

















































