
باشگاه خبرنگاران جوان؛ رضوان پاک منش - دریاچه کوهستانی گهر، نهفقط یک جاذبه طبیعی، که روایتی زنده از پیوند زمین، آب، کوه و انسان است؛ روایتی که با هر طلوع، از میان مه صبحگاهی برمیخیزد و با هر غروب، در انعکاس سرخرنگ قلهها بر آب، به اوج میرسد.
تولد یک دریاچه در هیاهوی زمین
گهر، یادگار جنبشهای زمینساختی و رانشهای کوهستانی است. گفته میشود در پی زمینلغزشهای عظیم در دامنههای اشترانکوه، مسیر آب بسته شد و حوضهای طبیعی شکل گرفت؛ حوضهای که امروز «گهر بزرگ» نام دارد. کمی بالاتر، «گهر کوچک» آرامتر و خلوتتر نشسته است. این دو دریاچه، همچون دو چشم فیروزهای، در ارتفاعی بیش از دو هزار متر از سطح دریا میدرخشند؛ جایی که نفس کشیدن هم رنگ دیگری دارد.
آینهای برای آسمان، پناهگاهی برای جان
آب گهر شفاف و سرد است؛ آنقدر زلال که سنگریزههای کف دریاچه در روزهای آفتابی دیده میشوند. پیرامون آن، جنگلهای بلوط، مراتع کوهستانی و تنوع کمنظیر گیاهی و جانوری، زیستبومی حساس و ارزشمند ساختهاند. صدای پرندگان، وزش باد در نیزارها و موجهای کوتاهِ آرام، موسیقی دائمی این پهنهاند.
گهر مقصد محبوب کوهنوردان و طبیعتگردانی است که مسیر پیادهروی تا دریاچه را بخشی از تجربه میدانند؛ مسیری که از دامنهها میگذرد، از چشمهها عبور میکند و ناگهان در پیچ آخر، تصویر دریاچه را، چون پاداشی باشکوه پیش چشم میگذارد.
اقتصاد بومی و گردشگری؛ فرصتی که باید مدیریت شود
رونق گردشگری در سالهای اخیر، برای جوامع محلی اطراف، فرصتهایی ایجاد کرده است؛ از راهنمایی طبیعتگردان تا فروش محصولات محلی. اما همین رونق، اگر بیبرنامه باشد، میتواند به تهدیدی جدی بدل شود. زباله، آسیب به پوشش گیاهی، آلودگی آب و فشار بر منابع، زنگ خطرهاییاند که هر تابستان بلندتر شنیده میشوند.
گهر بیش از آنکه ظرفیت «انبوهگردی» داشته باشد، نیازمند «گردشگری مسئولانه» است؛ محدودسازی ورود خودروها، فرهنگسازی درباره بازگرداندن زباله، تعیین ظرفیت روزانه بازدید و تقویت نظارت محیطزیستی، از گامهای ضروری برای حفظ این میراث طبیعی است.
اسطوره، سکوت و هویت
برای مردم لرستان، گهر فقط یک دریاچه نیست؛ بخشی از هویت و حافظه جمعی است. روایتها و خاطرهها، از نسلها گذشته و به امروز رسیدهاند. هرکس که یکبار سحرگاه را کنار آب دیده باشد، میداند سکوت گهر، سکوتی معمولی نیست؛ سکوتی است که انسان را به تأمل وامیدارد، به بازنگری در نسبت خود با طبیعت.
آینده گهر؛ میان حفاظت و بهرهبرداری
پرسش اصلی اینجاست: چگونه میتوان میان حفاظت سختگیرانه و بهرهبرداری معقول تعادل برقرار کرد؟ پاسخ، در سیاستگذاری علمی و مشارکت مردمی نهفته است. آموزش گردشگران، توانمندسازی جوامع محلی و سرمایهگذاری در زیرساختهای سبک و کماثر، میتواند الگویی پایدار بسازد؛ الگویی که هم طبیعت بماند و هم معیشت بچرخد.
دریاچه گهر بیش از یک جغرافیاست؛ تجربهای است از تماشای شکوه خلقت در قاب کوهستان. اگر قرار است این نگین فیروزهای برای نسلهای بعد هم بدرخشد، باید امروز برایش تصمیمهای سخت، اما ضروری بگیریم. گهر، امانتی است در دست ما؛ امانتی که حفظ آن، آزمون بلوغ ما در برابر طبیعت است.
منبع : باشگاه خبرنگاران

















































