
باشگاه خبرنگاران جوان- رسیدگی به این پرونده بیستوسوم مرداد سال ۱۴۰۱ همزمان با مرگ مشکوک مرد ۵۰ ساله در یکی از بیمارستانهای غرب تهران در دستور کار پلیس جنایی پایتخت قرار گرفت.
در جریان تحقیقات پلیسی - قضایی معلوم شد مقتول اهل یکی از روستاهای کن و سولقان بوده که ۹ مرداد در جریان درگیری با دهیار روستایشان با ضربه چاقو زخمی و دو هفته در بیمارستان بستریشده که فوت کرده است. با دستور قضایی دهیار تحت تعقیب پلیس پایتخت قرار گرفت و چند روز بعد در مخفیگاهش بازداشت شد.
او با اعتراف به قتل هم روستایی صحنه قتل را بازسازی کرد و روانه زندان شد. مدتی بعد پرونده او با صدور جلب به دادرسی به شعبه دهم کیفری یک استان تهران ارسال و وی محاکمه شد. این در حالی بود که خانواده مقتول برای مرد دهیار درخواست قصاص کردند.
در جریان جلسه محاکمه، متهم به قتل در تشریح ماجرا گفت: مهندس عمرانم و بهعنوان پیمانکار با پروژههای مختلف مربوط به سازمانهای مختلف کار میکردم. اواخر پاییز سال ۱۴۰۰بهعنوان دهیار روستا در غرب تهران مشغول بهکار شدم. مقتول در کار احداث ساختمان بود. موقعی که من دهیار شدم در روستا و اطراف آن هم ساختمان میساخت، اما در کارش مرتکب تخلفاتی شده بود. چند مرتبه بابت تخلفهای او در احداث ساختمانها در مکانهای نامناسب با او حرف زدم و تذکرهای لازم را دادم، اما توجهی نکرد؛ بنابراین موضوع را به سازمانهای مربوطه گزارش دادم که این اقدام باعث شد تا مانع فعالیت کاری او شوند. همین موضوع باعث اختلافهایی میان ما دو نفر شد.
وی افزود: روز حادثه، با مقتول و تعدادی از بستگان و دوستانش در روستا روبهرو شدم. عصبانی بود و به من گفت که نباید تخلف پیش آمده کاری را به مسئولان مربوطه گزارش میکردم. با هم حرف زدیم که در ادامه مشاجرهمان بالا گرفت و درگیر شدیم. او و دوستانش مرا مقابل چشمان خانوادهام کتک زدند. بهسختی از دستشان فرار کردم. سمت خودرو رفتم که پسرخردسالم هم آنجا بود. با دیدن من و صحنه درگیری وحشتزده شده بود.
متهم به قتل ادامه داد: با همان زبان کودکانه به من گفت بابا، چرا تو را کتک زدند؟ با شنیدن این حرف حال و روزم دگرگون شد. از طرفی مقتول و همراهانش هنوز داشتند به من اعتراض میکردند. چشمم به چاقویی که برای قربانی کردن گوسفند برداشته بودم و از چند روز قبل در خودرویم جا مانده بود افتاد و از داخل خودرو آن را برداشتم.
متهم به قتل ادامه داد: سمت مردی رفتم که با او اختلاف داشتم و چند ضربه چاقو سمتش انداختم که بترسد و برود تا ماجرا پایان یابد، اما او زخمی شد و افتاد. از ترسم فرار کردم، بعد که فهمیدم فوت کرده، چند هفتهای مخفی شدم، اما پلیس دستگیرم کرد. از آن روز عذاب وجدان دارم و پشیمان هستم. مرا به خاطر فرزندانم ببخشید. قضات دادگاه درنهایت وی را گناهکار شناختند و حکم قصاص برای او صادر شد. پرونده در ادامه به دیوانعالی کشور ارسال شد که در آنجا نیز حکم قصاص مورد تایید قرار گرفت.
سید محمد رضوی، دادیار شعبه دوم اجرای احکام دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جامجم گفت: پرونده این دهیار محکوم به قصاص به اجرای احکام ارسال شده است. قرار است جلسه صلح و سازش با خانواده مقتول بهزودی برگزار شود تا شاید او بتواند رضایت بگیرد. اگر وی بخشیده نشود، یک گام به مرگ نزدیک خواهد شد.
منبع: روزنامه جام جم

















































