قیمت طلا امروز




 عالیه شکربیگی

 روزنامه توسعه ایرانی / ۲۱ ساعت قبل

«انباشت مطالبات حل‌نشده» جامعه را ناامید و رادیکال می‌کند

انباشت مطالبات حل‌نشده، کاهش اعتماد عمومی و ضعیف‌شدن مسیرهای رسمی برای بیان و پیگیری خواسته‌ها، رابطه جامعه و ساختار رسمی را در سال‌های اخیر با چالش‌های جدی‌تری روبه‌رو کرده است. مطالبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دیگر به‌سادگی از یکدیگر جدا نمی‌شوند؛ فشار معیشتی با احساس تبعیض و بی‌عدالتی گره می‌خورد، محدودیت‌های اجتماعی با مسئله کرامت و حق انتخاب پیوند پیدا می‌کند و بی‌اثر ماندن مطالبه‌گری می‌تواند احساس عاملیت و امید به تغییر را کاهش دهد. در چنین شرایطی، بخشی از جامعه ممکن است به کناره‌گیری، بی‌تفاوتی یا مهاجرت روی بیاورد و بخشی دیگر، وقتی راه‌های معمول را بی‌اثر می‌بیند، زبان و شکل اعتراض خود را تندتر کند. عالیه شکربیگی، استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل اجتماعی، معتقد است جامعه ایران در چند دهه گذشته از نظر تحصیلات، سبک زندگی، حضور زنان، دسترسی به اطلاعات و ارتباط با جهان تغییرات عمیقی کرده، اما سازوکارهای رسمی پاسخگویی، متناسب با این تغییرات پیش نرفته‌اند. او در گفت‌وگو با «توسعه ایرانی» تأکید می‌کند: «جامعه ایران با کمبود مطالبه مواجه نیست؛ با کمبود سازوکارهای مؤثر برای تبدیل مطالبه به گفت‌وگو، تصمیم و سیاست عمومی مواجه است.»
 «انباشت مطالبات حل‌نشده» جامعه را ناامید و رادیکال می‌کند
سعیده علیپور

 

یکی از بحث‌هایی که این روزها مطرح می‌شود، انباشت مطالبات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه است. به نظر شما مهم‌ترین مطالبات انباشته‌شده امروز جامعه ایران چیست و چرا این مطالبات طی سال‌ها حل نشده یا حتی بیشتر شده‌اند؟

به نظر من برای فهم وضعیت کنونی جامعه ایران باید حتی از مفهوم «انباشت مطالبات» هم فراتر برویم و درباره «انباشت مطالبات حل‌نشده» صحبت کنیم. جامعه فقط مطالبات زیادی ندارد؛ مسئله این است که بخشی از این مطالبات در طول زمان به مسائل مزمن تبدیل شده‌اند و در مقابل، نهاد مورد اعتماد برای بیان، مذاکره و حل آنها شکل نگرفته است.

از دید جامعه‌شناختی، میان سرعت تغییرات جامعه ایران و ظرفیت نهادهای رسمی برای پاسخگویی به این تغییرات شکاف ایجاد شده است. جامعه ایران در چند دهه گذشته از لحاظ تحصیلات، شهرنشینی، دسترسی به اطلاعات، حضور زنان در عرصه عمومی، تغییر سبک زندگی، گسترش شبکه‌های اجتماعی و آگاهی نسبت به تجربه سایر جوامع تغییرات بسیار بزرگی کرده است. اما همه این تغییرات الزاماً با همان سرعت در قوانین، ساختارهای رسمی، نهادهای مشارکت و سازوکارهای تصمیم‌گیری منعکس نشده‌اند.

به همین دلیل بخشی از جامعه احساس می‌کند انتظارات و مطالباتش تغییر کرده، اما ساختارهای پاسخگو متناسب با آن تغییر نکرده‌اند. بنابراین فقط با «نارضایتی» مواجه نیستیم؛ یک شکاف میان انتظارات اجتماعی و امکان تحقق آنها به وجود آمده است.

اگر بخواهم مطالبات انباشته‌شده را دسته‌بندی کنم، یکی از مهم‌ترین حوزه‌ها اقتصاد است. از دید جامعه‌شناسی فقر فقط فقدان درآمد نیست. وقتی فرد احساس می‌کند تلاش، تحصیلات و شایستگی‌اش الزاماً به بهبود موقعیتش منجر نمی‌شود، مسئله می‌تواند به احساس بی‌عدالتی و محرومیت نسبی تبدیل شود. نظریه فشار ساختاری رابرت کی. مرتن هم از همین زاویه قابل استفاده است؛ جامعه اهدافی مانند موفقیت، رفاه و منزلت را به افراد عرضه می‌کند، اما اگر راه‌های مشروع و در دسترس برای رسیدن به این اهداف محدود باشد، فشار اجتماعی افزایش پیدا می‌کند.

حوزه بعدی آزادی‌های اجتماعی و سبک زندگی است. نسل‌های جدید در زمینه پوشش، روابط اجتماعی، انتخاب سبک زندگی، موسیقی، هنر، اینترنت و نحوه زیست شخصی انتظارات متفاوتی نسبت به نسل‌های قبل دارند. اینجا مسئله فقط آزادی سیاسی نیست؛ بحث بر سر حق انتخاب در زندگی روزمره هم هست. اعتراض‌ها و جنبش‌های سال‌های اخیر نیز نشان داده‌اند مطالبات مربوط به زنان، حقوق فردی، هویت و محدودیت‌های اجتماعی می‌توانند با مطالبات اقتصادی و سیاسی پیوند بخورند.

مطالبات زنان و مسئله برابری جنسیتی هم یکی از مهم‌ترین لایه‌های این انباشت است. امروز درصد زنان تحصیل‌کرده بالاست، اما میزان اشتغال زنان متناسب با آن نیست. از اشتغال و مشارکت اجتماعی و سیاسی تا حق انتخاب در زندگی شخصی، امنیت، برابری فرصت‌ها و به‌رسمیت‌شناخته‌شدن عاملیت زنان، مجموعه‌ای از مطالبات وجود دارد. 

در حوزه سیاسی هم بخشی از جامعه می‌خواهد در تصمیم‌هایی که مستقیماً بر زندگی‌اش اثر می‌گذارند صدای مؤثری داشته باشد. مسئله فقط انتخابات نیست؛ مسئله احساس عاملیت سیاسی و اجتماعی است. انسان مدرن می‌خواهد خودش را به‌عنوان یک کنشگر تجربه کند. اگر فرد احساس کند تصمیم‌های مهم بدون حضور یا اثرگذاری او گرفته می‌شوند، طبیعی است که فاصله میان دولت و جامعه افزایش پیدا کند.

مسئله مهم دیگر عدالت، شفافیت، مقابله با فساد و تبعیض است. مردم فقط درباره میزان درآمد قضاوت نمی‌کنند؛ درباره نحوه توزیع فرصت‌ها و منابع نیز قضاوت می‌کنند. اگر احساس شود رابطه، رانت، وابستگی یا موقعیت خانوادگی بیش از شایستگی در دسترسی به فرصت‌ها تأثیر دارد، مسئله از نابرابری صرف عبور می‌کند و تبدیل به احساس تبعیض می‌شود.

در نهایت، مطالبه کرامت، احترام و شنیده‌شدن هم بسیار مهم است. این همان نقطه‌ای است که مطالبات مختلف به هم متصل می‌شوند.

اما اینکه چرا این مطالبات حل نشده‌اند، چند علت دارد. یکی محدودبودن کانال‌های نهادی گفت‌وگوست. اگر جامعه نتواند مطالبات خود را از طریق احزاب، انجمن‌ها، رسانه‌های مستقل، تشکل‌های صنفی، نهادهای مدنی و سایر کانال‌های مشارکت به‌طور مؤثر منتقل کند، مطالبات از سطح نهادی به سطح غیرنهادی منتقل می‌شوند.

عامل دوم بی‌اعتمادی متقابل است. وقتی جامعه احساس کند وعده‌ها عملی نمی‌شوند، اعتماد کاهش پیدا می‌کند. وقتی اعتماد کاهش پیدا کرد، سرمایه اجتماعی ساختار هم پایین می‌آید و حتی ممکن است یک سیاست اصلاحی واقعی نیز با تردید مواجه شود.

عامل دیگر نگاه کوتاه‌مدت به مسائل ساختاری است. بعضی مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با تصمیم‌های مقطعی حل نمی‌شوند. اگر مسئله ساختاری باشد و پاسخ سیاستی کوتاه‌مدت، مشکل دوباره بازمی‌گردد.

از طرف دیگر با تغییر نسلی مواجهیم. نسل جوان امروز عضو یک جامعه شبکه‌ای و جهانی‌شده است، بیشتر خودش را با دیگران و سایر جوامع مقایسه می‌کند و معیارش برای رفاه، آزادی، مشارکت و کیفیت زندگی فقط تجربه خانواده و محیط پیرامون خودش نیست.

یعنی مسئله همزمانی بحران‌هاست. وقتی بحران اقتصادی، بحران اعتماد، بحران مشارکت، مشکلات محیط‌زیستی، اشتغال و شکاف نسلی همزمان شوند، یکدیگر را تقویت می‌کنند. در چنین شرایطی حتی یک مسئله کوچک می‌تواند به نماد مجموعه‌ای از مسائل بزرگ‌تر تبدیل شود.

این احساس که اعتراض و مطالبه‌گری نتیجه‌ای ندارد، چقدر می‌تواند باعث ناامیدی و تندتر شدن واکنش‌های اجتماعی شود؟

به نظر من احساس اینکه اعتراض و مطالبه‌گری نتیجه‌ای ندارد، یکی از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند نارضایتی پراکنده را به ناامیدی و بی‌اعتمادی و در برخی شرایط به واکنش‌های تندتر اجتماعی تبدیل کند. البته این رابطه قطعی و خطی نیست. هر فرد ناامیدی الزاماً رادیکال نمی‌شود. واکنش افراد می‌تواند از کناره‌گیری و بی‌تفاوتی تا مهاجرت، اعتراض، کنش جمعی یا رادیکال‌شدن متفاوت باشد.

وقتی فرد چند بار مطالبه‌ای را مطرح می‌کند و هیچ تغییری نمی‌بیند، ممکن است کم‌کم به این نتیجه برسد که «من نمی‌توانم در سرنوشت خودم تأثیر بگذارم». از دیدگاه گیدنز این مسئله به مفهوم عاملیت مربوط می‌شود. انسان فقط دنبال یک نتیجه مادی نیست، می‌خواهد خودش را مؤثر هم احساس کند. وقتی تجربه‌های مکرر اجتماعی به او نشان بدهند کنشش بی‌اثر است، احساس عاملیت تضعیف می‌شود.

در این مرحله ممکن است فرد از مشارکت مدنی فاصله بگیرد و بگوید «هر کاری بکنیم فایده‌ای ندارد». این جمله از نظر جامعه‌شناسی خیلی مهم است، چون نشانه فرسایش امید اجتماعی و احساس اثرگذاری است.

اما نکته مهم این است که ناامیدی همیشه به انفعال منجر نمی‌شود. ناامیدی می‌تواند دو مسیر متفاوت ایجاد کند. یک مسیر، کناره‌گیری است و مسیر دوم تشدید کنش است. فرد می‌گوید وقتی راه‌های معمول نتیجه نداده، باید روش دیگری را انتخاب کرد. در اینجا ممکن است مطالبه از اصلاح‌خواهی محدود به سمت اعتراض شدیدتر حرکت کند. بنابراین یک جامعه می‌تواند همزمان شاهد افزایش بی‌تفاوتی و افزایش اعتراض باشد؛ این دو الزاماً متناقض نیستند.

مفهوم محرومیت نسبی هم در اینجا اهمیت دارد. در جامعه‌شناسی اعتراض فقط وضعیت واقعی افراد تعیین‌کننده نیست؛ فاصله میان آنچه افراد انتظار دارند و آنچه واقعاً دریافت می‌کنند هم مهم است. فرد ممکن است بگوید من تحصیل کردم، کار کردم و تلاش کردم اما آنچه حق خودم می‌دانستم به دست نیاوردم. در این وضعیت احساس محرومیت شکل می‌گیرد، حتی اگر آن فرد از نظر مطلق فقیر نباشد. ممکن است خودش را با گروه‌های دیگر، نسل‌های قبل یا حتی مردم دیگر جوامع مقایسه کند و احساس بی‌عدالتی داشته باشد.

از نگاه بوردیو هم اگر افراد احساس کنند میدان اجتماعی عادلانه نیست و قواعد بازی به نفع گروه‌های خاصی تنظیم شده، اعتمادشان به قواعد بازی کاهش پیدا می‌کند. اینجا دیگر مسئله فقط این نیست که «من به خواسته‌ام نرسیدم»؛ ممکن است برداشت فرد این باشد که «این سازوکار اساساً اجازه نمی‌دهد افرادی مثل من به نتیجه برسند». 

در این وضعیت احتمال تندترشدن واکنش‌ها بیشتر می‌شود. اگر فرد احساس کند مطالبه‌اش بیان شده اما شنیده نشده، پیگیری شده اما نتیجه نداده، ممکن است به این نتیجه برسد که روش‌های معمول پاسخگو نیستند. در نتیجه زبان مطالبه هم تغییر می‌کند. ابتدا می‌گوید «این سیاست را اصلاح کنید» و بعد ممکن است سؤالش این شود که «چرا اصلاً کسی صدای من را نمی‌شنود؟» یا به این نتیجه برسد که مشکل از چیزی اساسی‌تر از همان سیاست مشخص است.

به نظر من رادیکال‌شدن در برخی موارد نه در نقطه شروع، بلکه در فرایند تجربه مکرر بی‌پاسخی شکل می‌گیرد.

شبکه‌های اجتماعی هم در این میان نقش مهمی دارند. در ایران امروز فرد ناامید الزاماً به‌صورت منفرد ناامید باقی نمی‌ماند. شبکه‌های اجتماعی این امکان را به او می‌دهند که تجربه شخصی خودش را با تجربه هزاران نفر دیگر مقایسه کند. کافی است یک موبایل هوشمند داشته باشد تا خودش هم به نوعی یک انسان رسانه‌ای شود. تجربه‌ها با یکدیگر مقایسه و به اشتراک گذاشته می‌شوند و ممکن است احساس «من مشکل دارم» خیلی سریع به «ما مشکل داریم» و بعد «پس مشکل ساختاری است» تبدیل شود. این همان نقطه‌ای است که تجربه فردی می‌تواند به آگاهی جمعی و هم‌کنشی جمعی تبدیل شود.

البته اینکه فرد در مواجهه با ناامیدی کنار بکشد یا به کنش اعتراضی شدیدتر روی بیاورد، به عوامل مختلفی مثل سرمایه اجتماعی، تجربه‌های قبلی کنش جمعی، شبکه دوستان و همسالان، میزان اعتماد، احساس تبعیض، وضعیت اقتصادی، سن، تحصیلات و برداشت فرد از شرایط بستگی دارد.

بنابراین به نظر من خطر اصلی فقط خود اعتراض نیست؛ خطر بزرگ‌تر این است که مردم احساس کنند راهی برای شنیده‌شدن ندارند. 

آیا می‌شود گفت بخشی از رادیکالیسمی که امروز در جامعه می‌بینیم بیشتر نتیجه انباشت نارضایتی‌ها و شنیده‌نشدن مطالبات است تا یک گرایش سیاسی مستقل؟

رادیکالیسم همیشه یک ایدئولوژی از پیش موجود نیست. گاهی تصور می‌کنیم فرد ابتدا یک گرایش سیاسی رادیکال دارد و بعد اعتراض می‌کند، اما در بعضی شرایط مسیر می‌تواند برعکس باشد.

ممکن است فرد در ابتدا فقط یک مطالبه مشخص داشته باشد؛ مثلاً شغل ندارد، امکان ازدواج ندارد یا یک مسئله اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی دارد. وقتی بارها با بی‌پاسخی مواجه می‌شود، ابتدا ناامید می‌شود، بعد اعتمادش کاهش می‌یابد و در مرحله بعد برداشتش از علت مشکل تغییر می‌کند.

یعنی ممکن است فرد ابتدا بگوید من فقط می‌خواهم این مسئله حل شود، اما اگر چند بار تجربه کند که مسئله‌اش اساساً دیده نمی‌شود، از خودش می‌پرسد اگر این مشکل با تغییر یک سیاست حل نمی‌شود، شاید مشکل در خود سازوکار تصمیم‌گیری است. اینجاست که از مسئله خرد به سطح میانی و بعد به ساختارهای کلان می‌رسد.

بنابراین رادیکال‌شدن می‌تواند محصول تجربه اجتماعی باشد و الزاماً نقطه شروع فرد نباشد.

نظریه محرومیت نسبی هم این فرایند را توضیح می‌دهد. نارضایتی وقتی شدت پیدا می‌کند که میان انتظارات افراد و واقعیت زندگی‌شان فاصله ایجاد شود. جامعه ایران طی دهه‌های اخیر از نظر تحصیلات، شهرنشینی، آگاهی، ارتباطات جهانی، حضور در شبکه‌های اجتماعی و انتظارات نسل‌های جدید تغییرات بسیار زیادی داشته است. ممکن است مطالباتی شکل بگیرد که ساختار موجود نتواند با همان سرعت به آنها پاسخ دهد.

در نتیجه فرد مطالبه‌گر فقط از «نداشتن» ناراضی نیست؛ از فاصله میان آنچه انتظار داشته و آنچه دریافت کرده احساس نابرابری می‌کند.

از نگاه بوردیو نیز اگر افراد احساس کنند قواعد میدان اجتماعی عادلانه نیست و سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به شکل نابرابر به فرصت تبدیل می‌شود، مشروعیت قواعد بازی زیر سؤال می‌رود. 

البته نباید همه رادیکالیسم را به شنیده‌نشدن تقلیل دهیم. رادیکالیسم می‌تواند ریشه‌های دیگری هم داشته باشد؛ ایدئولوژی‌های سیاسی، بحران اقتصادی، شکاف نسلی، شبکه‌های اجتماعی، تجربه‌های نسلی، احساس بی‌عدالتی، هویت‌های جمعی، تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، رقابت میان گروه‌های سیاسی و حتی تجربه جنگ و دوران پس از جنگ هم می‌توانند تأثیرگذار باشند.

بنابراین از نظر پژوهشی بهتر است نگوییم رادیکالیسم امروز «نتیجه» شنیده‌نشدن مطالبات است؛ دقیق‌تر این است که بگوییم تجربه انباشت مطالبات و احساس بی‌پاسخی می‌تواند یکی از سازوکارهای مهم تشدید یا رادیکال‌شدن مطالبات اجتماعی باشد.

ضمن اینکه رادیکال‌شدن یک مطالبه با رادیکال‌شدن هویت سیاسی یک فرد یکسان نیست. ممکن است فرد در یک موضوع موضع بسیار تندی داشته باشد، اما در سایر حوزه‌ها چنین نباشد. این تفکیک مهم است، چون مانع برچسب‌زنی می‌شود و کمک می‌کند خود فرایندی را که به رادیکال‌شدن منجر شده بررسی کنیم.

فشار اقتصادی، فقر و نابرابری چقدر با مطالبات اجتماعی و فرهنگی گره خورده‌اند؟ آیا هنوز می‌شود اعتراض اقتصادی را از اعتراض اجتماعی و سیاسی جدا کرد؟

به نظر من در جامعه امروز ایران تفکیک کامل اعتراض اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دیگر امکان‌پذیر نیست. البته این به معنای یکی‌بودن آنها نیست. حوزه‌های متفاوتی هستند، اما به‌شدت درهم‌تنیده شده‌اند.

در ظاهر ممکن است اعتراضی با یک مسئله اقتصادی مثل گرانی، دستمزد، بیکاری، مسکن، کاهش قدرت خرید یا بالا رفتن نرخ ارز آغاز شود، اما فرد این مسائل را فقط به‌عنوان «قیمت یک کالا» تجربه نمی‌کند. آنها را در ارتباط با عدالت، منزلت، فرصت، آینده و کیفیت زندگی خودش معنا می‌کند.

مثلاً یک جوان ممکن است بگوید من تحصیل کرده‌ام اما شغل مناسب ندارم و نمی‌توانم مستقل زندگی کنم. این فقط یک مشکل اقتصادی نیست. پشت آن پرسش‌هایی درباره عدالت اجتماعی، فرصت برابر، منزلت اجتماعی، آینده نسل جوان و حتی رابطه فرد با جامعه و نهادهای رسمی شکل می‌گیرد.

فقر هم فقط کمبود درآمد نیست. وقتی فقر اقتصادی با سایر نابرابری‌ها ترکیب می‌شود و فرد پشت آن تبعیض، نابرابری فرصت و عدم امکان پیشرفت را می‌بیند، مسئله از نداشتن پول به احساس محرومیت و بی‌عدالتی تبدیل می‌شود.

مفهوم محرومیت نسبی در اینجا خیلی مهم است. فرد فقط خودش را با گذشته خود مقایسه نمی‌کند؛ با همسالان، طبقات دیگر و حتی زندگی مردم سایر کشورها، به‌خصوص از طریق شبکه‌های اجتماعی، مقایسه می‌کند.

از منظر پی‌یر بوردیو، جامعه‌شناس، نابرابری فقط اقتصادی نیست. سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی قابلیت تبدیل‌شدن به یکدیگر را دارند. بنابراین جوانی که سرمایه فرهنگی بالایی دارد، مثلاً تحصیلات دانشگاهی دارد، اما نمی‌تواند آن را به شغل، درآمد، منزلت یا موقعیت اجتماعی تبدیل کند، ممکن است احساس کند رابطه میان تلاش او و پاداش اجتماعی مختل شده است.

از سوی دیگر یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده فقر احساس منزلت و کرامت است. فردی که نمی‌تواند مسکن تهیه کند، ازدواج کند، شغل پایدار داشته باشد یا سبک زندگی مورد انتظارش را تأمین کند، ممکن است احساس کند از یک زندگی طبیعی و شایسته محروم شده است. اینجاست که مسئله اقتصادی به مسئله فرهنگی، اجتماعی و کرامت انسانی تبدیل می‌شود. به همین دلیل موضوعاتی مثل اشتغال، ازدواج، مسکن، مهاجرت، فرزندآوری، سبک زندگی و امید به آینده را نمی‌شود کاملاً از هم جدا کرد.

فقر اقتصادی همچنین می‌تواند رابطه فرد با سیاست را تغییر دهد. وقتی مردم احساس می‌کنند سیاست‌های عمومی مستقیماً بر زندگی روزمره آنها اثر دارد، اقتصاد وارد حوزه سیاست می‌شود. تورم باعث کاهش قدرت خرید می‌شود، بعد کیفیت زندگی پایین می‌آید، احساس بی‌عدالتی بیشتر می‌شود و در نهایت ممکن است بی‌اعتمادی به سیاست‌گذار شکل بگیرد.

احساس اینکه اعتراض و مطالبه‌گری نتیجه‌ای ندارد، یکی از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند نارضایتی پراکنده را به ناامیدی و بی‌اعتمادی و در برخی شرایط به واکنش‌های تندتر اجتماعی تبدیل کند. البته این رابطه قطعی و خطی نیست. هر فرد ناامیدی الزاماً رادیکال نمی‌شود. واکنش افراد می‌تواند از کناره‌گیری و بی‌تفاوتی تا مهاجرت، اعتراض، کنش جمعی یا رادیکال‌شدن متفاوت باشد

در اینجا یک مسئله اقتصادی تبدیل به مسئله اعتماد سیاسی می‌شود. اگر مردم احساس کنند مشکلات اقتصادی مزمن شده و سیاست‌گذاری قادر به حل آنها نیست، پرسش اقتصادی می‌تواند به پرسش گسترده‌تری درباره کارآمدی و پاسخگویی نهادها تبدیل شود.

اما در طرف مقابل هم باید مراقب باشیم همه اعتراض‌ها را اقتصادی ندانیم یا هر اعتراض اقتصادی را الزاماً سیاسی و فرهنگی تفسیر نکنیم. بسیاری از مطالبات اجتماعی، به‌خصوص در حوزه زنان، سبک زندگی، حقوق فردی، هویت و کرامت، منطق و ریشه مستقل خودشان را دارند. نمی‌توان گفت چون مردم مشکلات اقتصادی دارند، پس همه مطالبات فرهنگی آنها محصول فقر است.

بهتر است بگوییم اقتصاد یکی از مهم‌ترین بسترهایی است که مطالبات اجتماعی و سیاسی در آن شکل می‌گیرند یا به آن پیوند می‌خورند.

در نتیجه ما در جامعه ایران با یک «زنجیره مطالبات» روبه‌رو هستیم؛ در میدان اقتصاد فقر، تورم، بیکاری، مسکن و دستمزد قرار دارد؛ در میدان اجتماع نابرابری، تبعیض، کاهش منزلت و کاهش سرمایه اجتماعی؛ در میدان فرهنگ، سبک زندگی، هویت، ارزش‌ها و مطالبات نسل جدید؛ در میدان سیاست، اعتماد، مشارکت، پاسخگویی و احساس اثرگذاری؛ و شبکه‌های اجتماعی هم امکان مقایسه‌گری و آگاهی از تجربه دیگران را افزایش داده‌اند.

این میدان‌ها برای فرد جدا از هم تجربه نمی‌شوند. همه آنها در زندگی روزمره به یک تجربه واحد تبدیل می‌شوند.

امروز خیلی از مطالبات مردم ایران به هم متصل شده‌اند و اگر بخواهم در یک عبارت بگویم، با درهم‌تنیدگی مطالبات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و هویتی مواجهیم. البته هر حوزه ریشه خود را هم دارد، اما اقتصاد می‌تواند این مطالبات را تشدید کند و آنها را بیشتر به هم پیوند بزند.

اعتماد فقط با سخنرانی مسئولان بازسازی نمی‌شود

اگر این روند ادامه پیدا کند، چه پیامد اجتماعی‌ای خواهد داشت و برای کم‌کردن این فاصله، حاکمیت باید از کجا شروع کند؟

اگر روند انباشت مطالبات، فشار اقتصادی، کاهش اعتماد و احساس شنیده‌نشدن ادامه پیدا کند، مهم‌ترین پیامد آن فقط افزایش اعتراض نیست. شاید مسئله مهم‌تر، فرسایش تدریجی سرمایه اجتماعی و رابطه میان جامعه و نهادهای رسمی باشد.

بخشی از جامعه احساس می‌کند انتظارات و مطالباتش تغییر کرده، اما ساختارهای پاسخگو متناسب با آن تغییر نکرده‌اند. بنابراین فقط با «نارضایتی» مواجه نیستیم؛ یک شکاف میان انتظارات اجتماعی و امکان تحقق آنها به وجود آمده است

این فرایند در گروه‌های مختلف به شکل‌های متفاوت بروز پیدا می‌کند. نخستین پیامد، فرسایش اعتماد است. وقتی مردم چند بار تجربه کنند مشکلاتشان حل نمی‌شود یا صدایشان در تصمیم‌گیری‌ها اثر ندارد، ممکن است به‌تدریج اعتمادشان را نه فقط به یک سیاست خاص، بلکه به کارآمدی نهادها از دست بدهند.

در چنین شرایطی حتی سیاست‌های درست هم ممکن است با بدبینی مواجه شوند، چون دیگر مسئله فقط این نیست که یک تصمیم درست است یا غلط؛ سؤال این است که چه کسی تصمیم می‌گیرد و آیا اساساً می‌توان به او اعتماد کرد. از دید جامعه‌شناسی اینجا با کاهش سرمایه اجتماعی مواجه هستیم.

پیامد دیگر گسترش کناره‌گیری اجتماعی است. واکنش همه مردم به نارضایتی اعتراض نیست. بخشی ممکن است بگویند کاری از دست ما برنمی‌آید و بهتر است فقط به زندگی خودمان برسیم. این وضعیت شاید در کوتاه‌مدت آرام به نظر برسد، اما در بلندمدت می‌تواند به کاهش مشارکت اجتماعی، سیاسی و مدنی و در نهایت کاهش سرمایه اجتماعی منجر شود.

بنابراین جامعه‌ای که ظاهراً ساکت است الزاماً جامعه رضایتمندتری نیست. ممکن است وضعیت شبیه جرقه‌ای باشد که زیر خاکستر باقی مانده است.

پیامد دیگر تشدید شکاف نسلی است. اگر نسل‌های جدید احساس کنند زبان، ارزش‌ها و مطالباتشان توسط ساختارهای رسمی به رسمیت شناخته نمی‌شود، شکاف نسلی افزایش پیدا می‌کند. اینجا دیگر فقط اختلاف سلیقه نیست؛ ممکن است شکافی در تعریف «آینده مطلوب جامعه» شکل بگیرد.

نسل جوان درباره آزادی، مشارکت، شغل، سبک زندگی، جنسیت و ارتباط با جهان انتظارات متفاوتی دارد. اگر گفت‌وگویی میان این دو جهان شکل نگیرد، سوءتفاهم و بی‌اعتمادی بیشتر می‌شود. مسئله مهم این است که ما الان در خانواده، آموزش، فرهنگ و سیاست با ضعف گفت‌وگو مواجه هستیم.

پیامد دیگر خروج سرمایه انسانی است. وقتی فرد احساس کند در جامعه خودش امکان تحقق استعدادها و آرزوهایش محدود است، یکی از واکنش‌هایش می‌تواند مهاجرت باشد. در این حالت جامعه فقط نیروی کار از دست نمی‌دهد؛ سرمایه انسانی، فرهنگی و تخصصی را هم از دست می‌دهد. برای بخشی از افراد، مهاجرت فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ واکنشی به مجموعه‌ای از مسائل اقتصادی، اجتماعی، حرفه‌ای و مربوط به آینده است.

پیامد دیگر می‌تواند رادیکال‌شدن بخشی از مطالبات باشد. اگر کانال‌های نهادی برای بیان مطالبات از دید جامعه ضعیف و ناکارآمد تلقی شوند، بخشی از جامعه ممکن است به این نتیجه برسد که روش‌های معمول اصلاً جواب نمی‌دهند. ممکن است حرکت از مطالبه به اعتراض، از اعتراض به ناامیدی و بی‌اعتمادی و در مواردی به رادیکال‌ترشدن واکنش‌ها شکل بگیرد.

البته این یک احتمال اجتماعی است، نه یک سرنوشت قطعی. اگر سیاست درست در قبال جامعه اتخاذ شود، این مسیر قابل تغییر است.

اما اینکه ساختار حکمرانی از کجا باید شروع کند؟ به نظر من اولین قدم نه یک طرح اقتصادی است و نه یک شعار سیاسی؛ باید رابطه را درست کرد. یعنی رابطه و اعتماد جامعه باید بازسازی شود.

اول باید شنیدن واقعی اتفاق بیافتد، نه صرفاً شنیدن نمادین. جامعه باید احساس کند مطالبه‌اش فقط شنیده نمی‌شود، بلکه در فرایند تصمیم‌گیری هم اثر می‌گذارد. این یعنی تقویت واقعی تشکل‌های صنفی و مدنی، انجمن‌های حرفه‌ای، رسانه‌های مسئول و مستقل، گفت‌وگوی اجتماعی و نهادهای واسط میان دولت و جامعه. باید امکان نقد سیاست‌ها وجود داشته باشد بدون اینکه هر نقدی به تقابل تعبیر شود.

از نظر پژوهشی بهتر است نگوییم رادیکالیسم امروز «نتیجه» شنیده‌نشدن مطالبات است؛ دقیق‌تر این است که بگوییم تجربه انباشت مطالبات و احساس بی‌پاسخی می‌تواند یکی از سازوکارهای مهم تشدید یا رادیکال‌شدن مطالبات اجتماعی باشد. ضمن اینکه رادیکال‌شدن یک مطالبه با رادیکال‌شدن هویت سیاسی یک فرد یکسان نیست. ممکن است فرد در یک موضوع موضع بسیار تندی داشته باشد، اما در سایر حوزه‌ها چنین نباشد

این مسئله به عاملیت اجتماعی هم مربوط است. مردم باید احساس کنند کنششان می‌تواند در ساختن آینده تأثیرگذار باشد.

قدم دیگر حل مسائل ملموس اقتصادی است. اعتماد جامعه فقط با سخنرانی مسئولان بازسازی نمی‌شود. وقتی مردم با تورم، گرانی، خالی‌ترشدن سفره‌ها، بیکاری، ناامنی شغلی و کاهش قدرت خرید مواجه‌اند، نخستین نشانه تغییر باید در زندگی روزمره و سر سفره آنها قابل مشاهده باشد. سیاست اقتصادی باید از اقدامات کوتاه‌مدت و مقطعی عبور کند و به سمت کاهش ناامنی اقتصادی و افزایش امکان پیش‌بینی زندگی حرکت کند.

مسئله دیگر مقابله جدی با تبعیض و ایجاد احساس عدالت است. جامعه فقط دنبال افزایش درآمد نیست؛ می‌خواهد مطمئن شود قواعد بازی برای همه یکسان است. مردم باید شفافیت و مقابله با رانت را ببینند، دسترسی برابر به فرصت‌ها را در اشتغال و زندگی واقعی تجربه کنند و شایسته‌سالاری و پاسخگویی نهادها برایشان ملموس باشد.

همچنین باید تفاوت‌های اجتماعی و نسلی به رسمیت شناخته شوند. جامعه ایران یکدست نیست. اقوام مختلف، زنان و مردان، جوانان و سالمندان، طبقات مختلف، شهرها و مناطق مختلف و گروه‌های فرهنگی متفاوت مطالبات یکسانی ندارند. سیاست‌گذاری مؤثر باید این تکثر اجتماعی را بپذیرد. نمی‌شود برای چنین جامعه‌ای یک نسخه واحد پیچید.

اما در سطح عمیق‌تر، مسئله فقط حل چند مشکل اقتصادی و اجتماعی نیست. ما نیاز به بازسازی رابطه دولت و جامعه و در واقع بازنگری در قرارداد اجتماعی داریم.

قرارداد اجتماعی یعنی مردم بگویند من قانون‌پذیری، مشارکت، مسئولیت اجتماعی و وظایف خودم را می‌پذیرم و در مقابل انتظار دارم دولت امنیت، عدالت، فرصت، خدمات عمومی، پاسخگویی و امکان مشارکت را فراهم کند. هرچه این رابطه متوازن‌تر باشد، سرمایه اجتماعی نیز افزایش پیدا می‌کند.

بزرگ‌ترین خطر این است که فاصله مردم و ساختار فقط به صورت اعتراض سیاسی دیده شود. بعضی افراد اعتراض می‌کنند، بعضی کاملاً کنار می‌کشند و بعضی مهاجرت می‌کنند. بنابراین نباید فقط زیادشدن یا کم‌شدن اعتراض خیابانی را معیار قرار دهیم؛ فرسایش سرمایه اجتماعی می‌تواند بسیار عمیق‌تر باشد.

به نظر من حاکمیت برای کم‌کردن فاصله با جامعه باید از شنیده‌شدن واقعی مردم شروع کند؛ یعنی مردم احساس کنند اعتراض و مطالبه آنها واقعاً می‌تواند در تصمیم‌گیری اثر داشته باشد. بعد باید سراغ مسائل اقتصادی ملموس مثل تورم، اشتغال، مسکن و نابرابری رفت.

اما در کنار اقتصاد، عدالت، شفافیت و کرامت اجتماعی هم اهمیت زیادی دارند. اگر فقط مشکل اقتصادی تا حدی حل شود، اما مردم همچنان احساس کنند صدایشان شنیده نمی‌شود، مسئله فقدان اعتماد باقی خواهد ماند.

راه اصلی این است که رابطه یک‌طرفه دولت و جامعه به رابطه‌ای مبتنی بر گفت‌وگو، پاسخگویی و مشارکت بر بستر اعتماد تبدیل شود. مسئله‌ای که امروز با آن مواجهیم فرسایش سرمایه اجتماعی است و به همین دلیل بازسازی این رابطه و بازسازی قرارداد اجتماعی اهمیت اساسی دارد.

  کپی شد







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026
آمریکایی‌ها بیشتر از ما به پایان این شرایط نیاز دارند/ وزیر خزانه‌انه‌داری رجزخوانی می‌کند؛ دیگر چه کاری مانده که انجام نداده‌اید؟
سایت تابناک

آمریکایی‌ها بیشتر از ما به پایان این شرایط نیاز دارند/ وزیر خزانه‌انه‌داری رجزخوانی می‌کند؛ دیگر چه کاری مانده که انجام نداده‌اید؟

همتی رئیس کل بانک مرکزی افزایش قیمت دلار در بازار آزاد را متأثر از فضای روانی و تبلیغاتی دانست و گفت: اقتصاد ایران از شرایط سخت عبور خواهد کرد؛ بر این باورم...
سنجش و کنکور در خدمت مؤسسات پولی-آموزشی/ حرکت آهسته و پیوسته علیه مدرسه
سایت تابناک

سنجش و کنکور در خدمت مؤسسات پولی-آموزشی/ حرکت آهسته و پیوسته علیه مدرسه

آیا افزایش مصنوعی پیچیدگی سوالات کنکور، پاسخی به نیاز‌های واقعی سنجش است یا بازتابی از ناهماهنگی میان سیاست‌گذاری آموزشی و زیست‌جهان دانش‌آموزان؟
سایت ایران آنلاین

از چنگیز وثوقی چه خبر؟

ایران آمادگی کامل برای مهار فشارها دارد؟
سایت ایران اکونمیست

ایران آمادگی کامل برای مهار فشارها دارد؟

با فشار اقتصادی چند برابری، خوش‌خیالی مسئولان و جیب خالی مردم، یا با این به اصطلاح بزرگ‌ترین تهاجم مالی تاریخ چه کار کنیم...
سایت رکنا

عکس / سفر در زمان «لیلا فروهر» در 10 سالگی و در نمایی از فیلم سلطان قلب ها؛ سال 47

موبایل و تبلت چه اثری بر روان کودک دارند؟ راهنمای مدیریت زمان صفحه‌نمایش
روزنامه هفت صبح

موبایل و تبلت چه اثری بر روان کودک دارند؟ راهنمای مدیریت زمان صفحه‌نمایش

مطالعه جدید فنلاندی نگاه جالبی به رابطه میان صفحه‌نمایش و رشد شناختی کودکان ارائه می‌دهد، اما نباید از آن نتیجه گرفت که هرچه کودک بیشتر با موبایل و تبلت کار کند، ذهن قوی‌تری خواهد داشت.
رازهای زیبایی زنان خاورمیانه؛ ترفندهای سنتی برای پوست، مو و ظاهری شاداب
روزنامه هفت صبح

رازهای زیبایی زنان خاورمیانه؛ ترفندهای سنتی برای پوست، مو و ظاهری شاداب

ترفندهای زیبایی خاورمیانه ترکیبی از سنت، فرهنگ و استفاده از مواد طبیعی هستند؛ از حنا و روغن زیتون گرفته تا عسل، رایحه‌های گیاهی و سبک‌های خاص آرایش چشم.
         
خانواده در نقش پرستار | هزینه‌های سنگین درمان
روزنامه هفت صبح

خانواده در نقش پرستار | هزینه‌های سنگین درمان

من یک کارمند ساده‌ام. هزینه دارو یک طرف و هزینه بیمارستان یک طرف دیگر. برای اینکه درمان دخترش متوقف نشود، خانه‌شان را فروخته است
مدرسه‌ای به اندازه یک محله
روزنامه هفت صبح

مدرسه‌ای به اندازه یک محله

مدرسه‌های جدید قرار است علاوه بر آموزش بخشی از نیازهای فرهنگی، ورزشی و مهارتی محله‌ها را پاسخ دهند
سایت اقتصاد ۲۴

ترامپ این جمله قالیباف را منتشر کرد؛ «ما گرسنه هستیم و توان ایستادگی نداریم

سایت اقتصاد ۲۴

فیلم/ نتانیاهو شماره موبایل خود را منتشر کرد

شش ماه پس از جنگ؛ مسکن از کدام بازارها جلو زد و در کدام شهر ها بیشتر رشد کرد؟
سایت اکوایران

شش ماه پس از جنگ؛ مسکن از کدام بازارها جلو زد و در کدام شهر ها بیشتر رشد کرد؟

این روزها انتخاب نوع سرمایه گذاری به یکی از دغدغه های مهم برای حفظ ارزش دارایی ها تبدیل شده است . جنگ نیز شرایط اقتصادی را تغییر داد و بازارهای مختلف را تحت تأثیر قرار داد. حالا با گذشت نزدیک به شش ماه از آغاز جنگ ۴۰روزه، بررسی کرده‌ایم که از ۸ اسفند ۱۴۰۴ یعنی درست روز قبل از آغاز رسمی آتش جنگ تا ۳۱ …
         
بنزین در دوراهی قیمت و اصلاح ساختار؛ نسخه سیاست‌گذار برای ناترازی چیست؟
سایت اکوایران

بنزین در دوراهی قیمت و اصلاح ساختار؛ نسخه سیاست‌گذار برای ناترازی چیست؟

اکوایران: پرونده بنزین بار دیگر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاست‌گذاری اقتصادی دولت تبدیل شده است؛ چالشی که یک سوی آن با رشد مصرف، ناترازی تولید و مصرف، قاچاق و هزینه‌های فزاینده تأمین سوخت گره خورده و سوی دیگر آن به تورم، معیشت خانوارها و تبعات اجتماعی افزایش قیمت بازمی‌گردد. گفت‌وگو با چند نماینده …
سایت دیدبان ایران

قالیباف: «Make America Hungry Again»؛ آمریکا را دوباره گرسنه می‌کنیم!

خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ رویای ۹ تریلیون دلاری سعودی؛ آینده «نئوم» چه شد؟

خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ ۱۰ باور سلامتی که احتمالاً درست نیستند

مصائب پزشکان؛ آنچه از دور پیدا نیست
خبرگزاری ایسنا

مصائب پزشکان؛ آنچه از دور پیدا نیست

هر چند از دور به نظر نمی‌آید اما پزشکان و متخصصان چه در بخش دولتی چه در بخش خصوصی با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند. تاخیر پرداخت حقوق پزشکان دولتی تا هشت ماه و افزایش سالانه تعرفه‌ها و مشکلات پرداختی بیمه‌ها در بخش خصوصی و وضعیت تورم، کار پزشکان را سخت کرده است.
سپاهان، تیمی برای قهرمانی یا فقط مدعی بودن؟
خبرگزاری ایسنا

سپاهان، تیمی برای قهرمانی یا فقط مدعی بودن؟

شکست برابر استقلال و تراکتور در هفته‌های دوم و سوم لیگ برتر، بار دیگر ضعف سپاهان در بازی‌های بزرگ را نمایان کرد؛ تیمی که در سال‌های اخیر هزینه زیادی برای ساختن یک تیم مدعی قهرمانی کرده اما همچنان نه در زمین راه‌حل مشخصی برای عبور از رقیبان اصلی دارد و نه در نقل‌وانتقالات توانسته نقاط ضعف خود را به‌طور …
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ ماجرای سهم ۱۱ درصدی ایران از دریای خزر چیست؟

دکتر مؤمنی و دریاچهٔ یخ‌زده!
سایت هم میهن

دکتر مؤمنی و دریاچهٔ یخ‌زده!

ما همه از محدودیت‌ها و تنگناهای دستگاه اجرایی کشور برای عملی کردن برنامه‌های خود خبر داریم، اما دولت آقای پزشکیان در وضعیتی کاملاً بی‌سابقه قرار گرفته است.
مطالعه‌ای درباره بیماری کندن خودخواسته مو!
سایت عصرایران

مطالعه‌ای درباره بیماری کندن خودخواسته مو!

یک مطالعه جدید توضیح می‌دهد که چرا مردم احساس می‌کنند مجبورند موهای خود را بکنند.
پزشکان آینده قربانی وابستگی به هوش مصنوعی می‌شوند؟
سایت هم میهن

پزشکان آینده قربانی وابستگی به هوش مصنوعی می‌شوند؟

گسترش استفاده از هوش مصنوعی در آموزش پزشکی، نگرانی‌هایی درباره تاثیر این فناوری بر توانایی دانشجویان و پزشکان آینده برای استدلال مستقل و تصمیم‌گیری بالینی ایجاد کرده به‌طوری‌که کارشناسان هشدار دادند اتکای بیش از حد به ابزارهای هوش مصنوعی ممکن است باعث شود دانشجویان پزشکی برخی مهارت‌های اساسی را که برای …
مسئولیت بر دوش جنوب جهانی
سایت هم میهن

مسئولیت بر دوش جنوب جهانی

در مورد نقض‌های فاحش کنوانسیون‌های ژنو، موضوع صرفاً یک اختیار نیست، بلکه یک تکلیف است: دولت‌ها مکلف‌اند مظنونان را شناسایی و جست‌وجو کنند و یا آنان را مورد تعقیب کیفری قرار دهند یا مسترد کنند
آناتومی خشم و رسانه
سایت هم میهن

آناتومی خشم و رسانه

سیم ضامن اثری هوشمندانه، گزنده و از نظر فرمی منسجم است که نشان از تسلط مداوم گاس ون سنت بر سینمای شخصیت‌محور و اجتماعی دارد.
دشمن را از ضعف خود خبر‌دار نکنید
سایت روزنو

دشمن را از ضعف خود خبر‌دار نکنید

‌نمی‌شود که از یک سو هر نوع انذار راجع به کمبود منابع و تأثیر جنگ و تحریم‌ها و محاصرهٔ اقتصادی بر زندگی مردم را فرستادن پالس ضعف به دشمن دانست، اما از سوی...
    
بشکه‌ها راه خروج ندارند
سایت هم میهن

بشکه‌ها راه خروج ندارند

وقتی شریان ارزی کشوری که بودجه‌اش به بوی نفت معتاد است قطع می‌شود، بحران انرژی می‌تواند به سونامی تورم، اختلال در واردات و فرسایش معیشت بدل شود.
برتری تاکتیکی هرگز نمی‌تواند بی‌کفایتی راهبردی را جبران کند
سایت هم میهن

برتری تاکتیکی هرگز نمی‌تواند بی‌کفایتی راهبردی را جبران کند

هیچ میزان از برتری فنی نمی‌تواند بی‌کفایتی راهبردی ناشی از مطالبه انجام امور ناممکن از ارتش را جبران کند.
سال ۱۹۳۸ است، و ترامپ هیتلر است!
سایت هم میهن

سال ۱۹۳۸ است، و ترامپ هیتلر است!

شباهت فقط در شخص خلاصه نمی‌شود؛ در روش نیز دیده می‌شود: جایگزین کردن اجبار به جای توافق، بی‌اعتنایی به قواعد حقوقی که قدرت را محدود می‌کنند، و استفاده از تهدید نابودی یک ملت به‌عنوان اهرمی در مذاکره.
سیف تبریزی: چرا باید اهرم‌های ایران در خزر را با دست خود واگذار کنیم؟
خبرگزاری مهر

سیف تبریزی: چرا باید اهرم‌های ایران در خزر را با دست خود واگذار کنیم؟

کارشناس مسائل قفقاز با انتقاد از روند تصویب کنوانسیون حقوقی دریای خزر، نسبت به پیامدهای حقوقی، امنیتی و ژئوپلیتیکی آن برای ایران هشدار داد.
سایت فرارو

مکرون و بن سلمان در اختتامیه جام جهانی ورزش‌های الکترونیکی

سایت فرارو

ویدیو؛ ورود مفتی سابق سوریه به قفس

چرا نقش قهرمان دختر در ادبیات نوجوان کمرنگ است؟
خبرگزاری مهر

چرا نقش قهرمان دختر در ادبیات نوجوان کمرنگ است؟

نویسنده کتاب «گلادیمر» گفت: با انتخاب یک دختر نوجوان به‌عنوان شخصیت اصلی داستان، تلاش کردم خلأ حضور قهرمانان دختر در ادبیات نوجوان را جبران کنم و نقش و اثرگذاری آن‌ها را در جامعه نشان دهم.
یک قرن زیستن در محضر خنده؛ محمد خرمشاهی راویِ روزگارِ تلخ و شیرین
خبرگزاری مهر

یک قرن زیستن در محضر خنده؛ محمد خرمشاهی راویِ روزگارِ تلخ و شیرین

محمد خرمشاهی، طنزپرداز و روزنامه‌نگاری است که با نزدیک به یک قرن حضور در مطبوعات و برنامه‌های رادیویی، آینه‌ای از دردها و شادی‌های مردم بود و با زبانی طناز، کام جامعه را شیرین می‌کرد.
«اعتراف می‌کنم» از کلیشه‌های پلیسی فاصله دارد؛ نقش پررنگ زنان در سریال
خبرگزاری مهر

«اعتراف می‌کنم» از کلیشه‌های پلیسی فاصله دارد؛ نقش پررنگ زنان در سریال

یک منتقد سینما با اشاره به کلیشه های سریال های پلیسی در سال های اخیر بیان کرد که سریال «اعتراف می‌کنم» از این آثار متفاوت است.
سایت فرارو

همخوانی تصنیف «امشب شب مهتابه» توسط هنرمندان پیشکسوت

نگاهی به‌ «ادیسه» تازه‌ترین تجربه عظیم کریستوفر نولان‌
روزنامه هفت صبح

نگاهی به‌ «ادیسه» تازه‌ترین تجربه عظیم کریستوفر نولان‌

«ادیسه» در بهترین لحظاتش یک نمایش سینمایی خیره‌کننده و در ضعیف‌ترین بخش‌هایش حماسه‌ای گرفتار عظمت خودش است
سایت اعتماد آنلاین

کشف جسد دو مرد که با شلیک گلوله کشته شدند

سایت فرارو

ادعای ابوالقاسم طالبی درباره پرونده هلدینگ یاس و قالیباف: سردار سردار نکنید! نیستش!!

سایت فرارو

انتقاد یک مداح به دلار ۲۰۲ هزار تومانی/ مسئول حل بحران کیه؟

سایت فرارو

صفر تا ۱۰۰ ماجرای تراستی‌های نفتی

منظور بسنت از « Economic D-Day» چه بود؟
سایت فرارو

منظور بسنت از « Economic D-Day» چه بود؟

در ادبیات نظامی آمریکا از اصطلاح D-Day برای اشاره به زمان انجام یک حمله بزرگ در جنگ استفاده می‌شود. اما این اصطلاح بیش از آن که با معنای تخصصی‌اش شناخته شود، به عملیاتی مهم در تاریخ جنگ جهانی دوم اشاره دارد.
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بازیگر مطرح پس از باران: من پول غذا ندارم، هفته ای چهار وعده غذا می خورم! | ببینید

حق با کیست/ «پروندۀ پژمان جمشیدی» و «ملیکا پارسادوست» در دادگاه افکار عمومی
سایت عصرایران

حق با کیست/ «پروندۀ پژمان جمشیدی» و «ملیکا پارسادوست» در دادگاه افکار عمومی

قرار نیست محکمۀ موازی تشکیل شود. کار جامعۀ مدنی، شنیدن، پرسش‌گری و بسط موضوع است. تشخیص مسئولیت کیفری را باید به نظام قضایی سپرد. ضرورت شنیدنِ روایت زنان با...
سایت رکنا

پدرکشی تلخ در پیروزی تهران / پسر بی مهابا 5 ضربه چاقو زد + جزییات

زنگ خطر برای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای
سایت ایران آنلاین

زنگ خطر برای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای

رسانه قرار است آینه باشد، نه آینه‌ای که فقط زشتی‌ها را بزرگ‌نمایی کند، بلکه آینه‌ای که واقعیت را همان‌گونه که هست پیش روی جامعه بگذارد. مسأله اما از جایی آغاز می‌شود که رسانه، به جای آنکه ابزار کشف حقیقت و مطالبه‌گری عمومی باشد، به ابزار معامله تبدیل شود، جایی که خبر نه برای آگاهی‌بخشی، بلکه برای فشار …
گره اصلی در واشنگتن است/ میانجی‌ها به جای تهران، باید آمریکا را قانع کنند/ نادیده گرفتن فشارهای اقتصادی به صلاح آینده کشور نخواهد بود
سایت فرارو

گره اصلی در واشنگتن است/ میانجی‌ها به جای تهران، باید آمریکا را قانع کنند/ نادیده گرفتن فشارهای اقتصادی به صلاح آینده کشور …

یک تحلیلگر سیاست خارجی با اشاره به سفر فیلد مارشال عاصم منیر به تهران تأکید کرد که سفر فرمانده ارتش پاکستان نشانه حسن نیت اسلام‌آباد برای تنش‌زدایی منطقه‌ای است، اما گره اصلی در واشنگتن قرار دارد، نه تهران. بنابراین میانجی‌ها باید توان خود را صرف قانع‌کردن کاخ سفید و مهار سیاست فشار اقتصادی کنند.
جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران؛ همه چیز به رفتار چین بستگی دارد
سایت عصرایران

جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران؛ همه چیز به رفتار چین بستگی دارد

ترامپ پیش از این تحریم‌هایی را علیه پالایشگاه‌های به اصطلاح قوری چین - کارخانه‌های مستقل کوچک تا متوسط که نفت ایران را فرآوری می‌کنند - اعمال کرده بود. ا...
         
علیرضا بیرانوند؛ به چه درد نظام وظیفه و خدمت سربازی می‌خورَد؟
سایت عصرایران

علیرضا بیرانوند؛ به چه درد نظام وظیفه و خدمت سربازی می‌خورَد؟

اگر سربازی رفتن او سایه جنگ را دور و ارز را ارزان و خودرو را سهل الوصول و ازدواج را ممکن می کند، برود! ما که بخیل نیستیم اما تو را به خدا سربازی رفتن آدم مشه...
خواسته ایران تأمل بیشتر عراق در خلع سلاح گروه‌های مقاومت است/ پیشنهاد واشنگتن برای همکاری اقتصادی ایران، عراق و آمریکا
سایت تابناک

خواسته ایران تأمل بیشتر عراق در خلع سلاح گروه‌های مقاومت است/ پیشنهاد واشنگتن برای همکاری اقتصادی ایران، عراق و آمریکا

شاهرخی گفت: تقویت اقتصاد استان‌های ایران و عراق مستلزم کاهش بروکراسی اداری و جلوگیری از معطلی استان‌ها در دریافت مجوز‌های تجاری توسط مراکز سیاسی است. لذا، اع...
سایت تابناک

رئیس دفتر رئیس جمهور:کاهش سهمیه بنزین قطعی است

روایت اژه‌ای از یک مورد تاسف‌آور درباره تراستی‌ها
سایت تابناک

روایت اژه‌ای از یک مورد تاسف‌آور درباره تراستی‌ها

وضعیت تولید، قیمت و مصرف حامل‌های انرژی و مشخصاً بنزین، مطلوب نیست و نیازمند اصلاح در این فقره هستیم، تقریباً یک اجماع میان متخصصان و دست‌اندرکاران امر وجود...
سایت تابناک

آیا حیوانات واقعا فکر می‌کنند؟

سایت تابناک

افشاگری معاون پزشکیان: شیشه‌هایم را خرد می‌کنند!

پای امارات به دلار ۲۰۰ هزار تومانی باز شد!!!
سایت تابناک

پای امارات به دلار ۲۰۰ هزار تومانی باز شد!!!

«بر اساس اطلاعات مطرح‌شده، بسته جدید فشار‌های تحریمی که از امروز آغاز می‌شود، به‌طور مشخص می‌تواند با هدف ایجاد اختلال در این حساب‌ها و شبکه پرداخت مرتبط با...
         
سایت تابناک

تصاویر بمباران تاسیسات اتمی سوریه توسط اسرائیل

بازار در تسخیر هیجان - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

بازار در تسخیر هیجان - سایت خبری اقتصاد پویا

حسین کریمی در چنین شرایطی، مردم احساس می‌کنند اگر امروز خرید نکنند، فردا باید همان کالا را با قیمت بالاتری تهیه کنند. همین تصور ساده می‌تواند موجی از تقاضا ایجاد کند که خود به افزایش قیمت و تشدید هیجان بازار منجر شود.این پدیده در بازارهایی مانند طلا، ارز، خودرو، مسکن و حتی برخی کالاهای مصرفی [ ]
اقتصاد در محاصره شوک‌های هزینه‌ای - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

اقتصاد در محاصره شوک‌های هزینه‌ای - سایت خبری اقتصاد پویا

کریمی/ مسئله اصلی این است که اقتصاد ایران همزمان با دو نوع فشار مواجه است. از یک سو، عوامل پولی و تقاضایی مانند رشد نقدینگی، کسری بودجه و ناترازی بانک‌ها به افزایش سطح عمومی قیمت‌ها کمک می‌کنند و از سوی دیگر، شوک‌های سمت عرضه هزینه تولید و توزیع کالا را بالا می‌برند. زمانی که این [ ]
ماجرای عجیب تعطیلی برخی پمپ‌بنزین‌ها در تهران!
سایت تابناک

ماجرای عجیب تعطیلی برخی پمپ‌بنزین‌ها در تهران!

گزارش‌های دریافتی از مخاطبان تابناک از بسته بودن یا اختلال در فعالیت شماری از جایگاه‌های سوخت در نقاط مختلف تهران حکایت دارد؛ از شرق پایتخت تا جنوب تهران.
سایت رویداد‌ ۲۴

ببینید اژه‌ای: تهدید به تحریم می‌کنند؛ مگر تا الان تحریم نکرده بودند؟

سهمیه بنزین کمتر، قیمت بالاتر؛ دولت در مسیر آزادسازی سوخت؟
سایت رویداد‌ ۲۴

سهمیه بنزین کمتر، قیمت بالاتر؛ دولت در مسیر آزادسازی سوخت؟

کاهش سهمیه بنزین و اظهارات تازه دولت، بار دیگر احتمال تغییر مدل سهمیه‌بندی و حرکت به سمت «بنزین برای هر کد ملی» را جدی کرده است؛ طرحی که قرار است یارانه سوخت را عادلانه‌تر کند، اما می‌تواند همزمان قیمت بنزین و هزینه معیشت خانوار‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.