ریحانه هاشم زاده، خبرنگار ایران، پاکدشت/ شهر، پیش از آنکه مجموعهای از خیابان و خانه و کارخانه باشد، مجموعهای از انسانها و امیدهای آنهاست.
پاکدشت نیز سالهاست در مسیر رشد و دگرگونی حرکت میکند؛ شهری با جمعیت، فعالیت اقتصادی، ظرفیتهای صنعتی و کشاورزی و مردمی که هر روز به آن زندگی تازهای میبخشند. اما درست در همین نقطه، یک پرسش جدی شکل میگیرد: آیا زیرساختها و فرصتهای زندگی نیز همپای رشد شهر پیش آمدهاند؟
این پرسش، شاید از دهها سؤال پراکنده مهمتر باشد؛ زیرا مسئلهی یک شهر همیشه این نیست که «چه چیزی ندارد»؛ گاهی مسئله این است که آنچه دارد، متناسب با سرعت رشدش توسعه پیدا نکرده است.
خانه ساخته میشود؛ اما آیا مدرسه هم به همان نسبت ساخته شده است؟ جمعیت افزایش پیدا میکند؛ اما آیا شبکهی آب، حملونقل، خدمات درمانی، فضاهای فرهنگی، ورزشی و تفریحی نیز متناسب با آن توسعه یافتهاند؟ شهر گسترش پیدا میکند؛ اما آیا فرصتهایش نیز گستردهتر میشوند؟ اینجاست که مفهوم توسعه، از ساختوساز جدا میشود. بزرگ شدن شهر، الزاماً به معنای توسعهیافتن آن نیست.
شهری ممکن است هر روز ساختمانهای بیشتری در خود جای دهد، اما اگر مدرسه، آب، حملونقل، فضای سبز، فرهنگ، ورزش و فرصتهای انسانی همپای آن رشد نکنند، در حقیقت تنها «وسعت» پیدا کرده است، نه لزوماً «کیفیت».
یکی از روشنترین نشانههای این مسئله، آموزش است. هر محلهای که ساخته میشود، تنها به خیابان و خانه نیاز ندارد؛ به مدرسه نیاز دارد. چون خانه، محل زندگی امروز است و مدرسه، محل ساختن فرداست.
در گزارشهای مربوط به توسعهی مسکن در استان تهران، مسئلهی پیشبینینشدن فضای آموزشی متناسب با برخی پروژههای مسکن، بهطور جدی مطرح شده است. این موضوع برای مناطقی مانند پاکدشت اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هر واحد مسکونی تازه، به معنای خانوادهای تازه و در بسیاری از موارد، دانشآموزانی تازه است. …

































































