در این میان، نسخههایی مثل وام مسکن هم برای خیلیها چندان امیدبخش نیست. وامی که خودش سود و قسط سنگین دارد، وقتی قیمت خانه چند برابر توان مالی یک خانواده است، بیشتر شبیه اضافه شدن یک بدهی به فهرست مشکلات است تا راهحل خانهدار شدن. سؤال اما اینجاست؛ وقتی قیمت مسکن از توان مردم فاصله گرفته، قرار است چه کسی این فاصله را کم کند؟ و دولت و مسئولان چرا نظارت و کاری برای این قیمتهای افسار گسیخته نمیکنند.
اجاره بها چند درصد از درآمد خانوار را میبلعد؟
مسکن در ایران دیگر فقط «یکی»از هزینههای زندگی نیست؛ برای خیلی از خانوادهها، تبدیل شده به اصلیترین هزینه زندگی. این درحالی است که حتی اگر بخواهیم بحث مقایسه مسکن در ایران با کشورهای دنیا را کنار بگذاریم و ایران امروز را با ایران دهه ۸۰ مقایسه بکنیم باز هم به عددهای ناخوشایند و تورمهای سرسامآور میرسیم که میگوید انگار طی این سالها هیچکس عزمی برای کنترل قیمت مسکن ندارد؛ همین هم باعث شده از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۵ افزایش قیمت خانه در کشور یک جهش ۴۶۰ درصدی داشته باشد؛ مقولهای که جزو نیازهای اساسی یک زندگی شهروندی است. آمارها میگوید در اواسط دهه ۸۰، سهم اجاره در شهرهای بزرگ بین ۲۵ تا ۴۰ درصد و در شهرهای کوچک بین ۱۵ تا ۲۵ درصد بود در حالی که حالا معضل مسکن چیزی بالای ۷۰ درصد از سهم درآمد خانوار را به معنای واقعی کلمه میبلعد.
وقتی خانه از سقف بالای سر به سرمایه تبدیل شد …



































































































































































