«بسم الله الرحمن الرحیم
«وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ...»
و هر کس مؤمنی را عمداً به قتل برساند، کیفر او دوزخ است...
نساء، ۹۳
با قلبی آکنده از اندوه و خشمی برخاسته از وجدان دینی و انسانی، شهادت مظلومانه ماموستا محمد نزهتی، امام جماعت مسجد روستای چیانه پیرانشهر را بهشدت محکوم میکنیم؛ عالمی مردمی که نه صاحب زر و زور بود، نه منصبی برای نزاع داشت و نه سلاحی جز کلام خدا و محرابی جز مسجد مردم.
به راستی باید پرسید:
ماموستا محمد نزهتی چه جرمی داشت؟
جرمش اقامه نماز بود؟
خدمت به مردم روستایش بود؟
تعلیم دین و دعوت به اخلاق و آرامش بود؟
یا آنکه عدهای چنان از صدای وحدت، همدلی و دفاع از هویت ملی هراس دارند که گلوله را پاسخ یک عالم دینی میدانند؟
ماموستا محمد نزهتی از روحانیونی بود که در کنار رسالت دینی خود، بر وحدت مردم، همدلی اجتماعی، حفظ هویت ملی و دفاع از ایران تأکید داشت و در مواضع و سخنان خود، حملات دشمنان به کشور و به شهادت رساندن هموطنانمان را محکوم کرده بود. اگر هدف از چنین جنایاتی خاموش کردن همین صدای وحدت، میهندوستی و ایستادگی در برابر دشمنان ملت ایران باشد، این خود بیش از هر چیز ماهیت شوم و ضدملی این ترورها را آشکار میکند.
اینکه یک عالم دینی، یک امام جماعت روستایی، در حریم خانه و در برابر دیدگان همسر و فرزندانش هدف گلوله قرار گیرد، تنها قتل یک انسان نیست؛ شلیک به امنیت خانواده، حرمت خانه، جایگاه مسجد، شأن روحانیت و آرامش یک جامعه است.
فرزندان او تا پایان عمر با خاطره شبی زندگی خواهند کرد که پدرشان را، نه در میدان جنگ و نه در نزاعی مسلحانه، بلکه در میان خانواده از آنان گرفتند. کدام وجدان بیداری میتواند در برابر چنین صحنهای سکوت کند؟ کدام منطق، کدام مکتب و کدام آرمان میتواند خون عالمی را که عمرش را در خدمت مردم، دین و وحدت جامعه گذرانده است، مباح بداند؟
در مناطق اهل سنت، ماموستایان و علمای دین تنها امام جماعت یک مسجد نیستند؛ آنان پناه مردم در روزهای سخت، مصلح اختلافات، معلم فرزندان، زبان خیرخواهی و حلقه پیوند … …


































































































































































