جهان در آستانهٔ تحولی پارادایمی قرار دارد.
سقوط اخلاقی و عملیاتی غرب، که در جنگ غزه و تجاوز به ایران به اوج رسید، پایان «نظم لیبرال» را رقم زده است.
در برابر این خلأ، «مهد آسیا» با پیشینهٔ تمدنیِ چندوجهی، منابع مادیِ بینظیر، و پیشنیازهای «فراجامعه»، میتواند پرچمدارِ «تمدن مشترک جدیدی» باشد. این مقاله، با اتکا به ادلهٔ تاریخی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی، و با نقد ساختارهای ناکارآمدِ موجود (مانند بریکس)، چارچوب «منظومهٔ زنجیرهایِ تمدن آسیایی» را به عنوان جایگزینی برای هژمونیِ آمریکا پیشنهاد میکند.
بخش اول: فروپاشیِ غرب؛ روایتِ سقوطِ اخلاقی، نظامی و سیاسی
۱-۱. سقوط اخلاقی؛ افشایِ «نقابِ حقوق بشر»
غزه، پایانِ نمایشِ اخلاقیِ غرب
فاجعه انسانی در غزه، بیش از یک بحران ژئوپلیتیک، به «کاتالیزوری برای آشکار ساختن عمیقترین تضادهای درونی تمدن غرب» تبدیل شده است .
واکنش دولتهای غربی به وقایع غزه، «شکافی هولناک میان گفتمان پرطمطراق حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی و واقعیت عریان منافع سیاسی را به نمایش گذاشت و مشروعیت این ارزشها را در سطح جهانی به شدت تضعیف کرد» .
بر اساس تحلیلهای روابطبینالملل، «هژمونی غرب نه از طریق شکست نظامی، بلکه از طریق پوسیدگی اخلاقی در حال فروپاشی است» .
نظریهپردازانی چون جوزف نای تأکید دارند که بقای یک قدرت هژمونیک در گرو «قدرت نرم» است؛ یعنی توانایی جذب دیگران از طریق ارزشها و مشروعیت . اما هنگامی که غرب از ارزشهای حقوق بشری «بهعنوان سلاحی برای سرکوب رقیبان استفاده میکند، جذابیت خود را از دست داده و به قدرت سخت تقلیل مییابد» . …





















































































































