در حملونقل، تجربه تنها خاطره گذشته نیست؛ سرمایهای برای آینده است. برخی هشدارها نیز ارزش خود را نه هنگام بیان، بلکه سالها بعد نشان میدهند.
جواد سمساریلر از معدود پیشکسوتانی است که سالها پیش، در گفتوگو با ماهنامه صنعت حملونقل (شماره ۳۸۴، آذر ۱۴۰۰)، از چندپارگی تصمیمگیری، کمرنگ شدن نقش تشکلهای تخصصی و فاصله گرفتن سیاستگذاری از واقعیتهای این صنعت سخن گفته بود.
امروز، همزمان با آشفتگی مرزها و تصمیمهای یکجانبه، بازخوانی آن دیدگاهها بیش از آنکه رجوع به گذشته باشد، تلاشی برای فهم ریشههای بحران امروز و بهرهگیری از سرمایه تجربه برای آینده است.
در صنعت حملونقل بینالمللی ایران، نامها معمولاً با سمتها تعریف میشوند. اما برخی چهرهها با استمرار تحلیل و نقد، در حافظه حرفهای این حوزه باقی میمانند. جواد سمساریلر از جمله این افراد است؛ مدیری که طی دههها فعالیت، مسائل این صنعت را نه از زاویه منافع کوتاهمدت، بلکه در چارچوب منافع ملی و تجارت خارجی ایران صورتبندی کرده است.
در حافظه فعالان این حوزه، او بیش از آنکه با جایگاههای اجرایی شناخته شود، با مجموعهای از هشدارها به یاد آورده میشود؛ هشدارهایی درباره ضعف حکمرانی، تصمیمسازی غیرمشارکتی و تضعیف تدریجی نقش تشکلهای تخصصی. نکته قابل توجه آن است که بسیاری از این هشدارها امروز در قالب واقعیتهای روز صنعت قابل مشاهدهاند.
او سالها پیش در گفتوگویی با صنعت حملونقل تأکید کرده بود که تشکلها معمولاً تنها زمانی به رسمیت شناخته میشوند که سیاستگذاریها به بنبست میرسد. در نگاه او، مسئله اصلی نه کمبود سیاست، بلکه شیوه تولید آن است؛ شیوهای که در آن تصمیمگیری پشت درهای بسته و بدون مشارکت ذینفعان، به یک الگوی پایدار تبدیل شده است.
در این چارچوب، حملونقل بینالمللی ایران نه بر اساس یک منطق اقتصادی واحد، بلکه در میان مجموعهای از تصمیمهای پراکنده و چندمرکزی اداره میشود. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی ناهماهنگی نهادی است که خود را در هزینهها، مقررات و کارایی سیستم نشان میدهد. بحران حملونقل بینالمللی ایران محصول تعدد مراکز تصمیمگیری و فقدان حکمرانی متمرکز است
سمساریلر بحران صنعت حمل و نقل را بیش از آنکه ناشی از تحریمها بداند، محصول تعدد مراکز تصمیمگیری و فقدان حکمرانی متمرکز میداند. به گفته او، بیش از ۲۴ نهاد مختلف بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر این بخش اثر میگذارند؛ وضعیتی که به تصمیمهای متناقض، افزایش هزینهها و کاهش پیشبینیپذیری منجر شده است.
در سطح عملیاتی، مجموعهای از اختلالهای ساختاری همچنان پابرجاست؛ محدودیتهای ویزا برای رانندگان، خروج از نظام بیمه سبز، کمبود مجوزهای تردد، تعدد سامانههای داخلی و تغییرات مکرر مقررات. این عوامل در کنار هم، نوعی بیثباتی مزمن در برنامهریزی شرکتها ایجاد کردهاند. مرزها در این میان به نقطه تمرکز این اختلال تبدیل شدهاند؛ جایی که چندین نهاد با منطقهای متفاوت در یک فضای محدود عمل میکنند. نتیجه، توقفهای طولانی، افزایش هزینههای زمانی و کاهش رقابتپذیری در مسیرهای بینالمللی است.
با وجود این، سمساریلر معتقد است که ظرفیت حرفهای در بخش خصوصی همچنان وجود دارد و فعالان این صنعت توانستهاند بخشی از بازار را حفظ کنند. اما او هشدار میدهد که در غیاب اصلاح نهادی و بازگشت به تصمیمسازی مشارکتی، این ظرفیت بهتدریج فرسوده خواهد شد. در نهایت، آنچه در روایت او برجسته میشود، صرفاً نقد یک صنعت نیست، بلکه نقد یک الگوی حکمرانی است؛ الگویی که در آن تجربه دیر شنیده میشود و هزینه خطا بهصورت جمعی و در سطح کل سیستم پرداخت میگردد. همچنین بخوانید بازدید عراقچی از ساختمان تخریب شده وزارت خارجه + عکس زمان ثبتنام آزمون دستیاری فوقتخصصی پزشکی اعلام شد ابلاغیه جدید وزارت صمت/ ثبت برنامه این واحدها در سامانه جامع تجارت الزامی شد زمان برگزاری آزمون پذیرش دوره فلوشیپ پزشکی اعلام شد+ جزییات

































































































































































