تامین کالا همچنان بر بنادر جنوبی و شبکه دریایی خلیج فارس متکی است. غلات، نهادههای دامی، مواد اولیه، ماشینآلات و محمولههای حجیم را نمیتوان ناگهان به جاده یا ریل سپرد. بیش از ۸۵ درصد تجارت خارجی ایران از مسیر دریا انجام میشود؛ رقمی که وزن تجارت دریایی و دشواری جایگزینی آن را نشان میدهد. بنادر جنوبی هنوز فعالند، اما با هزینه بیشتر و اطمینان کمتر: کرایه و حق بیمه بالاتر، قراردادهای سختگیرانهتر، پیشپرداخت بیشتر و تاخیر طولانیتر. هزینه بحران فقط در بارنامه ثبت نمیشود؛ در خواب سرمایه، موجودی احتیاطی و بینظمی تولید نیز انباشته میشود.
محور شرقی، مهمترین ظرفیت ایران برای کاهش تمرکز بر خلیجفارس است. چابهار و سواحل مکران، در شرق هرمز، از طریق دریای عمان به اقیانوس هند راه دارند. پیوند دریایی چابهار با هند و اتصال بنادر کراچی و گوادر به مرزهای میرجاوه و ریمدان میتواند بخشی از بار کانتینری را بدون عبور از هرمز به ایران برساند. اما کمبود تجهیزات بندری و ظرفیت انبارداری، محدودیت خطوط منظم کشتیرانی و ناوگان زمینی و کامل نبودن اتصال ریلی، انتقال سریع حجم بزرگ بار را در کوتاهمدت ناممکن میکند. ناامنی در بلوچستان پاکستان، ضعف راه و ریل و تشریفات مرزی ظرفیت این محورها را محدود میکند. افغانستان نیز بیش از آنکه تامینکننده باشد، مسیر مکمل دسترسی به آسیای مرکزی است. چابهار دارایی راهبردی و پاکستان مسیر پشتیبان است؛ هیچیک جایگزین فوری حمل انبوه دریایی نیست. …
































































































































































