تنگه هرمز و تأسیسات صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) راس لافان قطر، به دلیل جنگ میان ایالات متحده و ایران، بهطور مؤثری برای بیش از پنج ماه بسته بودهاند که این امر بر ۲۰ درصد از عرضه جهانی LNG تأثیر گذاشته است. پاکستان یکی از آسیبپذیرترین خریداران آسیایی در برابر اختلالات گاز طبیعی مایع خاورمیانه است، چرا که بیش از ۹۰ درصد از واردات LNG این کشور از قطر تأمین میشود. در حالی که پاکستان برای حل و فصل درگیری کنونی میان ایالات متحده و ایران در حال میانجیگری بوده است، از دیپلماسی با ایران برای تأمین ذخایر مورد نیاز LNG از قطر بهره گرفته است؛ با این حال، این اقدامات برای جلوگیری از خاموشیهای چرخشی یا تأثیر بر تولید کودهای شیمیایی کشور کافی نبوده است.
پاکستان ممکن است برای کسب اعتبار و نفوذ، میانجی در درگیری میان ایالات متحده و ایران باشد، اما همچنین دارای پیوندهای قوی انرژی، اقتصادی و دفاعی با خاورمیانه است و نفع مستقیمی در پایان سریعتر این درگیری دارد. پاکستان علاوه بر جریانهای انرژی، حوالههای ارزی را از شهروندان شاغل در خلیج فارس دریافت میکند و دارای پیمان دفاعی متقابل با عربستان سعودی است. پاکستان مرزی با ایران دارد و بیثباتی در ایران هم یک ریسک اقتصادی و هم یک ریسک امنیتی برای پاکستان محسوب میشود. پاکستان میتواند از روابط رو به گرم شدن خود با ایالات متحده و مانورهای دیپلماتیک کنونی برای واردات محمولههای LNG آمریکا استفاده کند؛ از طریق مذاکره برای حمایتهای اعتباری و کمکهای امنیت انرژی از سوی نهادهای دولتی ایالات متحده، چرا که با نزدیک شدن به زمستان، احتمالاً بازار LNG فشردهتر و محدودتر خواهد شد.
پاکستان به دلیل حساسیت به قیمت و ناتوانی در جایگزینی LNG با جریان گاز خط لوله (به دلیل وجود افغانستان و کوههای هندو کش که مانع از ایجاد یک خط لوله بینالمللی برای انتقال گاز ترکمنستان به این شبهقاره میشود)، بهشدت به قطر وابسته است. پاکستان تأثیر فوری ناشی از بسته شدن راس لافان را مشاهده کرد، بهطوری که واردات LNG آن در ماه مارس نسبت به ماه قبل ۶۸ درصد و نسبت به سال قبل ۶۹ درصد کاهش یافت. در مقایسه، خریداران همسطح و حساس به قیمت در جنوب آسیا یعنی هند و بنگلادش، حجم واردات LNG خود در ماه مارس را به ترتیب ۱۲۰ درصد و ۱۶ درصد نسبت به ماه قبل افزایش دادند و در سال جاری با کاهش شدید در واردات LNG مواجه نشدهاند. هند و بنگلادش برای دریافت محمولههای بیشتر به ایالات متحده و همچنین ذخایر از آنگولا، موزامبیک، نیجریه، عمان و امارات روی آوردهاند.
از ۸.۴ میلیون تن در سال قراردادهای فعال میانمدت و بلندمدت امضا شده توسط پاکستان، ۷.۵ میلیون تن از پروژههای قطری است. این امر به دلیل هزینه پایین LNG قطر است که از هزینههای پایینتر پروژه و تأمین گاز ناشی میشود. پاکستان حساس به قیمت است، زیرا پس از بحران مالی سالهای پس از پاندمی کووید-۱۹ در حال بهبود بوده است: این کشور در معرض خطر نکول حاکمیتی قرار داشت و شاهد رسیدن تورم به رکورد ۳۸ درصد در سال ۲۰۲۳ بود. وضعیت متزلزل مالی آن منجر به رتبه اعتباری غیرقابل سرمایهگذاری و اقدامات ریاضتی تحمیلشده توسط صندوق بینالمللی پول شده است، که به دلیل افزایش ریسک توسط فروشندگان برای محافظت از خود در برابر احتمال نکول خریدار، امضای قراردادهای بلندمدت را گرانتر میکند.
پاکستان به افزایش قیمتهای دوران جنگ در بازار LNG، با کاهش چشمگیر واردات خود، تغییر ترکیب تولید برق و استفاده از دیپلماسی با ایران برای تضمین عبور ایمن محمولههای LNG قطر از تنگه هرمز واکنش نشان داده است. ترکیب تولید برق پاکستان در ماههای مارس و آوریل ۲۰۲۶ نشان داد که استفاده از زغالسنگ به حدود ۳۰ درصد افزایش یافته و تولید برق از واردات LNG بسیار کمتر شده است (بین ۴ تا ۶ درصد، در مقایسه با میانگین پنج ساله حدود ۲۰ درصد برای هر دو تولید زغالسنگ و LNG). با وجود تغییر در ترکیب تولید برق، خاموشیهای برنامهریزی شده در سراسر کشور ادامه داشته که بر تولیدات صنعتی، کسبوکارها و خانوارها تأثیر گذاشته است.
بنگلادش، هند و پاکستان که بهطور سنتی بهعنوان خریداران حساس به قیمت شناخته میشدند، اکنون در حال خرید محمولههای نقدی (Spot) در محدوده پایین ۲۰ دلار در هر میلیون واحد حرارت انگلیسی (MMBtu) هستند؛ هند اخیراً بیش از ۲۳ دلار در هر MMBtu پرداخت کرده است. گزارش شده است که در اوایل جولای ۲۰۲۶، قیمت پیشنهادی یک محموله به پاکستان از سوی شرکت TotalEnergies حدود ۱۷ دلار در هر MMBtu بود، اما پاکستان در اواسط جولای یک محموله را با قیمت ۲۱.۸۸ دلار در هر MMBtu برای تحویل در اواخر همان ماه خریداری کرد. برای مقایسه، محمولههای نقدی آسیا در ماههای میو ژوئن ۲۰۲۵ بین ۱۲ تا ۱۳ دلار در هر MMBtu بود.
پاکستان نسبت به سالهای گذشته در بازار نقدی فعالتر بوده است؛ بهطوری که امسال ۱۱ مناقصه برای محمولههای نقدی صادر کرده و تاکنون شش مورد را واگذار نموده است، در حالی که سال گذشته تنها دو مناقصه واگذار شده بود. پاکستان در تابستان امسال محمولههایی را از ترمینال پالما در موزامبیک، عمان و راس لافان قطر وارد کرده و قصد خرید حداکثر شش محموله برای تحویل در ماه اوت را داشته است. در مقایسه، هند ۴۱ مناقصه و بنگلادش ۳۲ مناقصه را بین مارس تا ژوئن ۲۰۲۶ واگذار کردهاند.
پیامدهای کمبود LNG در پاکستان
اگرچه پاکستان توانسته است بخشی از ذخایر LNG خود را با زغالسنگ جایگزین کند و رشد پنلهای خورشیدی متعلق به بخش خصوصی به برخی مصرفکنندگان در تأمین تقاضای فردی برق کمک کرده است، اما همچنان واردات LNG برای تولید کودهای شیمیایی در بخش کشاورزی کشور ضروری است. پاکستان به دلیل کمبود ذخایر LNG، دو کارخانه تولید کود را تعطیل کرده تا گاز را به بخش برق هدایت کند؛ امری که انتظار میرود در فصل انتقال برنج در تابستان و کشت گندم در اواخر سال جاری بر عرضه کودهای شیمیایی تأثیر بگذارد. پس از اعلام وضعیت «فورس ماژور» توسط شرکت QatarEnergy، شرکت خط لوله گاز شمالی پاکستان (Sui Northern Gas Pipelines Limited) به دلیل نبود گاز از سوی قطر و با استناد به درگیریهای تجدید شده در خلیج فارس، مجبور شد تا تاریخ ۳ اوت وضعیت فورس ماژور خود را در زمینه تأمین گاز اعلام کند. شرکت Agritech تأیید کرد که شرکت Sui تأمین گاز به کارخانه تولید اوره خود با ظرفیت ۴۳۳ هزار تن در سال را متوقف کرده که منجر به توقف عملیات شده است. با نزدیک شدن به فصل زمستان، احتمالاً بازار LNG به دلیل قطع طولانیمدت در راس لافان و افزایش تقاضا، فشردهتر از پیش خواهد شد.
همچنین ممکن است توانایی پاکستان برای جبران کمبود برق از طریق سایر اشکال انرژی محدودتر شود. پیشبینی میشود الگوی آب و هوایی قوی «النینو» در پاییز امسال، پس از موج گرمای بیسابقه در ماه می، باعث ایجاد هوای گرمتر و خشکتر در حوضه اقیانوس آرام شود که میتواند بر میزان آب موجود برای تولید برقآبادی و راکتورهای هستهای تأثیر گذاشته و تقاضای منطقهای برای منابع جایگزین مانند LNG و زغالسنگ را حتی بیشتر افزایش دهد.
در عین حال، تأمین محمولههای LNG میتواند رقابتیتر شود. اروپا در حال رسیدن به پایان فصل تزریق است (زمانی که قبل از زمستان ذخایر گاز طبیعی خود را میسازد) و سطح ذخایر آن مشابه سال ۲۰۲۳ است؛ وضعیتی که پس از بحران انرژی ناشی از تهاجم روسیه به اوکراین رخ داد. بنابراین، احتمال میرود اروپا مجدداً وارد بازار نقدی شود و قیمتهای LNG را در هفتهها و ماههای آینده افزایش دهد. عرضه LNG با افزایش تقاضا همچنان پایین خواهد ماند: شرکت QatarEnergy اعلام کرده است که وضعیت فورس ماژور بر ارسالهای LNG را تا ماه سپتامبر تمدید کرده است و گزارشها حاکی از آن است که آماده تمدید این وضعیت تا ماه اکتبر نیز میباشد؛ همچنین این شرکت در اقدامی قابل توجه، برخی از نفتکشهای LNG خود را تا اواسط اکتبر اجاره داده است که با وجود نرخهای پایینتر حملونقل، نشاندهنده انتظارات خود از تأخیر در زمان راهاندازی مجدد راس لافان است.
حمله در اوایل جولای به یک نفتکش حامل LNG قطر که قصد عبور از تنگه را داشت، نشاندهنده دیدگاه بیطرفانه ایران نسبت به همسایگان حوزه خلیج فارس که با غرب همسو هستند و تمایل ایران به حمله به شناورها در صورت عدم تأیید عبور آنهاست. اینکه توانایی قطر برای ارسال محمولهها به مهارتهای مذاکرهای خریدار نهایی و رابطه آن با ایران بستگی دارد، برای کشوری که ثروت و به تبع آن نفوذ خارجیاش به صادرات LNG وابسته است، فکر آرامکنندهای نیست. برآورد میشود که ۷۹ درصد از درآمدهای دولتی قطر — که برای تثبیت استقلال از رهبری منطقهای عربستان سعودی، ایجاد شبکه خبری الجزیره و ایجاد پیوند با دانشگاههای ایالات متحده استفاده شده است — از LNG حاصل میشود. برای یک کشور کوچک، قطر بر پایه صادرات انرژی خود، جایگاه بینالمللی گستردهای ایجاد کرده است.
بحران تنگه هرمز یک شبکه پیچیده از وابستگی متقابل ایجاد کرده است: پاکستان برای تأمین LNG به قطر وابسته است، قطر به روابط پاکستان با ایران وابسته است و هر دو برای عبور ایمن محمولههای LNG به ایران وابستهاند. هرچند پاکستان اخیراً در صحنه جهانی نقش پررنگتری ایفا کرده است، اما دیپلماسی بینالمللی تنها میتواند تا حدی از این کشور در برابر خاموشیها، کاهش عملکرد محصولات کشاورزی و اقتصاد ضعیف محافظت کند، مگر اینکه توافقی میان ایالات متحده و ایران حاصل شود که بازگشایی تنگه و شروع مجدد فعالیت راس لافان را امکانپذیر سازد.
پاکستان برای عبور محمولههای LNG قطر مذاکره کرده است، اما میتواند با دولت ترامپ نیز برای تأمین محمولههای ایالات متحده همکاری کند. با توجه به نقش پاکستان در مذاکرات ایالات متحده و ایران و بهبود روابط این کشور با ایالات متحده تحت دولت کنونی، ایالات متحده میتواند فروش محمولههای LNG آمریکا به پاکستان را جهت جبران کمبود انرژی در طول بحران تسهیل کند. ایالات متحده میتواند برای پوشش درصد مشخصی از هزینه هر محموله کمک ارائه دهد و از طریق بانک صادرات-واردات ایالات متحده حمایت اعتباری فراهم کند تا پاکستان بتواند مناقصهای برای محمولههای LNG آمریکا صادر کند. سابقه ارائه کمکهای انرژی از طریق وزارت امور خارجه وجود دارد، زیرا ایالات متحده پیش از این متعهد به کمکهای انرژی به اوکراین از طریق آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده شده بود. دولت ترامپ دارای ارتباطات و سرمایه سیاسی با شرکتهای LNG آمریکایی است که میتواند برای تقویت امنیت انرژی پاکستان، ایجاد حسن نیت و پتانسیل فراهم کردن زمینهای برای توسعه بازار در پاکستان توسط صادرکنندگان LNG آمریکا مورد استفاده قرار گیرد.
کارولین راسل، پژوهشگر وابسته در برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در واشینگتن دی. سی است.
این تفسیر توسط مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، یک مؤسسه خصوصی و معاف از مالیات با تمرکز بر سیاستهای عمومی بینالمللی تولید شده است. تحقیقات این مرکز غیرجانبدارانه و غیرانحصاری است. CSIS مواضع سیاسی خاصی اتخاذ نمیکند. بر این اساس، تمام نظرات و نتیجهگیریها باید صرفاً به عنوان دیدگاه نویسنده در نظر گرفته شوند.

































































































































































