طبیعی است که خانوادههای کارگری از سیاستهای حفظ وضع موجود خسته شده باشند. آنها در ثروتمندترین کشور تاریخ نمیخواهند برای پرداخت قبوض خود هر روز بجنگند یا بهدلیل استرسهای ناشی از تلاش برای بقا سالها زودتر از موعد بمیرند. رسانهها و جریان اصلی قدرت برنامههای مترقیها را افراطی یا حتی کمونیستی میخوانند؛ اما این برنامهها دقیقا همان چیزی است که اکثریت قاطع مردم به آن نیاز دارند. برای مثال در بحث انتخابات مترقیها معتقدند سیستم فعلی فاسد است. این غیرقابلقبول است که یک نفر بتواند ۲۹۰میلیون دلار برای پیروزی یک نامزد هزینه کند. در بخش درمان نیز سیستم فعلی ناکارآمد و به شدت گران است. آمریکا تقریبا دوبرابر سایر کشورهای پیشرفته برای سرانه درمان هزینه میکند درحالیکه ۸۵میلیون نفر فاقد بیمه یا دارای بیمه ناکافی هستند و ۶۴درصد مردم خواهان یک سیستم درمانی همگانی هستند.
دفاع از حقوق کارگران، محور دیگر این مطالبات است. در سال۲۰۲۶ میلیونها کارگر همچنان دستمزدهایی ناچیز دریافت میکنند و حداقل دستمزد فدرال روی رقم شرمآور ۷.۲۵دلار در ساعت متوقف مانده است؛ درحالیکه این رقم باید دستکم به ۲۰دلار افزایش یابد. همزمان ثروتمندترین افراد و ابرشرکتها باید سهم عادلانه مالیات خود را بپردازند. در کشوری با بالاترین نرخ فقر کودکان در میان کشورهای پیشرفته منطقی نیست که نرخ مالیات میلیاردرها از رانندگان کامیون یا پرستاران کمتر باشد. از سوی دیگر قانونگذاری در حوزه هوش مصنوعی ضروری است. دولت باید نقش قاطعی در کنترل این فناوری ایفا کند تا به جای ثروتمندتر کردن الیگارشی فناوری در خدمت منافع همه مردم باشد.
تغییرات اقلیمی و سیاست خارجی نیز از دغدغههای کلیدی است. ادعای دروغ بودن تغییرات اقلیمی پس از ثبت رکوردهای بیسابقه گرمایش زمین در یک دهه اخیر خطری واقعی است و باید با طمع صنعت سوختهای فسیلی مقابله کرد. در عرصه بینالمللی نیز مترقیها خواهان اصلاحات بنیادین هستند. جنگ ویتنام و عراق بر پایه دروغ آغاز شدند و جنگ فعلی با ایران نیز مبتنی بر یک دروغ است. نیازی نیست سالانه ۱.۵تریلیون دلار در پنتاگون برای جنگهای بیپایان و حمایت از دیکتاتوریها هزینه شود. همچنین نباید دههامیلیارد دلار به کابینه افراطی نتانیاهو کمک مالی کرد که تاکنون ۷۳هزار فلسطینی را شهید و بیش از ۱۷۳هزار نفر را مجروح کرده است. دلیل پیروزی نامزدهای مترقی محبوبیت فوقالعاده ایدههای آنهاست و زمان آن فرا رسیده که تشکیلات سیاسی به جای دیکته کردن باورها به خواستههای واقعی مردم گوش دهد. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد


































































































































































