هفدهم شهریور ۱۳۵۷، جمعیت از میدان ژاله تا میدان خراسان کشیده شده بود، حضور در میدان به معنای ایستادن در قلب یک حادثه تاریخی بود. یکی از افسران نظامی از طریق بیسیم درخواست نیروی کمکی میکرد؛ شمار نیروهایش را اندک میدانست و از احتمال محاصرهشدن سخن میگفت.
لحظاتی بعد، چند بالگرد در ساختمان اداره برق نشستند. جمعیت بیشتر شده بود؛ گفته میشد هزاران نفر از سمت پیروزی به سوی میدان میآمدند. شعارها بالا گرفته بود: «مرگ بر شاه» و «استقلال، آزادی».
برای ثبت عمق جمعیت، عکاس به بالای درخت رفته بود، از آن ارتفاع، میدان را بهتر میشد دید؛ دریایی از آدمها که در خیابان ایستاده بودند اما هشدار یک پاسبان کافی بود تا او از بالای درخت پایین بیاید؛ احتمال تیراندازی وجود داشت.
و بعد، صدا آمد، صدای شلیک. در آن لحظه دیگر نه میدان همان میدان بود و نه جمعیت همان جمعیتی که چند دقیقه … …































































