خبرگزاری تسنیم ـ هادی فقیه| یک سال، قرار بود فقط یک سال باشد؛ اما یک تصمیم موقت در بابل نزدیک به سه دهه ادامه پیدا کرد و سرانجام زمانی که درِ سایت انجیلسی به روی کامیونهای حمل زباله بسته شد، بحران پایان نیافت؛ فقط آدرس آن تغییر کرد. حالا مسئله بابل دیگر صرفاً «محل دفن زباله» نیست؛ شهری با صدها تن پسماند روزانه، سایتی که کوهی از زبالههای سالهای گذشته را در دل خود نگه داشته، سکویی که زمانی قرار بود موقت باشد و شهری که هر بار با افزایش مسافر و تولید زباله، بیش از گذشته به مرز بحران نزدیک میشود.
اگر قرار باشد برای بحران پسماند بابل یک نقطه شروع پیدا کنیم، شاید بهتر باشد به جای کامیونهای زباله، به یک تصمیم اداری برگردیم؛ تصمیمی که قرار بود تنها برای مدت محدودی راهگشا باشد اما سالها ادامه پیدا کرد. انجیلسی قرار بود محل موقت مدیریت پسماند بابل باشد، اما این «موقت» آنقدر طولانی شد که طبیعت منطقه، زندگی مردم و حتی اقتصاد محلی هزینه آن را پرداخت کردند.
اکنون، نزدیک به سه دهه پس از آغاز این ماجرا و بیش از دو سال پس از توقف ورود زباله به انجیلسی، سؤال اصلی دیگر این نیست که چرا این سایت تعطیل شد؛ سؤال بزرگتر این است که چرا شهری با این حجم تولید پسماند، پیش از تعطیلی یک سایت 26 ساله، جایگزین پایدار برای آن نداشت؟
پاسخ به این سؤال، بابل را وارد مرحله تازهای از پرونده پسماند میکند؛ مرحلهای که در آن دیگر نمیتوان همه چیز را به یک سایت دفن، یک شهرداری یا حتی یک تصمیم قضایی تقلیل داد.
انجیلسی بسته شد؛ اما زباله کجا رفت؟
15 اردیبهشت 1403 را میتوان یکی از مهمترین تاریخهای پرونده پسماند بابل دانست؛ تاریخی که ورود زباله به انجیلسی متوقف شد و یکی از طولانیترین پروندههای محیطزیستی منطقه وارد مرحله تازهای شد.
تعطیلی سایت از یک سو مطالبه چندینساله مردم منطقه و نتیجه پیگیریهای قضایی بود و از سوی دیگر، یک خلأ بزرگ مدیریتی را آشکار کرد: بابل برای روز بعد از انجیلسی برنامه آمادهای نداشت. …



































































































































































